چرا عربستان در یمن به اهداف نظامی خود نرسید؟
تشدید دوباره درگیری میان عربستان و انصارالله یمن، پس از شکست تلاشهای پیشین برای توافق، خطر گسترش بحران منطقهای را افزایش داده است. این تحلیل با اشاره به ناکامی راهبردهای نظامی، محاصره اقتصادی و اختلافات عربستان و امارات، مذاکره مستقیم میان ریاض و صنعا با میانجیگری عمان و مشارکت دیگر بازیگران یمنی و منطقهای را مسیر مهار تنش و دستیابی به صلحی پایدار میداند.
به گزارش اینتیتر به نقل از المیادین، عریب الرنتاوی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین
تشدید دوباره درگیری میان عربستان سعودی و انصارالله یمن، پس از سالها جنگ، محاصره و مذاکرات بینتیجه، منطقه را در آستانه مرحلهای تازه از تقابل قرار داده است. در حالی که ریاض بار دیگر به گزینههای نظامی و ائتلافسازی روی آورده، این تحلیل استدلال میکند که تکرار راهبردهای گذشته نمیتواند جایگزین توافق سیاسی شود و تنها مسیر مذاکره مستقیم میان صنعا و ریاض با مشارکت دیگر بازیگران یمنی و منطقهای، میتواند زمینه مهار بحران را فراهم کند.
از آتشبس شکننده تا بازگشت به جنگ
عربستان پیشتر جنگی هشتساله را با هدف تضعیف انصارالله و تغییر موازنه قدرت در یمن پیش برد، اما این عملیات بدون تحقق اهداف اصلی پایان یافت. پس از آن، ریاض محاصره و فشارهای اقتصادی را نیز ادامه داد، بیآنکه بتواند انصارالله را به عقبنشینی وادار کند.
دومین تمدید آتشبس در دوم اکتبر ۲۰۲۲ پایان یافت، اما با وجود اختلافات بر سر تمدید رسمی توافق، کاهش تنش تا مدتها ادامه داشت. در سپتامبر ۲۰۲۳ نیز هیئتی سعودی به صنعا سفر کرد تا امکان پیشبرد روند سیاسی و دستیابی به راهحلهای پایدار را بررسی کند. بااینحال، اختلاف مواضع دو طرف، اصرار عربستان بر معرفی خود بهعنوان میانجی بهجای یکی از طرفهای درگیری و تحولات ناشی از عملیات هفتم اکتبر، مسیر توافق را متوقف کرد.
در ادامه، انصارالله بخش مهمی از ظرفیت خود را به عملیات در حمایت از غزه اختصاص داد و از یک بازیگر داخلی یمن به نیرویی با نقش منطقهای گستردهتر تبدیل شد. این گروه همچنین به تفاهمی با دولت دونالد ترامپ دست یافت که بر اساس آن، حملات به کشتیها و داراییهای آمریکایی در دریای سرخ و تنگه بابالمندب متوقف میشد، مشروط بر آنکه آمریکا نیز حملات خود علیه انصارالله را متوقف کند.
همزمان، اختلاف میان عربستان و امارات در جنوب یمن تشدید شد و رقابت دو کشور به درگیریهای نیابتی انجامید. در روایت این تحلیل، این تحولات به تضعیف نفوذ امارات و متحدان جنوبی آن و گسترش کنترل عربستان بر بخشهایی از جنوب یمن منجر شد.
حمله به فرودگاه صنعا و تغییر معادله تقابل
نقطه عطف تازه درگیریها، حمله سیزدهم ژوئیه به باندهای فرود و برخاست فرودگاه صنعا بود؛ اقدامی که به گفته این گزارش، با هدف جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی حامل هیئتی یمنی انجام شد که برای ابراز تسلیت درگذشت رهبر پیشین ایران به تهران سفر کرده بود.
این حمله بهعنوان یادآوری محدودیتهای اعمالشده بر فرودگاه صنعا تلقی شد، اما در عمل به تشدید بیسابقه رویارویی میان دو طرف انجامید. رهبر انصارالله در واکنش، معادله «محاصره در برابر محاصره»، «بندر در برابر بندر» و «فرودگاه در برابر فرودگاه» را مطرح کرد. در ابتدا، بسیاری این تهدیدها را جدی نگرفتند، اما گسترش درگیریها در زمین، هوا و دریا، از جمله حملات متقابل در عمق خاک عربستان و یمن، نشان داد که بحران وارد مرحلهای تازه شده است.
در همین حال، صنعا دیگر عربستان را صرفاً یک کشور همسایه نمیخواند، بلکه آن را «دشمن سعودی» معرفی میکند و درگیری با ریاض را بخشی از جنگ گستردهتر آمریکا و اسرائیل در منطقه از غزه و لبنان تا ایران، میداند. از منظر این تحلیل، چنین تغییری در ادبیات سیاسی به معنای افزایش اتکا به قدرت نظامی و محدودتر شدن فضای مانور دیپلماتیک است.
اختلاف بر سر مسئولیت حملات و آینده ائتلاف نظامی
عربستان تلاش کرده است مسئولیت مستقیم برخی عملیاتها را از خود دور کند و همچنان بر این موضع تأکید داشته باشد که در بحران یمن نقش میانجی دارد. در همین چارچوب، حمله به فرودگاه صنعا به نیروی هوایی دولت مورد حمایت ریاض نسبت داده شد.
این گزارش همچنین به تغییر ساختار ائتلاف نظامی عربستان اشاره میکند. ائتلافی که در آغاز جنگ با مشارکت فعال امارات شکل گرفته بود، پیش از پایان جنگ هشتساله عملاً انسجام خود را از دست داد. امارات بعداً پایان عملیات خود را اعلام کرد و اختلافات دو شریک اصلی ائتلاف به رقابت نیابتی در جنوب یمن انجامید.
بااینحال، این به معنای انزوای کامل عربستان در جنگ کنونی نیست. به روایت منبع، برخی بازیگران عربی و بینالمللی در حال حمایت از ریاض هستند و برخی دیگر نیز خود را برای ورود احتمالی به بحران آماده میکنند. حمله موشکی منتسب به انصارالله به فرودگاه ملک خالد در ریاض نیز میتواند کشورهای مردد را به اتخاذ موضعی فعالتر سوق دهد و احتمال تشدید درگیریها را افزایش دهد.
محاصره و فشار اقتصادی؛ محدودیتهای راهبرد ریاض
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، پیامدهای انسانی محاصره یمن است. نویسنده تأکید میکند که محدودیت پروازها، کاهش دسترسی به بنادر و دشواری واردات کالاهای اساسی، زندگی بخش بزرگی از جمعیت یمن را تحت تأثیر قرار داده است. گزارشهای سازمانهای بینالمللی نیز به مشکلاتی مانند فقر، کمبود دارو، ناامنی غذایی و پرداخت نشدن حقوق اشاره دارند.
بر اساس این ارزیابی، ادامه این وضعیت برای یک یا دو سال ممکن است، اما تداوم طولانیتر آن میتواند نارضایتی اجتماعی را افزایش دهد؛ نارضایتیای که لزوماً تنها از سوی انصارالله بروز نخواهد کرد و ممکن است بخشهای گستردهتری از جامعه یمن را درگیر سازد.
دیپلماسی؛ گزینهای که هنوز بهطور جدی آزموده نشده است
در جمعبندی، راهکار پیشنهادی این تحلیل، آغاز مذاکرات مستقیم میان صنعا و ریاض یا گفتوگو از طریق میانجی قابلاعتمادی مانند عمان است. این مذاکرات باید به اختلافات دوجانبه محدود نماند و دیگر گروههای یمنی را نیز دربرگیرد؛ زیرا هیچ جریان واحدی بهتنهایی قادر به اداره پایدار یمن نیست.
همچنین، مشارکت بازیگران منطقهای از جمله ایران میتواند بهجای تشدید رقابتها، بخشی از روند حل بحران باشد. چارچوب سهجانبهای که اخیراً شکل گرفته نیز باید بهجای نمایش قدرت نظامی، از روابط خود با انصارالله و ایران برای باز کردن کانالهای دیپلماتیک استفاده کند.
در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا عربستان حاضر خواهد شد بهجای تکرار راهبردهای نظامی و محاصره، مسیر متفاوتی را بیازماید. این تحلیل نتیجه میگیرد که آغاز گفتوگو از محور ریاض - صنعا و سپس گسترش آن به سطح ملی یمن و منطقه، میتواند کمهزینهترین راه برای جلوگیری از جنگی طولانیتر باشد؛ جنگی که ادامه آن برای همه طرفها، بهویژه عربستان، پیامدهای امنیتی و اقتصادی بیشتری به همراه خواهد داشت.