پیام ونس به تهران؛ واشنگتن چه هدفی را دنبال میکند؟
ارسال پیام جیدی ونس به محسن رضایی، احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا را در شرایط افزایش تنشهای سیاسی و نظامی مطرح کرده است. در حالی که تهران بر شروط هفتگانه خود تأکید دارد، درباره هدف واقعی پیام واشنگتن و احتمال استفاده از گزینه نظامی اختلاف ارزیابی وجود دارد. فشارهای اقتصادی، ملاحظات انتخاباتی آمریکا، نقش اسرائیل و سناریوهای پاسخ موشکی ایران نیز از عوامل مؤثر بر آینده بحران و امنیت منطقه ارزیابی میشوند.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، گزارشها درباره ارسال پیامی از سوی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، بار دیگر احتمال ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن را مطرح کرده است. این تحول در شرایطی رخ میدهد که تنشهای دو کشور همچنان بالاست، فشارهای اقتصادی ادامه دارد و گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی آمریکا افزایش یافته است.
برخی منابع آمریکایی هدف از ارسال این پیام را بررسی امکان بازگشت به مسیر مذاکرات عنوان کردهاند. با این حال، دونالد ترامپ ضمن تأیید وجود ارتباط، مدعی شد که پیام صرفاً با هدف پیشنهاد ارسال کمکهای پزشکی به ایران بوده و ونس مأموریت آغاز مذاکرات هستهای را بر عهده نداشته است. در مقابل، خبرگزاری تسنیم گزارش داد که تهران پیام معاون رئیسجمهور آمریکا را دریافت کرده، اما هنوز پاسخی به آن نداده است. بر اساس این گزارش، ایران همچنان بر هفت شرط خود برای مذاکره تأکید دارد و هرگونه گفتوگو خارج از این چارچوب را نمیپذیرد.
در چنین فضایی، ابهام درباره محتوای پیام و هدف واقعی واشنگتن از ارسال آن، پرسشهای تازهای درباره آینده روابط دو کشور ایجاد کرده است: آیا هنوز فرصتی برای توافق وجود دارد یا دیپلماسی به آخرین مرحله خود پیش از یک رویارویی نظامی رسیده است؟
تلاش برای باز کردن آخرین مسیر مذاکره
برخی تحلیلگران معتقدند در دولت ترامپ درباره ادامه مسیر دیپلماسی با ایران اختلاف دیدگاه وجود دارد و جیدی ونس از جمله چهرههایی است که همچنان از پیگیری راهحل سیاسی حمایت میکند. در این ارزیابی، ترامپ تلاش دارد فاصله خود را با روند مذاکرات حفظ کند و در عین حال، مسئولیت مستقیم هرگونه توافق احتمالی را بر عهده نگیرد. از سوی دیگر، هنوز نشانه روشنی از آمادگی تهران برای ورود به گفتوگوهای تازه دیده نمیشود.
به باور این گروه از ناظران، پیام اخیر میتواند فرصتی برای ایران باشد تا با ارائه ابتکاری مشخص، زمینه توافقی اولیه درباره چارچوب مذاکرات و اقدامات اعتمادساز را فراهم کند. چنین اقدامی ممکن است مسیر رسیدن به توافقی گستردهتر را هموار کند، هرچند تحقق آن به میزان انعطاف دو طرف بستگی دارد.
در مقابل، برخی تحلیلگران ارسال پیام مستقیم از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا را نشانهای از ناکامی تلاشهای میانجیگرانه قبلی میدانند. از نگاه آنان، میانجیها تاکنون نتوانستهاند تهران را به تغییر مواضع خود متقاعد کنند و ایران همچنان بر شروط اعلامشدهاش پافشاری میکند. در همین چارچوب، این احتمال نیز مطرح شده است که پیام اخیر بیش از آنکه جنبه انسانی داشته باشد، به پرونده هستهای و ارزیابی موضع سیاسی ایران مربوط باشد.
انتخابات آمریکا و محاسبات تهران
در کنار ملاحظات نظامی و دیپلماتیک، عوامل داخلی آمریکا نیز در تحلیل رفتار واشنگتن مورد توجه قرار گرفتهاند. برخی تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ برای کاهش تنشها با ایران انگیزههای اقتصادی و سیاسی دارد. نگرانی از افزایش قیمت انرژی و پیامدهای آن برای اقتصاد آمریکا، در کنار فشارهای ناشی از انتخابات پیشرو، میتواند بر محاسبات کاخ سفید تأثیر بگذارد.
از این منظر، تهران تصور میکند فشارهای داخلی و اقتصادی ممکن است فضای مانور دولت آمریکا را محدود کند و به ایران فرصت بیشتری برای مدیریت بحران بدهد. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند نباید تأثیر فشارهای اقتصادی بر ایران را نادیده گرفت. به باور این تحلیلگران، اقتصاد کشور با محدودیتهای جدی روبهروست و شبکههای غیررسمی تأمین مالی و تهیه تجهیزات نظامی نیز از این فشارها تأثیر پذیرفتهاند. در این ارزیابی، برخورداری از توانایی ایجاد اختلال یا وارد کردن خسارت به طرف مقابل، لزوماً به معنای داشتن قدرت اقتصادی و نظامی پایدار نیست. به همین دلیل، ادامه تقابل میتواند هزینههای بیشتری برای ایران به همراه داشته باشد.
آیا پیام ونس مقدمه حمله نظامی است؟
احتمال استفاده آمریکا از گزینه نظامی در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، یکی از اصلیترین محورهای بحث درباره پیام اخیر بوده است. برخی تحلیلگران با اشاره به گزارشهای مربوط به افزایش آمادگی عملیاتی و لجستیکی آمریکا، معتقدند بخش مهمی از مقدمات نظامی فراهم شده و تصمیم نهایی برای آغاز عملیات به اراده سیاسی واشنگتن بستگی دارد.
در این چارچوب، احتمال داده میشود که پیام ونس آخرین تلاش برای سنجش موضع تهران پیش از ورود بحران به مرحله نظامی باشد؛ هرچند صرف ارسال چنین پیامی بهتنهایی نمیتواند نشانه قطعی تصمیم آمریکا برای حمله تلقی شود. در ارزیابیهای مطرحشده، سه سناریو برای اقدام احتمالی واشنگتن مورد توجه قرار گرفته است: حملهای محدود با هدف اعلام موفقیت نظامی، انجام عملیات در کنار تلاش برای بازگشت به میز مذاکره یا آغاز حملهای گستردهتر با هدف دستیابی به نتیجهای تعیینکننده.
برخی ناظران معتقدند تجربه تقابلهای قبلی ممکن است واشنگتن را به سمت بررسی گزینههای گستردهتر سوق دهد. با این حال، هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی چنین اقدامی و احتمال واکنش متقابل ایران از عواملی هستند که میتوانند بر تصمیم نهایی آمریکا اثر بگذارند. از سوی دیگر، گروهی از تحلیلگران تأکید میکنند که پذیرش شروط واشنگتن از سوی تهران میتواند همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد. در نهایت، مسئله اصلی این است که آیا دو طرف حاضر هستند از بخشی از مواضع خود عقبنشینی کنند یا خیر.
نقش اسرائیل در سناریوی احتمالی جنگ
نقش اسرائیل و تفاوت احتمالی اهداف واشنگتن و تلآویو نیز از موضوعات مهم در بررسی احتمال درگیری تازه است. برخی تحلیلگران معتقدند اسرائیل ممکن است در صورت آغاز جنگ، اهداف اختصاصی خود را دنبال کند؛ از جمله می توان به عملیات علیه شخصیتهای کلیدی، ساختارهای امنیتی و مراکز مرتبط با تولید پهپاد و سامانههای اطلاعاتی اشاره کرد.
برخی ناظران معتقدند بنیامین نتانیاهو ممکن است از یک عملیات نظامی علیه ایران برای تقویت موقعیت سیاسی خود و پیشبرد ایده تشکیل دولت وحدت ملی استفاده کند. در مقابل، گروهی دیگر بر سطح بالای هماهنگی نظامی میان آمریکا و اسرائیل تأکید دارند و معتقدند اهداف دو طرف در صورت آغاز درگیری میتواند به یکدیگر نزدیک شود.
در صورت وقوع حمله نظامی، واکنش ایران و دامنه احتمالی آن از مهمترین عوامل تعیینکننده در سرنوشت بحران خواهد بود. برخی تحلیلگران معتقدند تهران برای پاسخ به حملات احتمالی آماده شده و ممکن است از موشکها و تسلیحات پیشرفتهتری نسبت به گذشته استفاده کند. در همین زمینه، هشدارهای مقامهای ایرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه نیز مورد توجه قرار گرفته است.
موضع اعلامشده ایران این بوده که اگر از خاک یا پایگاههای مستقر در کشورهای منطقه حملهای علیه این کشور انجام شود، ممکن است این پایگاهها هدف پاسخ نظامی قرار گیرند. در عین حال، برخی مقامهای ایرانی تأکید کردهاند که در صورت توقف همکاریهای نظامی و اطلاعاتی علیه تهران، دلیلی برای گسترش حملات به کشورهای همسایه وجود نخواهد داشت. از سوی دیگر، تحلیلگران معتقدند کشورهای منطقه، بهویژه دولتهای حوزه خلیج فارس، در حال تقویت هماهنگیهای دفاع هوایی و افزایش آمادگی زیرساختهای خود در برابر پیامدهای احتمالی یک درگیری تازه هستند.