چرا حملات هوایی آمریکا نمی‌تواند قفل تنگه هرمز را باز کند؟

کد خبر : ۴۶۸۸۰۴
چرا حملات هوایی آمریکا نمی‌تواند قفل تنگه هرمز را باز کند؟

تنگه هرمز به نقطه‌ای تعیین‌کننده در جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ زیرا برتری نظامی به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت کشتیرانی و اعتماد شرکت‌های تجاری را تضمین کند. کاهش تردد نفتکش‌ها، افزایش هزینه‌های بیمه و آسیب‌پذیری بازارهای انرژی، اقتصاد آسیا و کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است. حملات نظامی نیز ممکن است بحران را تشدید کنند. توافق مرحله‌ای، توقف حملات به کشتی‌ها و نظارت بین‌المللی می‌تواند مسیر بازگشت امنیت و تجارت عادی را هموار سازد.

به گزارش اینتیتر به نقل از رویترز، منصور قیصر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در میدل ایست مانیتور

به نقل از میدل ایست مانیتور، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین گره‌های جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ گذرگاهی که کنترل نظامی آن لزوماً به معنای بازگشت امنیت کشتیرانی نیست. ناوهای جنگی می‌توانند موشک‌ها را رهگیری کنند، اما نمی‌توانند تضمین دهند که خدمه، محموله و پوشش بیمه‌ای کشتی‌های تجاری در سفر بعدی در امان خواهند بود. همین شکاف میان قدرت نظامی و اعتماد شرکت‌های کشتیرانی، مانع اصلی بازگشت تجارت عادی از این آبراه راهبردی است.

سقوط تردد دریایی؛ نشانه‌ای از شکنندگی امنیت هرمز

داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد حجم نفت عبوری از تنگه هرمز از حدود ۲۰.۸ میلیون بشکه در هشتم اکتبر به ۲.۹ میلیون بشکه در یازدهم اکتبر کاهش یافته است. اگرچه آمار یک روز برای نتیجه‌گیری قطعی کافی نیست، این افت نشان می‌دهد نگرانی درباره امنیت مسیر چگونه می‌تواند جریان تجارت را مختل کند.

خبرگزاری فرانسه از ثبت ۲۳ حمله در دو هفته نخست اکتبر خبر داده است. سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز اعلام کرده است که از فوریه تاکنون ۲۴ دریانورد در این منطقه جان باخته‌اند. سپاه پاسداران روز شنبه مدعی شد دو نفتکش پس از برخورد با مین آتش گرفته‌اند. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده حدود ۹۷ درصد کشتی‌های متقاضی عبور، بدون هدف قرار گرفتن از تنگه عبور کرده‌اند. بااین‌حال، حتی احتمال محدود حمله نیز می‌تواند شرکت‌های کشتیرانی را به توقف سفرها یا افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل وادار کند.

آسیا و کشورهای خلیج فارس؛ بازندگان اصلی بحران

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۸۹ درصد نفت خام و میعانات عبوری از تنگه هرمز به بازارهای آسیایی اختصاص داشت. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی نزدیک به سه‌چهارم این محموله‌ها را دریافت می‌کردند. علاوه بر این، بیش از یک‌پنجم گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور می‌کرد.

اختلال در کشتیرانی، علاوه بر افزایش قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و بیمه را بالا می‌برد و بر صنایع، کشاورزی، حمل‌ونقل و تولید برق فشار وارد می‌کند. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش اکتبر خود هشدار داده است که حملات تازه، احیای صادرات انرژی خلیج فارس را تهدید می‌کند. قیمت سوخت دریایی در سنگاپور نیز همچنان بیش از ۶۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ بوده است.

کشورهای عربی خلیج فارس نیز از این بحران آسیب می‌بینند. بانک جهانی پیش‌بینی کرده اقتصاد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ به‌طور متوسط ۴.۳ درصد کوچک شود. بنابراین کشورهایی که واشنگتن مدعی دفاع از آن‌هاست، خود بخش مهمی از هزینه جنگ را می‌پردازند.

چرا گزینه‌های نظامی کافی نیستند؟

گزینه‌های دونالد ترامپ شامل ادامه محاصره، اسکورت کشتی‌ها، حملات هوایی، تصرف جزیره خارک و حتی عملیات زمینی گسترده است. اما پرسش اصلی این نیست که آمریکا چه ابزارهایی در اختیار دارد؛ مسئله این است که کدام گزینه می‌تواند تنگه را برای تجارت عادی امن کند.

اسکورت دریایی می‌تواند حملات را محدود و عبور محموله‌های حیاتی را تسهیل کند، اما ایران برای مختل کردن تجارت نیازی به شکست نیروی دریایی آمریکا ندارد. چند پهپاد، موشک، قایق تندرو یا مین باقی‌مانده کافی است تا عبور کشتی‌ها به قماری پرهزینه تبدیل شود.

حملات هوایی نیز ممکن است پایگاه‌های پرتاب و مراکز فرماندهی ایران را تخریب کند، اما هم‌زمان می‌تواند تهران را به گسترش حملات علیه زیرساخت‌های منطقه‌ای سوق دهد. تحقیقات رویترز از دست‌کم ۱۳۵ حمله ایران و نیروهای هم‌پیمان آن به ۸۴ مرکز زیرساختی در هفت کشور خلیج فارس از آغاز جنگ حکایت دارد.

جزیره خارک، محل انجام حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، نیز هدفی وسوسه‌انگیز برای واشنگتن است. بااین‌حال، تصرف این جزیره که تنها حدود ۱۶ مایل از ساحل ایران فاصله دارد، مستلزم دفاع مستمر و تأمین تدارکات نیروهای آمریکایی خواهد بود. چنین اقدامی می‌تواند هزینه‌ای نامتناسب با هدف تأمین امنیت کشتیرانی ایجاد کند.

هزینه جنگ برای راهبرد جهانی آمریکا

پیامدهای جنگ به خلیج فارس محدود نمی‌شود. مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل برآورد کرده است که جایگزینی موشک‌های تاماهاوک مصرف‌شده در این جنگ ممکن است تا اواخر سال ۲۰۳۰ طول بکشد. این برآورد به معنای کمبود قطعی تسلیحات برای ادامه جنگ نیست، اما نشان می‌دهد استفاده از مهمات پیشرفته در خلیج فارس می‌تواند توان آمریکا را در بحران احتمالی غرب اقیانوس آرام تحت تأثیر قرار دهد.

توافق مرحله‌ای؛ راه بازگشت اعتماد

راه‌حل می‌تواند با توافقی محدود و قابل راستی‌آزمایی آغاز شود: حملات به کشتی‌های تجاری متوقف و عبور از تنگه برای همه شناورها تضمین شود. کشورهای خلیج فارس، شرکت‌های کشتیرانی و نهادهای بین‌المللی دریایی نیز می‌توانند در نظارت بر عبور کشتی‌ها و ثبت حوادث مشارکت کنند.

در ادامه، محدودیت‌های دریایی به‌صورت مرحله‌ای کاهش یابد و هر اقدام یک طرف با اقدامی متقابل و قابل سنجش از سوی طرف دیگر همراه شود. اختلافات هسته‌ای و منازعات منطقه‌ای همچنان نیازمند مذاکره‌اند، اما امنیت کشتیرانی نباید تا حل همه اختلافات به تعویق بیفتد.

چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، در کنار کشورهای عربی خلیج فارس، منافع مشترکی در بازگشایی امن این گذرگاه دارند. آن‌ها می‌توانند با فشار دیپلماتیک بر تهران و واشنگتن و مشارکت در سازوکارهای نظارتی، به احیای اعتماد شرکت‌های کشتیرانی کمک کنند.

نظرات بینندگان