پشت درهای بسته مدرسه بم چه گذشت که کار به بیمارستان کشید؟
پس از مصدومیت شدید امیرحسین بر اثر ضربوشتم منتسب به معلم و تعلیق معلم از حضور در کلاس، محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، از ریشههای خشونت در مدارس، فشارهای معیشتی معلمان و راهکارهای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی میگوید.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، تصویر امیرحسین، دانش آموز پایه یازدهمی بم روی تخت بیمارستان در ذهن جامعه هک شد. او در پی ضرب و شتم توسط معلمش راهی بیمارستان شد. به همین خاطر مسئله تنبیه بدنی در مدارس به کانون توجه بازگردانده شده. اگرچه مسئولیت رفتار خشونتآمیز بر عهده فردی است که به آن متوسل میشود، بررسی چنین حوادثی پرسشهای مهمتری را نیز مطرح میکند. به عنوان مثال این پرسش که چرا با وجود ممنوعیت تنبیه بدنی، همچنان شاهد چنین اتفاقاتی هستیم؟
محمدرضا نیکنژاد، دبیر نمونه و کارشناس آموزش، در گفتوگو با فرارو معتقد است تنبیه بدنی در مدارس را نمیتوان صرفا به رفتار فردی یک معلم محدود کرد. به گفته او، خشونت در محیط آموزشی سابقهای طولانی دارد و مقابله با آن علاوه بر برخورد با افراد خاطی، به آموزش مهارتهای ارتباطی، توجه به شرایط جسمی و روانی معلمان و اصلاح زمینههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیازمند است.
نیکنژاد با اشاره به سابقه تاریخی تنبیه بدنی در محیطهای آموزشی گفت: «خشونت در آموزش، چیزی است که در صدها سال گذشته، زمانی که آموزش به شکلهای مختلف در کشور وجود داشته، دیده شده است.»
او افزود: «این مسئله نیازمند گذر زمان، تعیین چارچوبها، پیگیریها و آموزش در دو طرف است؛ یعنی آموزش مدارا و آموزش مهارت به معلمان برای برخورد با شرایط بغرنجی که ممکن است در کلاس درس پیش بیاید. متاسفانه در کشور ما، نه اینکه آموزش در اولویت نباشد، اما چنین جزئیاتی هم چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.»
سطح خشونت بهتر شده
این کارشناس آموزش معتقد است وضعیت خشونت در مدارس در مقایسه با گذشته تغییر کرده است، اما همچنان نمیتوان از وجود این مسئله چشمپوشی کرد. او گفت: «اگر سطح خشونت را بخواهیم با مثلا ۱۰۰ سال پیش مقایسه کنیم، قطعا بهتر شده است. حتی نسبت به ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته هم شرایط خیلی بهتر شده، اما به دلایل متفاوت، گاهوبیگاه چنین مشکلاتی و چنین خبرهایی منتشر میشود و همه را متاثر میکند و توجه همه را به موضوع خشونت در مدرسه جلب میکند.»
نیکنژاد با اشاره به محدودیت اثرگذاری واکنشهای مقطعی به این حوادث ادامه داد: «گرچه این توجه اثر کوچکی خواهد داشت، اما مقابله با این مسئله به یک کار گسترده نیاز دارد؛ از جمله آموزش معلمان و رسیدگی به وضعیت آنها، چه شرایط جسمی و چه شرایط روانیشان. به هر حال، این اشکالات همچنان وجود دارد.»
معلم دیگر ابزارهای قبلی را ندارد
نیکنژاد در ادامه، برای تحلیل رفتار معلمان در کلاس درس، به شرایطی اشاره کرد که به گفته او میتواند مدیریت کلاس را دشوار کند. او گفت: «باید معلم باشید تا بفهمید چه شرایطی وجود دارد. تعداد دانشآموزان در کلاس، آمیختگی بچهها، یعنی اینکه به هر حال بچهها چندان با چارچوب کلاس آشنا نیستند و اینکه آموزش در ایران تا اندازه زیادی اجباری است، از جمله این شرایط است. خانوادهها بچهها را به مدرسه میفرستند، اما این بچهها تحمل ندارند در کلاس بنشینند و به شیطنتهای فردی و گروهی میپردازند. معلم هم ابزار کافی ندارد.»
این کارشناس آموزش با اشاره به تغییر شیوههای برخورد با دانشآموزان در سالهای گذشته افزود: «یک زمانی وقتی بچهها شیطنت میکردند، میشد مثلا با نمره آنها را ساکت کرد یا گفت اگر از چارچوب کلاس خارج شوید، خانوادهتان را میخواهیم. این موارد خودشان نوعی ترمز بودند، اما نسل جدید این روحیات را ندارد، از کسی هم ترسی ندارد و عموما از نمره و معدل نمیترسد؛ بهویژه در مدارس دولتی عادی.»
وضعیت معیشتی معلمان بیتاثیر نیست
نیکنژاد در عین حال تاکید کرد که فشارهای واردشده بر معلمان به رفتار دانشآموزان و شرایط کلاس محدود نمیشود. او گفت: «نکته دیگر، انواع فشارهایی است که روی معلم وجود دارد؛ از تراکم کلاس گرفته تا برنامه درسی سنگین و فشارهایی که برنامههای جزئی و کلان آموزشوپرورش بر معلم وارد میکند. اما از همه مهمتر، شاید وضعیت معیشتی معلمان باشد.»
خط فقر کجا، حقوق معلم کجا!
او با اشاره به ارقام مطرحشده درباره خط فقر و دریافتی فرهنگیان افزود: «میانگین دریافتی معلمان ما در کشور حدود ۲۵ میلیون تومان است. در حالی که خط فقر خیلی بالاتر از این عدد اعلام شده است.»
این کارشناس آموزش گفت: «ما میدانیم که حقوق وزارت کار در کشور برای یک فرد مجرد نزدیک ۲۲ میلیون تومان است، اما من با افرادی سروکار دارم که از دوستان معلم من هستند و دستکم سه نفر را میشناسم که با حدود ۱۵ سال سابقه و مدرک کارشناسی، کمتر از ۲۰ میلیون تومان، یعنی ۱۸ یا ۱۸.۵ میلیون تومان، حقوق میگیرند.»
جسم و روح ما به هم پیوسته است
او با تاکید بر اینکه مشکلات معیشتی نمیتواند توجیهی برای خشونت در کلاس درس باشد، توضیح داد: «شما نمیتوانید انتظار داشته باشید معلم گرفتاریهای خودش را، یعنی نارساییهای شغل خودش را، سر کلاس بیاورد؛ اما جسم و روح ما به هم پیوستهاند. نمیتوانیم خطی بگذاریم و بگوییم وقتی وارد کلاس شدی، مشکلاتت را کنار بگذار و وقتی بیرون رفتی، دوباره آنها را با خودت بیاور.»
نیکنژاد با اشاره به ضرورت اشتغال دوم و سوم برای بخشی از معلمان گفت: «بسیاری از معلمان ما، بهویژه معلمان مرد، بدون شغل دوم و سوم نمیتوانند زندگی کنند. در چند سال گذشته، فشارهای اقتصادی بر معلمان بسیار زیاد شده است و بسیاری میگویند کار هرچند باارزش، اما به این همه فشار نمیارزد.»
تنبیه، رفتارساز نیست
پس از حادثه دهبکری، آموزشوپرورش از تعلیق معلم مرتبط با پرونده از حضور در کلاس درس و ارجاع موضوع به هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری خبر داد. دستگاه قضایی نیز اعلام کرد که موضوع را در دستور کار قرار داده است. با این حال، این پرسش مطرح است که آیا برخورد اداری و قضایی با معلم میتواند بهتنهایی از تکرار چنین حوادثی جلوگیری کند؟
نیکنژاد در پاسخ به این پرسش گفت: «تنبیه، رفتارساز نیست و نمیتواند رفتارهای بد را از بین ببرد. این تشویق است که میتواند کمک کند یا همکاری.»
او با اشاره به راهکارهایی که در نظامهای آموزشی جهان برای بهبود عملکرد معلمان دنبال میشود، افزود: «امروز سازمانهای جهانی و نهادهای آموزشی توصیههایی دارند تا معلم جدی گرفته شود و اختیار در دست معلم قرار بگیرد. آموزشهای ضمن خدمت باید برای معلم وجود داشته باشد، وضعیت معیشتی او باید پیگیری شود و فشار درسی از روی معلم برداشته شود. آن فشار آکادمیکی که امروز در بحث استانداردسازی مدارس و آموزش در جهان مورد توجه است، باید پیگیری شود تا زمینه آموزش بهینه و باکیفیت فراهم شود.»
با تعلیق معلم، صورت مسأله حل نمیشود
از نگاه این کارشناس، در کنار رسیدگی به تخلفات و برخورد با رفتارهای خشونتآمیز، باید شرایطی فراهم شود که معلم بتواند موقعیتهای دشوار کلاس را با استفاده از مهارتهای حرفهای مدیریت کند. آموزش مدارا، مدیریت تعارض و کنترل خشم، همراه با توجه به وضعیت معیشتی و روانی معلمان، از جمله اقداماتی است که میتواند در کاهش احتمال بروز خشونت موثر باشد.
نیکنژاد تاکید کرد که ممنوعیت تنبیه بدنی باید بدون اغماض اجرا شود، اما پیشگیری از تکرار این اتفاقات مستلزم توجه به عوامل زمینهای نیز هست. به گفته او، نمیتوان انتظار داشت صرفا با تعلیق یا مجازات یک معلم، مسئلهای که ریشههای اجتماعی و فرهنگی دارد، بهطور کامل برطرف شود.
مدرسه از جامعه جدا نیست
نیکنژاد در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به تاثیر فضای عمومی جامعه بر محیط مدرسه، معتقد است خشونت در مدرسه را نمیتوان پدیدهای کاملا جدا از سایر مناسبات اجتماعی دانست.»
این کارشناس آموزش افزود: «برای اینکه از خشونت جلوگیری کنیم، به زمینهسازیها و زیرساختهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیاز داریم و این موضوع حتما باید مورد توجه قرار بگیرد.»
منزلت اجتماعی معلم کاهش پیدا کرده
به اعتقاد نیکنژاد، کاهش منزلت اجتماعی معلمان نیز یکی از مسائلی است که در تحلیل وضعیت امروز مدارس باید در نظر گرفته شود. او گفت: «در دو یا سه دهه گذشته، جایگاه و منزلت اجتماعی معلم بهتدریج کاهش پیدا کرده است. مهمترین عامل آن هم، از نظر من، مسئله اقتصادی است. آموزش دیگر آن شأن و جایگاه گذشته را، مثل ۶۰ یا ۷۰ سال پیش، ندارد و به دنبال آن، معلم هم که یکی از ارکان مهم آموزش است، با این مشکل مواجه شده است.»
او در پایان تاکید کرد: «هر اتفاقی از این دست میتواند جایگاه معلم را متزلزلتر و ضعیفتر کند و او را، بهویژه از نظر منزلت و جایگاه اجتماعی، آسیبپذیرتر کند.»
حادثه دهبکری بار دیگر نشان داد که مقابله با تنبیه بدنی در مدارس به دو مسیر همزمان نیاز دارد: رسیدگی روشن و قانونی به رفتار فرد خاطی و بررسی عواملی که میتوانند احتمال بروز خشونت را افزایش دهند. توجه به شرایط کاری و معیشتی معلمان، آموزش مهارتهای حرفهای و ایجاد سازوکارهای موثر برای حمایت از دانشآموزان، از جمله مسائلی است که در کنار پیگیری پروندههای موردی باید در دستور کار نظام آموزشی قرار گیرد.