هالیوود همچنان در قبال ستاره‌های کودک شکست می‌خورد؛ این بار نوبت هیدن پنتی‌یر بود

کد خبر : ۴۶۱۱۳۷
هالیوود همچنان در قبال ستاره‌های کودک شکست می‌خورد؛ این بار نوبت هیدن پنتی‌یر بود

سرنوشت تلخ هیدن پنتی‌یر، بازیگر و خواننده‌ای که از کودکی وارد دنیای سرگرمی شد و در ۳۶ سالگی درگذشت، بار دیگر پرسش‌های جدی درباره فشارهای هالیوود بر ستاره‌های کودک و میزان حمایت از آنها را مطرح کرده است؛ صنعتی که با وجود نمونه‌های موفقی مانند دنیل ردکلیف، اما واتسون و ناتالی پورتمن، همچنان در محافظت از برخی چهره‌های جوان خود ناکام مانده است.

به گزارش اینتیتر، برای مدتی به نظر می‌رسید بازیگران کودک سابق توانسته‌اند از سایه سنگین شهرت زودهنگام فاصله بگیرند؛ همان بدنامی‌ای که سال‌ها با این تصور همراه بود که موفقیت در هالیوود در سنین پایین، دیر یا زود به تراژدی منجر می‌شود. ستاره‌های کودک دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به‌ویژه نمونه‌های زیادی از رفتارهای مخرب یا قربانی شدن در محیطی نامناسب بودند؛ از تیتوم اونیل که در خانواده‌ای آشفته و هالیوودی بزرگ شد گرفته تا برد رنفرو، ریور فینیکس و کوری هیم که هر یک سرنوشت تلخی پیدا کردند.

به گزارش گاردین، با مشهورتر شدن این نمونه‌ها، به نظر می‌رسید نسل جدید ستاره‌های کودک از تجربه‌های گذشته درس گرفته است. بسیاری از آنها، دست‌کم در ظاهر، از حمایت بهتر خانواده، دوستان یا خودشان برخوردار بودند و توانستند مسیر متفاوتی را طی کنند.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، سه بازیگر اصلی مجموعه «هری پاتر» هستند. دنیل ردکلیف، اما واتسون و روپرت گرینت نزدیک به یک دهه، از دوران پیش‌نوجوانی تا جوانی، در این مجموعه کار کردند و در نهایت با کارنامه‌ای موفق، فعالیت‌های خیریه و زندگی شخصی نسبتاً آرام از دوران کودکی خود عبور کردند. حتی بزرگ‌ترین حاشیه مالی مربوط به گرینت نیز بیشتر به مسائل مالیاتی محدود شده است.

چهره‌هایی مانند ناتالی پورتمن، کریستین بیل و کی‌یرن کالکین نیز نمونه‌های موفق دیگری هستند که توانسته‌اند از شهرت دوران کودکی عبور کنند و در بزرگسالی به مسیر حرفه‌ای قدرتمندی برسند؛ الگویی که پیش از این جودی فاستر نماینده برجسته آن بود.

حتی لیندزی لوهان که رفتارهایش در دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ نگرانی‌های زیادی درباره آینده‌اش ایجاد کرده بود، در سال‌های اخیر شرایط متفاوتی پیدا کرده است. او اکنون زندگی شخصی آرام‌تری دارد و پس از ازدواج و ترک مصرف الکل، با فیلم موفق «Freakier Friday» بار دیگر به پرده سینما بازگشت.

در میان ستاره‌های جوان‌تر نیز به نظر می‌رسد برخی چهره‌ها، از جمله خواننده‌ای مانند اولیویا رودریگو، از استقلال و کنترل بیشتری بر مسیر حرفه‌ای خود برخوردارند؛ شرایطی که در دوران اوج شهرت بریتنی اسپیرز در اوایل دهه ۲۰۰۰ به شکل دیگری وجود داشت.

با این حال، سال‌های اخیر دوباره نشان داده‌اند که سیستم سرگرمی همچنان در برخورد با برخی از آسیب‌پذیرترین اعضای خود، یعنی کودکان و نوجوانانی که خیلی زود وارد صنعت می‌شوند، مشکلات جدی دارد.

مرگ هیدن پنتی‌یر، بازیگر و خواننده چنداستعدادی، در ۳۶ سالگی بار دیگر این مسئله را به مرکز توجه آورده است. میشل تراختنبرگ، هم‌بازی پنتی‌یر در فیلم خانوادگی «Ice Princess»، نیز سال گذشته در ۳۹ سالگی درگذشت. علت مرگ او عوارض ناشی از دیابت پس از انجام پیوند کبد عنوان شد.

پیش از آن نیز در سال ۲۰۲۶، دیوی چیس، بازیگری که با محصولات دیزنی به شهرت رسیده بود، در سن پایین درگذشت. در گزارش‌های مربوط به مرگ او، عوارض ناشی از ایدز و سوءمصرف مواد به عنوان عوامل مرتبط مطرح شده بود. دوست‌پسر او نیز در نوشته‌ای درباره زندگی‌اش گفته بود که چیس با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شده بود.

البته جزئیات دقیق مرگ این افراد همیشه بلافاصله مشخص نمی‌شود و در برخی موارد نیز ممکن است هرگز به‌طور کامل روشن نشود. پنتی‌یر دچار ایست قلبی شد؛ مسئله‌ای که با توجه به سن پایین او می‌تواند در برخی شرایط با مصرف بیش از حد مواد مرتبط باشد، اما هیچ نشانه‌ای از وقوع جنایت یا دخالت فرد دیگری در مرگ او گزارش نشده است.

مشکلات جسمی، اعتیاد و پیامدهای طولانی‌مدت برخی تجربه‌های گذشته نیز گاهی آن‌قدر درهم تنیده‌اند که تشخیص یک علت واحد برای سرنوشت تراژیک این افراد دشوار می‌شود.

با این حال، فارغ از جزئیات هر پرونده، وجه مشترک این داستان‌ها نگران‌کننده است: بسیاری از این افراد در کودکی وارد صنعتی شدند که از آنها عملکردی حرفه‌ای می‌خواست، در حالی که حمایت و محافظت متناسب با سنشان همیشه وجود نداشت.

پنتی‌یر حتی پیش از مرگ، روایتی دست‌اول از مشکلات خود به جا گذاشت. کتاب خاطرات او با عنوان «This Is Me: A Reckoning» اوایل سال جاری منتشر شد. او در این کتاب از تجربه‌های دشوار زندگی و دوران کاری‌اش نوشته بود؛ از احساس فشار برای کار کردن از سوی مادری که بعدها از او فاصله گرفت، تا ادامه فعالیت حرفه‌ای در شرایط بیماری یا آسیب جسمی.

او همچنین نوشته بود که برای کنار آمدن با فشارهای شهرت، به مصرف مواد تشویق شده و در ادامه برای درمان اعتیاد تحت مراقبت قرار گرفته است. پنتی‌یر از آزار جنسی در صنعت هالیوود، خشونت خانگی از سوی یکی از شریک‌های عاطفی‌اش و همچنین افسردگی پس از زایمان نیز سخن گفته بود.

البته افراد زیادی در سراسر جهان تجربه‌های مشابهی را پشت سر می‌گذارند، بدون آنکه شهرت و منابع مالی یک ستاره هالیوودی را در اختیار داشته باشند. با این حال، آنچه در مورد ستاره‌های کودک قابل توجه است، این است که حتی پول و شهرت هم ظاهراً همیشه نمی‌توانند از آنها محافظت کنند.

در برخی موارد، اعضای خانواده ممکن است درآمد کودک را در اختیار بگیرند، اما هم‌زمان نتوانند یا نخواهند از خود او محافظت کنند. در موارد دیگر نیز مشکل به گستردگی صنعتی برمی‌گردد که از کودکان و نوجوانان عملکرد زیادی انتظار دارد، اما قوانین و سازوکارهای حمایتی آن همیشه به اندازه کافی قدرتمند نیست.

جالب اینکه در بسیاری از موارد، قواعد سختگیرانه‌تر متوجه خود ستاره جوان است، نه الزاماً افرادی که مسئول مراقبت از او هستند.

پنتی‌یر در خاطراتش گفته بود پس از صحبت درباره افسردگی پس از زایمان، همکاری‌اش با برند نوتروژینا را از دست داد. دلیل این اتفاق، نقض بندی موسوم به «بند اخلاقی» عنوان شده بود؛ بندی که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد رفتار عمومی چهره‌های تبلیغاتی خود را محدود یا در صورت بروز حاشیه، قرارداد آنها را تحت تأثیر قرار دهند.

همین مسائل باعث شده برخی حتی اصل استفاده از کودکان به عنوان بازیگر را زیر سؤال ببرند. منتقدان می‌پرسند آیا ورود کودکان به صنعتی که فشارهای اقتصادی و روانی سنگینی دارد، اساساً از نظر اخلاقی قابل دفاع است یا نه؛ به‌ویژه وقتی نمونه‌های متعددی از پیامدهای تلخ این مسیر وجود دارد.

در مقابل، تعداد زیاد ستاره‌های کودک موفق و سالم سابق نیز باعث شده این مسیر همچنان ادامه پیدا کند. تصور اینکه هالیوود بخواهد این فرایند را متوقف یا حتی به شکل جدی محدود کند، دشوار است؛ چرا که بخشی از مشهورترین چهره‌های نسل‌های جدید از همین مسیر وارد صنعت سرگرمی شده‌اند، از جذابیت سوپراستاری زندایا گرفته تا مسیر متفاوت کریستن استوارت در سینمای مستقل.

نکته نگران‌کننده دیگر، نقش پررنگ شرکت دیزنی در بسیاری از این داستان‌هاست. دیزنی بیش از بسیاری از شرکت‌های بزرگ سرگرمی به بازیگران کودک، صداپیشگان خردسال و ستاره‌های شبکه دیزنی نیاز دارد. حتی در پروژه‌های «جنگ ستارگان» و «مارول» نیز کودکان و نوجوانان گاهی نقش‌های مهمی بر عهده دارند.

در عین حال، تعداد زیادی از کودکان و والدین آنها همچنان رؤیای حضور در چنین پروژه‌هایی را دارند؛ زیرا برندهایی مانند دیزنی از قدرت فرهنگی و جذابیت چندنسلی فوق‌العاده‌ای برخوردارند.

ماجرای نیکلودئون نیز نمونه دیگری از این مسئله است. این شبکه محبوب کودکان سال‌ها با دن اشنایدر، تهیه‌کننده و برنامه‌ساز تلویزیونی، همکاری داشت؛ فردی که بعدها رفتارهای آسیب‌زا و جنجال‌های مربوط به او در مستند «Quiet on Set» مورد بررسی قرار گرفت. در این پرونده، اتهامات و جرایم مرتبط با سوءاستفاده جنسی از سوی برخی کارکنان دیگر شبکه نیز مطرح و در مواردی منجر به محکومیت شد.

در نهایت، شاید بخش مهمی از مشکل خودِ جذابیت شهرت باشد. پنتی‌یر احساس می‌کرد از سوی مادرش به سمت بازیگری سوق داده شده است، اما در عین حال، مسیر حرفه‌ای‌اش نشان می‌دهد که احتمالاً خودش نیز به بازیگری علاقه و استعداد داشت.

او در فیلم‌های «Scream» و سریال‌هایی مانند «Nashville» و «Heroes» به موفقیت رسید. شخصیت او، «کربی»، در مجموعه «Scream» آن‌قدر محبوب بود که پس از تصور مرگش، دوباره به داستان بازگردانده شد. او بازیگری توانمند بود و کاری انجام می‌داد که برای بسیاری از مخاطبان لذت‌بخش بود، اما همین حرفه در طول زمان می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد.

اگر موفقیت چهره‌هایی مانند ناتالی پورتمن و کریستین بیل ناخواسته به تداوم سیستم ستاره‌سازی از کودکان کمک کرده باشد، داستان پنتی‌یر می‌تواند یادآوری مهمی باشد که شرایط ستاره‌های کودک، با وجود بهتر شدن نسبت به سه یا چهار دهه قبل، همچنان خطرناک است.

ورود یک کودک به دنیای سرگرمی می‌تواند شبیه قرار گرفتن در میان آتش باشد؛ محیطی که از کودک انتظار می‌رود خودش هم بلد باشد چگونه آتش را خاموش کند، در حالی که اساساً مسئولیت حفاظت از او باید بر عهده بزرگسالان و ساختارهای حرفه‌ای باشد.

اکنون پرسش دیگری نیز مطرح شده است: آیا نسل جدید ستاره‌های کودک که این بار نه از طریق سینما و تلویزیون، بلکه از مسیر یوتیوب، اینستاگرام و فعالیت‌های اینفلوئنسری وارد دنیای شهرت می‌شوند، وضعیت بهتری خواهند داشت؟

مشاغلی که زمانی بازیگری و خوانندگی بودند، امروز برای بسیاری از کودکان و نوجوانان در قالب تولید محتوا و اینفلوئنسری ظاهر شده‌اند. اما ابزار تغییر کرده است، نه لزوماً منطق پشت آن.

چه کودک بازیگر باشد، چه خواننده و چه یوتیوبر، صنعت سرگرمی همچنان در ساختن تصویری جذاب از شهرت مهارت عجیبی دارد؛ تصویری که بخش سخت و گاه تاریک آن را از مخاطب پنهان می‌کند. شاید همین توهم سرگرم‌کننده بودن، یکی از دلایلی باشد که نسل‌های جدید همچنان به سوی همان مسیری می‌روند که نسل‌های قبل را نیز به خود جذب کرده بود.

نظرات بینندگان