طراشعر متاثر از مکاتب ادبی رومانتیسم، سمبولیسم و کوبیسم
علیرضا نصیریخانقاه نویسنده، پژوهشگر و شاعر در پیروی از اصول "طراشعر" سبکی شنیداری، دیداری، ذهنی، تجسمی، کتابِ «مبانی هنری طراشعر» را به رشتهی تحریر درآورده است.
علیرضا نصیریخانقاه نویسنده، پژوهشگر و شاعر در پیروی از اصول "طراشعر" سبکی شنیداری، دیداری، ذهنی، تجسمی، کتابِ «مبانی هنری طراشعر» را به رشتهی تحریر درآورده است. این سبک اثر «امین افضلپور» که برای اولینبار در فوریه ۲۰۱۹ به آن پرداخته و تأکید تأملی بر شعر تصویری و دیداری دارد؛ ایشان مؤلف یازده جلد کتاب، عضو انجمن نویسندگان سوئد و قلم سوئد، فارغالتحصیل رشتهی الکترونیک. و همچنین خالق "مراعات نظیر تصویری" هستند.
در ابتدا باید به تعریف از رمانتیک بپردازیم؛ رمانتیسم را میتوان یکی از مهمترین سبکهای ادبی دانست که سبکهای متعدد دیگری را شکل میدهد؛ سبکهایی همچون سورئالیسم و دادائیسم و … که به هر دلیل ارتباطی با رمانتیسم ندارد، در بعضی از اصول و رویکردهای خود با این مکتب ادبی و فکری قرابتی پیدا میکنند. در واقع رمانتسم «نهضتی فلسفی - ادبی است که در زمینه ادب به ترجیح احساس و تخیّل بهجای تعقل تأکید دارد و منادی آزادی مطلق هنرمند از قیود شعری است.» رمانتیسم دارای اصول و مؤلفههایی همچون عشق، زن، بازگشت به طبیعت، تخیّل، هیجان و احساس، آرمانگرایی، انسانگرایی و فردگرایی، سفر، مرگاندیشی و … است (صادقی، ۱۳۹۷).
در واقع اگر بخواهیم سادهترین برداشتی که از کلمهی رمانتیسم به ذهن خطور میکند و در واقع شالودهی آن را بنا مینهد، عبارت است از بحران؛ یعنی انسان رمانتیک یا بهعبارت بهتر هنرمند رمانتیک کسی است که در میان فضای بحرانی در حال تعلیق و دست و پا زدن است؛ بحرانی که سرخوردگی از وعدههای برآورده نشده آن را به بار آورده است، بالطبع چنین فردی به گذشتهها، سرزمینهای دوردست، رویا، تخیل، فردیت، حزن و ناامیدی، مرگ، وحشت و کابوس پناه میبرد و ارزشهای والای انسانی و آرمانی را که به سبب تحوّلات اجتماعی بیگانه شدهاند (خاکپور و اکرمی، ۱۳۸۹).
در ادبیات ایران واژهی رمانتیک غالباً تداعیکنندهی ادبیات غنایی بوده است. در ادبیات غنایی نیز معمولاً شکل رمانس غالب بوده و منظور از آن ادبیاتی است که در آن غلبه بر احساس، تخیل و عاطفه است. رمانتیسم در ایران با «نیما یوشیج» آغاز شد و پس از او دیگر شاعران معاصر در سرودههای خود بدین مکتب روی آوردند (صادقی، ۱۳۹۷).
نکته قابل توجه این است که واژهی رمانتیک در نقد ادبی فارسی غالباً بهمعنای احساساتی، تخیل، رویایی، غیرعملی، غیرعینی، غیرحماسی و قهرمانی، واقعیتگریز و … بهکار رفته است. نمونههای بسیاری از این موارد وجود دارد که نشان میدهد واژههای رمانتیک و رمانتیسم به مفهوم مکتبی خود کمتر مورد توجّه و استفادهی صاحبنظران ادب فارسی بوده و این سبب شده است که مفاهیم یاد شده غالباً در هالهای از بار معنایی منفی قرار گیرند. اما همانطور که میدانید شعر نو فارسی که آغازگر رمانتیک در ایران از اصول این مکتب چه در قالب و چه در محتوا بهرههای فراوان برده است (حجازی، ۱۳۸۹a)
گفتنی است«شعر رمانتیک ایران از اواخر مشروطه با اشعار عشقی و بهخصوص افسانه نیما شروع میشود و به اوج خود میرسد. روی هم رفته باید گفت دهههای بیست و سی دوره شکوفایی شعر رمانتیسم در ایران است و طیف گستردهای از شاعران به سرودن چنین اشعاری تمایل پیدا میکنند. کسانی همچون «نیما یوشیج»، «فروغ فرخزاد»، «فریدون توللی»، «نادر نادرپور»، «فریدون مشیری» و … نماینده این مکتب در ایران بودهاند که میتوان در اشعار آنها کموبیش جلوههای رمانتیسم بهتبع رمانتیسم اروپایی را مشاهده کرد (صادقی، ۱۳۹۷).
مؤلفههای شعر رمانتیسم میتوان به تخیل، هیجان و احساس، عشق، اومانیسم، بازگشت به طبیعت، یاد مرگ و … اشاره کرد که این مؤلفهها بهموجب گسترش خلاقیّتهای هنری شاعران بعد از نیما شد. علاوه بر نیما پیروان او نیز در بسیاری از محورهای مورد بحث شعر نو تحتتأثیر شعر اروپا و بهویژه شعر رمانتیک این دیار بودهاند. این تأثیرپذیری که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم صورت گرفته است، علاوه بر مضامین شعری در صورت اشعار نوپردازان نیز مشهود است (حجازی، ۱۳۸۹a).
در واقع اگر یک وجه از صورت را تصویر یا ایماژ در نظر بگیریم میتوانیم بهعنوان هرگونه تصرّف خیالی در زبان متصور شویم که هم در بلاغت سنتی و هم در نقد ادبی جدید پذیرفته شده است. عموماً اصطلاح تصویرپردازی را معادل زبان مجازی بهکار میبرند. در این مفهوم، تصویر عبارت است از: «هرگونه کاربرد مجازی زبان که شامل همهی صناعات و تمهیدات بلاغی از قبیل: تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تمثیل، نماد، اغراق، مبالغه، تلمیح، اسطوره، اسناد مجازی، تشخیص، حسآمیزی، پارادوکس و … میشود.» (فتوحی، ۱۳۸۴).
همانطور که گفتیم پژوهشگران، احساس و هیجان از مؤلفه شعر رمانتیک است، در نظر میگیرند بعضی از آنها هم جنبش رمانتیک را تلاشی در سوی حرمت نهادن به احساس، عاطفه و خیال دانستهاند (خاکپور و اکرامی، ۱۳۸۹).
در واقع توجه به احساس، برای رمانتیکها یک اصل محسوب میشود. دنیای حواس برای آنان در حکم ابزاری است برای به کار انداختن تواناییهای شهودی آنان، گاه دنیای حواس چنان تأثیری بر شعرای رمانتیک میگذارد که گویی در حالتی خلسهوار به مرتبههای متعالی از هستی رسیدهاند (صادقی، ۱۳۹۷).
«ویلیام کیتس» از شاعران بزرگ رمانتیسم میگوید:«من آن چیزی را توصیف میکنم که در تخیّل من میگذرد، آنگاه که احساس و عاطفهی شاعر رمانتیک در طبیعت استحاله شود، تصویر واسطهی میان احساس شاعر و طبیعت است؛ یک طرف احساس شاعر است و طرف دیگر، طبیعت و اشیاء و تصویر در حکم پلی میان آن دو است» (فتوحی، ۱۳۸۴).
در مرحلهی بعد، شاعر شروع به پرسشهای فلسفی میکند؛ احساس و هیجانات را در غالب مرگ، زندگی، عشق، پرستش و … بیان میکند و گاهی ترکیب همهی موارد. بهطور مثال به عشق عذری اشاره کرد البته میدانیم که مفاهیم رومانتیک بهخصوص در اشعار شاعران زیادی حضور دارد و تصویرسازی شده است که با مقایسه دو تصویر "درد" در شعر «احمد شاملو» و «علیرضا نصیریخانقاه» میپردازم؛ البته در این مقایسه نکته دارای اهمیت این است که شعر شاملو شنیداری اما شعری که علیرضا نصیریخانقاه در پیروی از اصول طراشعر «امین افضلپور» نوشته، شنیداری، دیداری، ذهنی و تجسمی است.
شعر الف: من درد بودهام … همه من درد بودهام!!!/ من درد بودهام/ همه من درد بودهام/ گفتی پوستوارهیی استوار به دردی/ … / هر نماد و نمود را / با احساس عمیق درد/ دریافتم …/ عشق آمد و دردم از جان گریخت …/ (احمد شاملو)
شعر ب: با بوسه/ دهان را بستیم/ درد/ رد داد/ (علیرضا نصیریخانقاه).
همانطور که گفتیم در شعر اول کلمهی "درد" تکرار شده و از مؤلفه رمانتیک هم به عشق تأکید شده است. عشق مهمترین درونمایه شعری شاملو است و تقریباً در تمام شعرهای او میتوان آن را یافت.
عشق در شعر او با نمودهای مختلفی پدیدار میشود؛ گاه زمینی است و گاهی با مفاهیم آزادی، عدالت وانسان همراه است بهگونهای که میتوان اذعان کرد او به مرتبه والایی از عشق رسیده است. در کارنامه شعری شاملو «عشق» پدیدهای است که با آمیزهای از زلالترین احساسها و اندیشهها خود را نشان میدهد (صادقی، ۱۳۹۷) که از این اندیشه شاعر با تکرار کلمه درد، اندوه خودش را تأکید کرده و اینگونه نگاه غمگنانه و ناامیدانه به زندگی، خاص رمانتیکهاست زیرا روح رمانتیک، نسبت به امور، لطیفتر و نکته بینانهتر است (صادقی، ۱۳۹۷) که البته مضمونی از این شعر متواتر میشود که شاعر درد دارد وبا آمدن معشوق درد از او دور شده است.
و در شعر دوم، علیرضا نصیریخانقاه به این نکته به شیوه دیگری اشاره کرده بهگونهای که برای بوسیدن دو دهان لازم استن و کلمهی درد هم دو حرف "د" دارد که هر حرف دال تصویر دهان را تداعی میکند و در ادامه شعر، شاعر با بوسه یک دهان را میبندد و کلمهی درد در انتهای شعر "رد" میشود یا بهعبارت خود شعر "درد، رد داد"، که این مضمون از شعر متواتر میشود که شاعر درد دارد و با بوسیدن معشوق درد از او دور شده است که در هر دو شعر تصویر رمانتیک حالت سمبلیک به خود میگیرد و تصویر در شعر رمانتیک میانجی و ابزار ساختار شعر است زیرا ابزار شناخت و احساس شاعر و صدای احساس و عاطفه شاعر است (فتوحی، ۱۳۸۴).
از ویژگی مشترک شعر هر دو شاعر تصویر شنیداری است اما احمد شاملو مدام با تکرار کلمهی درد احساس غمگینی را به شعر تزریق میکند و اصولاً غلظت این غم را به ورای حداکثر خودش میرساند و از تصویر دیداری غافل میشود.
در واقع توزان احساس دو شعر رمانتیک را بههم میریزد و تلاشش برای رساندن تصویر در حد شنیداری میماند و در مرحلهی آخر بهصورت خبر اعلام میکند : "عشق آمد و دردم از جان گریخت" اما در شعر دوم، شاعر در حالیکه از شنیداری استفاده میکند از همان ابتدا با نشان دادن تصویر دهان، فریاد را در ذهن بیننده ثبت میکند که اگر کلمه "درد" دیده نشود، باز درد بازگو میشود که این درد با آمدن معشوق رفع میشود اما برخلاف شاملو اطلاعات به خواننده میدهد که با بوسه معشوق این درد از بین رفته است یعنی معشوق آمده و بوسیده تا درد از بین برود توازن احساس رمانتیک در این شعر برقرار است و شاعر توانسته برتری نوشتاری خود را در طراشعر بهوضوح ثابت کند البته قابل تأکید است که این دو شعر در قیاس با هم فقط از جنبه شنیداری قابل مقایسه و از جنبه تصویر شاعر شعر اول فقط به نوشتن اکتفاء کرده گویی نوشته پایان تصویر است اما در طراشعر، شنیدار آغاز راه شعر است و شاعر تلاش میکند شعر را از مرحله شنیداری به مرحلهی ذهنی ارتقاء دهد جوری تصویر در ذهنم تجسم شود و بهعنوان ضربه آخر همان تصویر دیده شود.
نویسنده: علیرضا نصیری خانقاه، پژوهشگر، نویسنده و شاعر