عباس آخوندی: بحران در کشورهای غربی الزاما به معنی افول نیست

کد خبر : ۴۶۶۷۰۵
عباس آخوندی: بحران در کشورهای غربی الزاما به معنی افول نیست

وزیر پیشین راه و شهرسازی گفت: استفاده از مفهوم «افول آمریکا» بدون تحلیل دقیق تحولات جهانی می‌تواند به برداشت‌های نادرست منجر شود.

به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، در یکصد و چهل و هفتمین نشست بنیاد باران در سخنان خود سه محور اصلی را مورد توجه قرار داد: شناخت تحولات جهانی و رصد تغییرات قدرت در جهان، بررسی مفهوم امنیت و نسبت آن با توسعه و در نهایت، تبیین کلیات و راهبردهای توسعه در ایران. 

او برای تشریح تغییرات نظم جهانی، ابتدا به توزیع ثروت و تولید ناخالص داخلی در اقتصاد جهان اشاره کرد. به گفته آخوندی، از مجموع حدود ۱۱۷ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی جهان، نزدیک به ۳۰ تریلیون دلار، معادل حدود ۲۷ درصد، به آمریکا اختصاص دارد. او همچنین سهم اروپا و چین را هر یک در حدود ۱۹ تریلیون دلار برآورد کرد و یادآور شد که بخش باقی‌مانده تولید جهانی میان سایر اقتصادها توزیع می‌شود. 

آخوندی با تأکید بر ضرورت شناخت قطب‌های اقتصادی جهان، تغییر رفتار آمریکا در دهه‌های اخیر را یکی از تحولات مهم نظم بین‌المللی دانست. به گفته او، آمریکا در دهه ۱۹۹۰ و پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در موقعیت قدرتی تک‌قطبی قرار گرفت؛ اما به‌تدریج، به‌ویژه در دوره دونالد ترامپ، از برخی ارزش‌های نظم لیبرال که خود در شکل‌گیری آن نقش داشت فاصله گرفت. 

او این روند را بازگشت تدریجی آمریکا به الگویی از مناسبات قدرت توصیف کرد که بیشتر با منطق سلطه و روابط قدرت در قرن‌های هفدهم، هجدهم و اوایل قرن نوزدهم شباهت دارد. با این حال، به اعتقاد آخوندی، چنین الگویی نتوانست بدون چالش ادامه پیدا کند؛ زیرا چین به‌عنوان قدرتی اقتصادی وارد میدان شد و به جایگاه دوم اقتصاد جهان رسید. 

آخوندی در ادامه، به رشد اقتصادی چین و تفاوت آن با آمریکا اشاره کرد و گفت درحالی‌که نرخ رشد اقتصادی آمریکا حدود ۲ درصد برآورد می‌شود، رشد چین در حدود ۴ درصد و رشد هند در محدوده ۵ تا ۶ درصد قرار دارد. او رشد اقتصادی هند را یکی از تحولاتی دانست که در تحلیل‌های مربوط به آینده توزیع قدرت جهانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. 

به گفته او، با ادامه این روند، ممکن است در سال‌های آینده توازن اقتصادی جهان با وضعیت کنونی تفاوت چشمگیری پیدا کند. برخی پیش‌بینی‌ها سال ۲۰۳۵ و برخی دیگر سال‌های ۲۰۴۵ یا ۲۰۵۰ را برای پیشی گرفتن اقتصاد چین از آمریکا مطرح می‌کنند؛ هرچند زمان دقیق این تغییر به روندهای اقتصادی آینده وابسته است. 

آخوندی تأکید کرد مسئله صرفاً رشد تولید ناخالص داخلی کشورها نیست، بلکه باید به تغییر جغرافیای قدرت اقتصادی نیز توجه کرد. به اعتقاد او، اگر در گذشته غرب موتور اصلی محرک اقتصاد جهانی بود، در یکی دو دهه آینده دو قدرت مهم آسیایی، یعنی چین و هند، نقش پررنگ‌تری در اقتصاد جهان ایفا خواهند کرد. بنابراین، نمی‌توان همچنان غرب را تنها کانون قدرت اقتصادی جهان در نظر گرفت. 

او در همین زمینه هشدار داد استفاده از مفهوم «افول آمریکا» بدون تحلیل دقیق تحولات جهانی می‌تواند به برداشت‌های نادرست منجر شود. آخوندی با اشاره به بحران‌های تاریخی غرب، از جمله بحران‌های مرتبط با نظام لیبرال در دوران جنگ‌های جهانی اول و دوم و نیز بحران‌های اقتصادی دهه ۱۹۸۰ و سال ۲۰۰۷، تأکید کرد که مواجهه کشورهای غربی با بحران و چالش، لزوماً به معنای افول قطعی آن‌ها نیست. 

به گفته او، غرب در مقاطع مختلف تاریخی با بحران‌هایی مواجه شده، اما با تغییر سیاست‌ها و سازوکارهای اقتصادی و اجتماعی توانسته است به حیات خود ادامه دهد. از جمله این تحولات، شکل‌گیری و گسترش دولت رفاه در مواجهه با چالش‌های ناشی از مارکسیسم بود. بنابراین، برای تحلیل آینده قدرت‌های جهانی باید میان وجود بحران و افول ساختاری تمایز قائل شد. 

زنجیره‌های ارزش جهانی؛ از رقابت بر سر سلطه تا تأمین رفاه

بخش دیگری از سخنان آخوندی به زنجیره‌های ارزش جهانی و جایگاه آن‌ها در رقابت میان قدرت‌های بزرگ اختصاص داشت. 

او با اشاره به مواضع آمریکا درباره مناطقی مانند گرینلند و فشارهای این کشور بر کشورهایی همچون کوبا و ونزوئلا، این تحولات را در چارچوب رقابت قدرت‌ها و تلاش برای حفظ یا گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی تحلیل کرد. 

آخوندی در ادامه، زنجیره اقتصادی چین تا آفریقا را یکی از زنجیره‌های مهم ارزش جهانی معرفی کرد و بر ضرورت شناخت جایگاه این زنجیره‌ها در مناسبات بین‌المللی تأکید داشت. 

به اعتقاد او، مسئله اساسی برای ایران این است که مشخص کند از حضور و نقش‌آفرینی در زنجیره‌های ارزش جهانی چه هدفی را دنبال می‌کند: آیا هدف، افزایش رفاه مردم و توسعه اقتصادی کشور است یا دستیابی به سلطه و گسترش نفوذ منطقه‌ای؟ 

او تأکید کرد که تعیین هدف، پیش از انتخاب راهبرد اهمیت دارد. اگر بخش مهمی از ارزش اقتصادی جهان در یک زنجیره متمرکز باشد، طبیعی است که قدرت‌های بزرگ نسبت به امنیت و استمرار فعالیت آن حساسیت داشته باشند. از این رو، باید پرسید آیا ایران به‌تنهایی قادر است چنین زنجیره‌ای را تهدید کند و آیا سایر قدرت‌هایی که از فعالیت آن سود می‌برند، در برابر ناامنی بلندمدت آن بی‌تفاوت خواهند ماند؟ 

آخوندی با اشاره به حجم مبادلات چین و آفریقا که در یادداشت‌های سخنرانی حدود ۲.۵ تریلیون دلار عنوان شد، این پرسش را مطرح کرد که آیا چین یا حتی هند می‌توانند در برابر ناامنی بلندمدت در چنین مسیری بی‌تفاوت باشند؟ 

او در این چارچوب، قدرت را صرفاً در توانایی ایجاد تهدید یا برهم زدن نظم موجود خلاصه نکرد، بلکه بر توانایی حفاظت از زنجیره‌های ارزش جهانی و استفاده از ظرفیت آن‌ها برای افزایش رفاه تأکید داشت. از نگاه او، راهبرد مناسب برای ایران باید به‌جای تمرکز صرف بر ایجاد اختلال، بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصاد جهانی در جهت توسعه و تأمین منافع ملی استوار باشد. 

امنیت جهانی و ضرورت بازنگری در راهبردهای منطقه‌ای

آخوندی در بخش دیگری از سخنان خود به هزینه‌های نظامی و امنیتی جهان اشاره کرد. بر اساس ارقامی که او در سخنرانی مطرح کرد، هزینه‌های سالانه امنیت و نظامی‌گری در جهان حدود ۲.۹ تریلیون دلار است. از این میزان، سهم آمریکا حدود ۳۳ درصد، چین ۱۲ درصد، روسیه ۶.۶ درصد، آلمان ۳.۹ درصد و هند ۳.۲ درصد عنوان شد. 

طرح این ارقام در سخنرانی آخوندی در چارچوب بحث درباره ارتباط میان قدرت اقتصادی، توان نظامی و امنیت زنجیره‌های ارزش جهانی قرار داشت. از این منظر، قدرت‌های بزرگ صرفاً به دلیل برخورداری از منابع اقتصادی اهمیت ندارند، بلکه توانایی آن‌ها برای حفاظت از منافع و مسیرهای اقتصادی خود نیز در شکل‌گیری نظم امنیتی جهان مؤثر است. 

او در ادامه بر ضرورت عبور از الگوی هژمونی منطقه‌ای و تلاش برای تبدیل شدن به قدرت مسلط منطقه تأکید کرد و حرکت به سمت امنیت مشارکتی با کشورهای منطقه را راهبردی ضروری دانست. 

به گفته آخوندی، برداشت کشورها از امنیت جهانی تغییر کرده و دیگر نمی‌توان صرفاً با تکیه بر الگوهای سنتی ائتلاف‌سازی، مسائل امنیتی را حل کرد. او با اشاره به نمونه‌هایی از ائتلاف‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، از جمله همکاری امنیتی عربستان و پاکستان و نیز ناتو در مواجهه با روسیه، عملکرد این ترتیبات را در تأمین اهداف مورد انتظار زیر سؤال برد. 

از نگاه او، این تحولات نشان می‌دهد که امنیت در جهان امروز به درک دقیق‌تری از منافع متقابل کشورها و چگونگی همکاری میان آن‌ها نیاز دارد. در چنین شرایطی، راهبرد امنیتی ایران نیز باید با توجه به تحولات قدرت جهانی، جایگاه اقتصادی کشور و ضرورت همکاری با همسایگان بازنگری شود. 

در مجموع، محورهای مطرح‌شده در سخنان عباس آخوندی بر این نکته متمرکز بود که شناخت تغییرات نظم جهانی، تمایز میان بحران و افول قدرت‌ها، تعیین هدف روشن برای حضور در اقتصاد جهانی و حرکت از رقابت مبتنی بر سلطه به سوی امنیت مشارکتی، از الزامات تدوین راهبرد توسعه و تأمین منافع ملی ایران است.

نظرات بینندگان