از زبان نسترن 27 ساله : عمویم مرا به زور شوهر داد | سرنوشتم به کارتن‌خوابی و گورخوابی گره خورد + نظر کارشناس

کد خبر : ۴۵۶۰۳۰
از زبان نسترن 27 ساله : عمویم مرا به زور شوهر داد | سرنوشتم به کارتن‌خوابی و گورخوابی گره خورد + نظر کارشناس

نسترن، زن ۲۷ ساله‌ای است که می‌گوید مرگ ناگهانی پدر و مادرش در دوران نوجوانی، مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. او که پس از این حادثه به اجبار تن به ازدواجی ناخواسته داده بود، سال‌ها خشونت، اعتیاد و کارتن‌خوابی را تجربه کرده و حالا برای نجات از این چرخه تلخ به مرکز مشاوره مراجعه کرده است.

به گزارش اینتیتر به نقل از رکنا،  من نسترن هستم؛ دختری که روزی آرزوهای زیادی برای آینده‌اش داشت، اما همه آن آرزوها در ۱۳ سالگی و با مرگ پدر و مادرم در یک سانحه رانندگی از بین رفت.

بعد از آن حادثه، زندگی‌ام به کلی تغییر کرد. سرپرستی من به عهده عمویم افتاد، اما هیچ‌وقت در خانه او احساس آرامش و امنیت نکردم. هنوز در غم از دست دادن پدر و مادرم بودم که عمویم بدون توجه به خواسته‌ها و احساساتم، مرا مجبور به ازدواج کرد.

تنها ۱۳ سال داشتم و نمی‌دانستم ازدواج چیست. هیچ علاقه‌ای به همسرم نداشتم، اما چاره‌ای جز پذیرفتن این سرنوشت نداشتم. زندگی مشترک من از همان روزهای اول با تنش، خشونت و ترس همراه بود. همسرم مصرف‌کننده مواد مخدر بود و بارها مرا مورد ضرب و شتم قرار می‌داد. بارها از عمویم خواستم مرا از آن شرایط نجات دهد، اما هر بار تنها یک جواب می‌شنیدم: «باید تحمل کنی.»

سال‌ها در خانه‌ای زندگی کردم که در آن نه محبت وجود داشت و نه امنیت. فشارهای روحی و جسمی آن‌قدر زیاد شد که به مرور برای فرار از دردهایم به مواد مخدر پناه بردم.

مدتی بعد دیگر خانه‌ای برای ماندن نداشتم. روزهای زیادی را در خیابان‌ها، پارک‌ها و پاتوق‌های مختلف گذراندم. شب‌هایی بود که روی نیمکت پارک، کنار جدول خیابان و حتی در مکان‌های متروکه می‌خوابیدم. بهترین سال‌های جوانی‌ام در کارتن‌خوابی و اعتیاد سپری شد.

برای تأمین هزینه مواد، ساعت‌ها در خیابان‌ها به دنبال جمع‌آوری ضایعات می‌گشتم، اما این کار هم پاسخگوی اعتیادم نبود. خسته شده بودم؛ از زندگی، از تنهایی و از تمام رنج‌هایی که سال‌ها تحمل کرده بودم. بارها به پایان دادن زندگی‌ام فکر کردم.

یک روز هنگام جمع‌آوری ضایعات، متوجه نگاه‌های سنگین مردم شدم. همان‌جا کنار خیابان نشستم و گریه کردم. احساس کردم دیگر نمی‌توانم به این زندگی ادامه دهم. همان روز تصمیم گرفتم به کلانتری بروم و درخواست کمک کنم. حالا آمده‌ام تا برای رهایی از اعتیاد و بازگشت به زندگی، فرصتی دوباره پیدا کنم.

نظر کارشناس

زهرا بیات، کارشناس ارشد روان‌شناسی:

از دست دادن والدین در سنین پایین، به‌ویژه زمانی که کودک از حمایت عاطفی و اجتماعی کافی برخوردار نباشد، می‌تواند آسیب‌های عمیقی بر سلامت روان او وارد کند. در این پرونده، علاوه بر سوگ ناشی از فوت والدین، ازدواج اجباری، خشونت خانوادگی، فقدان حمایت عاطفی و فقر اقتصادی، همگی در شکل‌گیری مشکلات روانی و گرایش فرد به مصرف مواد نقش داشته‌اند.

ازدواج اجباری، به‌ویژه در سنین پایین، معمولاً پیامدهای منفی متعددی از جمله افسردگی، احساس درماندگی، کاهش عزت نفس و بروز رفتارهای پرخطر را به دنبال دارد. افرادی که در چنین شرایطی قرار می‌گیرند، در صورت نبود حمایت‌های خانوادگی و اجتماعی، بیشتر در معرض آسیب‌هایی مانند اعتیاد، خشونت و بی‌خانمانی قرار می‌گیرند.

حمایت عاطفی، مداخلات روان‌شناختی و توانمندسازی اجتماعی می‌تواند نقش مؤثری در بازگشت این افراد به زندگی سالم و کاهش آسیب‌های اجتماعی داشته باشد.

نظرات بینندگان