دانشمندان در پی یافتن منشأ علمی احساس «حضور اشباح»

کد خبر : ۴۶۸۳۷۷
دانشمندان در پی یافتن منشأ علمی احساس «حضور اشباح»

پژوهشگران علوم اعصاب با بررسی سه گروه متفاوت از افراد دریافتند تجربه ادراک حضور ارواح و موجودات نامرئی، ساختار حسی و ادراکی شگفت‌انگیز و مشابهی در مغز انسان دارد.

به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، در حالی که باور عمومی پدیده‌های فراطبیعی را به ارواح گذشتگان پیوند می‌زند، دانشمندان تلاش کرده‌اند پرده از ریشه‌های عصب‌شناختی پدیده‌ای بردارند که افراد را به احساس حضوری نامرئی اما واقعی سوق می‌دهد.

به نقل از پاپولر مکانیکس، مفهوم شبح و ارواح سرگردان همواره گوشه‌ای از ناخودآگاه جمعی انسان را به خود مشغول ساخته است. برای بسیاری از مردم، مشاهده سایه‌ای مه‌آلود، وزش ناگهانی نسیمی سرد بدون منشأ مشخص یا شنیدن طنین صدایی بدون پیکر فیزیکی، همواره این پرسش دلهره‌آور را برمی‌انگیزد که آیا نشانه‌ای از جهان ماوراءالطبیعه پیش روی آن‌هاست؟

فارغ از جذابیت برنامه‌های سرگرم‌ کننده تلویزیونی درباره جستجوی ارواح، علم تجربی تاکنون هیچ سند ملموسی برای تأیید جهان اشباح نیافته است؛ امری که این تصور را به میان می‌آورد که آیا این رخدادها بازمانده‌ای از درگذشتگان هستند یا صرفاً بازتابی از تخیلات غنی ذهن ما؟

در اصطلاح تخصصی روان‌شناسی و علوم اعصاب، ادراک موجودی غیبی پدیده‌ای موسوم به «حضور احساس‌ شده» (Felt Presence) نامیده می‌شود. روان‌شناسان، عصب‌پژوهان و متخصصان روان‌پزشکی سال‌هاست می‌کوشند پرده از این راز بردارند که چرا افراد حضور کسی را که وجود فیزیکی ندارد حس می‌کنند؛ هرچند پاسخ‌های به‌دست‌ آمده اغلب قطعی نبوده‌اند. گاهی این احساس می‌تواند پیامد اندوه شدید ناشی از فقدان عزیزان یا نوعی توهم پیشاخوابی باشد که در مرز باریک بیداری و خواب عمیق تجربه می‌شود.

در موارد دیگر، ممکن است ناشی از اختلالات حسی-حرکتی در جریان حملات روان‌پریشی به حساب آید. در اقدامی نوآورانه، تیمی از پژوهشگران برای ردیابی ریشه‌های عصب‌شناختی این گزارش‌ها، داده‌هایی تجربی را از سه گروه کاملاً متضاد گردآوری کردند: افراد دارای گرایش‌های معنوی عمیق، بیماران مبتلا به توهم و پارانویا و ورزشکاران ورزش‌های استقامتی فوق‌ سنگین که سوگند می‌خوردند در لحظات اوج خستگی، حضوری ناشناخته را در کنار خود حس کرده‌اند.

به گزارش پژوهش منتشر شده در نشریه معتبر سایکولوجیکال مدیسن  (Psychological Medicine)، محققان تأکید کردند که رویکرد تطبیقی به پدیدارشناسی حضور نامرئی می‌تواند فرایندهای زیربنایی مشترک و متمایز این تجربیات را در موقعیت‌های مختلف آشکار کند و درک نوینی برای مداخلات درمانی فراهم آورد.

در این پژوهش، گروه نخست شامل افرادی بود که اصطلاحاً «شنونده صداها» بودند یا با تشخیص بالینی اسکیزوفرنی و اختلالات مغزی شناسایی شده بودند. گروه دوم را اعضای تشکل‌های معنوی تشکیل می‌دادند؛ اشخاصی فاقد بیماری روانی که تجاربی از رویاهای شفاف، درک ارواح یا شنیدن نجواهای غیبی را بیان می‌کردند. دسته سوم شامل ورزشکاران رشته‌های استقامتی سخت بودند که گاه در خلوت و شرایط دشوار به تمرین می‌پرداختند و سابقه روان‌پزشکی نداشتند. از تمامی این گروه‌ها خواسته شد احساس رویارویی با این حضورهای نامرئی را بازگو کنند.

یافته‌ها اشتراکاتی حیرت‌انگیز را آشکار ساخت. حدود نیمی از شرکت‌کنندگان در توصیف ماهیت این حضور نامرئی اظهار داشتند که هیبت آن شبیه به یک انسان است. نزدیک به نیمی از افراد آن را از طریق حس لامسه و تغییرات بدنی تجربه کرده بودند و شمار قابل‌توجهی نیز با حس شنوایی آن را دریافت می‌کردند. این پدیده معمولاً درست پشت سر فرد یا در فاصله‌ای بسیار اندک قرار داشت.

ماهیت آن از حس یک نظاره‌گر آرام در پشت سر تا ترسی فلج‌کننده و توهم موجودی شرور و شیطانی نوسان می‌کرد. در بسیاری موارد، این ارواح هویتی آشنا مانند بستگان متوفی داشتند، اما برخی دیگر کاملاً مبهم بودند؛ نظیر زنی اثیری که گویی تجربیات و کلماتش را به ذهن یکی از سوژه‌ها منتقل می‌کرد، یا نوری درخشان که جان یک دونده استقامتی را هنگام سرمازدگی شدید در رقابتی مرگبار نجات داده بود.

اگرچه حس حضور بیشتر در میان افراد مستعد توهم و افکار پارانوئید خودنمایی می‌کرد، اما الگوهای مشترک در تمام گروه‌ها دیده شد. گروه نخست، غنی‌ترین جزئیات حسی و بدنی را گزارش کردند، در حالی که معنویت‌گرایان غالباً در حالت مراقبه و استغراق فکری این حس را تجربه می‌کردند. رویاهای پیشاخوابی نیز در هر سه گروه تکرار شد.

با وجود پیشرفت‌های حاصل‌ شده، دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند علت قطعی این پدیده ذهنی را نام‌گذاری کنند؛ گویی پرده‌برداری از ماهیت اشباح بار دیگر از چنگ علم گریخته و پژوهشگران معتقدند کشف ابعاد دیگر این حضورهای توهمی مستلزم مطالعات گسترده‌تری خواهد بود.

نظرات بینندگان