وقتی حمایت خانواده را ندارید، چگونه دوام بیاورید؟ ۵ راهکار کاربردی برای ساختن یک شبکه حمایتی

کد خبر : ۴۵۷۸۷۴
وقتی حمایت خانواده را ندارید، چگونه دوام بیاورید؟ ۵ راهکار کاربردی برای ساختن یک شبکه حمایتی

قطع رابطه با خانواده یا نداشتن حمایت خانوادگی، فقط به معنای از دست دادن چند نفر نیست؛ بلکه از بین رفتن احساس امنیت، تکیه‌گاه عاطفی و حمایت‌های روزمره را نیز به همراه دارد. کارشناسان سلامت روان می‌گویند اگرچه این فقدان دردناک است، اما می‌توان با چند راهکار عملی، یک شبکه حمایتی جدید و قابل اعتماد ساخت.

به گزارش اینتیتر، پر کردن فرم پذیرش در مطب پزشک شاید برای بسیاری یک کار ساده باشد؛ اما وقتی به بخش «شماره تماس در مواقع اضطراری» می‌رسید و نمی‌دانید نام چه کسی را بنویسید، تازه عمق تنهایی و فاصله گرفتن از خانواده را احساس می‌کنید.

این تنها یک لحظه کوتاه است، اما برای کسانی که رابطه‌شان با خانواده قطع شده، همین لحظه‌ها یادآور فقدانی بزرگ هستند.

بعضی روزها غم، خشم و دلتنگی با شدت بیشتری سراغتان می‌آید؛ اما واقعیت این است که قطع رابطه با خانواده فقط به معنای از دست دادن یک رابطه نیست. شما چیزهای دیگری را هم از دست می‌دهید؛ چیزهایی که قرار بود خانواده در اختیار شما بگذارد.

کسی که بعد از عمل جراحی شما را به خانه برساند، هنگام بیماری کنارتان باشد، در لحظات اضطراب و ترس پاسخگوی تماس نیمه‌شب شما باشد یا کسی که تمام عمر شما را شناخته و بدون هیچ توضیحی از شما حمایت کند.

وقتی خانواده همان چیزی است که مجبور شده‌اید از آن فاصله بگیرید یا آن‌ها از شما فاصله گرفته‌اند، فقط افراد را از دست نمی‌دهید؛ بلکه شبکه امنیت و حمایت همراه آن‌ها را نیز از دست می‌دهید.

نویسنده این مطلب که بیش از ده سال با افرادی که دچار گسست خانوادگی شده‌اند کار کرده و خودش نیز این تجربه را پشت سر گذاشته، تأکید می‌کند:

«دردی که احساس می‌کنید نشانه ضعف نیست و به این معنا نیست که تصمیم اشتباهی گرفته‌اید.»

قطع رابطه با خانواده چه چیزهایی را از شما می‌گیرد؟

دوری از خانواده خلأ بزرگی ایجاد می‌کند؛ خلأیی که فقط یک شکل ندارد.

از یک سو، حمایت‌های عملی از بین می‌روند؛ همان کمک‌های ساده‌ای که بسیاری از افراد وجودشان را بدیهی می‌دانند.

از سوی دیگر، حمایت عاطفی از دست می‌رود؛ این احساس که بدون هیچ توضیحی، کسی در دنیا همیشه طرف شماست.

برخی افراد نیز به دلیل فوت اعضای خانواده چنین فقدانی را تجربه می‌کنند، اما گسست خانوادگی تفاوت مهمی با سوگواری دارد.

در بسیاری از موارد، فرد مقابل هنوز زنده است، رابطه هیچ‌گاه به پایان روشنی نرسیده و اطرافیان نیز این نوع سوگ را به رسمیت نمی‌شناسند.

هیچ مراسم ختمی برای رابطه‌ای که خودتان مجبور شده‌اید قطع کنید وجود ندارد و همین نبودِ پایان مشخص، تحمل این غم را دشوارتر می‌کند.

از سوی دیگر، اختلاف خانوادگی معمولاً به یک نفر محدود نمی‌شود.

در بسیاری از خانواده‌ها افراد مجبور به انتخاب طرف می‌شوند و ممکن است پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، عمه یا سایر بستگان نیز از شما فاصله بگیرند؛ به همین دلیل یک اختلاف می‌تواند بخش بزرگی از خانواده را از زندگی شما حذف کند.

وقتی پدربزرگ و مادربزرگی برای کمک وجود ندارد

تربیت فرزند بدون حمایت خانواده بسیار سخت‌تر از چیزی است که اغلب مردم تصور می‌کنند.

شما می‌بینید دیگران فرزندانشان را آخر هفته نزد پدربزرگ و مادربزرگ می‌گذارند، برای رساندن کودک به مدرسه از اقوام کمک می‌گیرند یا هنگام بی‌قراری نوزاد با مادرشان تماس می‌گیرند.

اما اگر چنین حمایتی نداشته باشید، تمام این مسئولیت‌ها را باید به تنهایی بر دوش بکشید.

گاهی فقط نبودِ کمک نیست که آزاردهنده است؛ بلکه نداشتن الگو نیز دردناک است.

برای مثال، پدری که هرگز کسی به او یاد نداده چگونه با فرزندش بازی کند یا مهارتی را آموزش دهد، اکنون باید همان چیزی را به فرزندش منتقل کند که خودش هرگز تجربه نکرده است.

حسادت به حمایت خانوادگی دیگران یا احساس فشار ناشی از انجام همه کارها به تنهایی، کاملاً طبیعی است.

این احساس به معنای ترحم به خود نیست، بلکه بازتاب واقعیتی است که هر روز با آن زندگی می‌کنید.

چگونه شبکه حمایتی خودتان را بسازید؟

اگرچه قطع رابطه با خانواده ممکن است شما را بدون پشتوانه رها کند، اما می‌توانید به‌تدریج شبکه‌ای از افراد قابل اعتماد برای خود ایجاد کنید.

۱. متوجه شوید چه زمانی همه چیز را به تنهایی انجام می‌دهید

اگر در کودکی کسی حامی شما نبوده، احتمالاً یاد گرفته‌اید به هیچ‌کس نیاز نداشته باشید.

روان‌شناس مشهور جان بالبی این رفتار را «خوداتکایی افراطی» می‌نامد.

ویژگی‌ای که زمانی باعث بقای شما شده، ممکن است امروز باعث انزوایتان شود.

هر بار که ناخودآگاه می‌گویید «خودم از پسش برمی‌آیم»، لحظه‌ای مکث کنید و گاهی اجازه دهید دیگران نیز به شما کمک کنند.

۲. به دیگران فرصت نزدیک شدن بدهید

برای بسیاری از افرادی که از خانواده جدا شده‌اند، اعتماد کردن بسیار دشوار است.

ممکن است روابط دوستانه خوبی داشته باشید، اما نزدیک شدن واقعی به دیگران برایتان سخت باشد.

درمان این زخم نیز مانند شکل‌گیری آن، از دل رابطه با انسان‌ها می‌گذرد.

لازم نیست به همه اعتماد کنید؛ کافی است اجازه دهید یک فرد امن، کمی بیشتر از قبل وارد دنیای شما شود.

۳. با افرادی ارتباط بگیرید که تجربه مشابه دارند

حضور در کنار کسانی که شرایط مشابه شما را تجربه کرده‌اند، احساس آرامش زیادی ایجاد می‌کند.

در چنین جمع‌هایی دیگر لازم نیست مدام تصمیم خود را توضیح دهید یا از آن دفاع کنید.

گروه‌های حمایتی و انجمن‌های آنلاین می‌توانند احساس درک شدن را برایتان فراهم کنند.

۴. خانواده انتخابی خودتان را بسازید

اگر نمی‌توانید روی خانواده‌ای که در آن متولد شده‌اید حساب کنید، می‌توانید خانواده‌ای تازه برای خود بسازید.

این شبکه می‌تواند شامل دوستان، شریک زندگی، همسایه، اعضای یک گروه اجتماعی یا مذهبی و حتی درمانگر شما باشد.

از خودتان بپرسید:

اگر امشب اتفاقی برایم بیفتد، با چه کسی تماس می‌گیرم؟

اگر پاسخ روشنی ندارید، این شکست نیست؛ بلکه نقطه شروع ساختن شبکه حمایتی شماست.

۵. قبل از بحران، برای روزهای سخت برنامه داشته باشید

برخی بحران‌ها ناگهانی از راه می‌رسند.

اینکه هنگام بیماری چه کسی به شما سر می‌زند، تعطیلات را کجا می‌گذرانید یا در شرایط اضطراری از چه کسی کمک می‌خواهید، بهتر است از قبل مشخص شده باشد.

وقتی اوضاع آرام است، برای این موقعیت‌ها فکر کنید و چند نفر را به عنوان افراد قابل اعتماد در نظر بگیرید.

شاید عادلانه نباشد؛ اما شدنی است

واقعیت این است که هیچ‌کس نباید مجبور باشد شبکه حمایتی زندگی خود را از صفر بسازد، در حالی که دیگران آن را به‌صورت طبیعی در خانواده‌شان دارند.

اما تجربه بسیاری از افراد نشان داده است که چنین کاری امکان‌پذیر است و حمایت‌هایی که با انتخاب و تلاش خودتان شکل می‌گیرد، به همان اندازه واقعی و ارزشمند خواهد بود.

اگر امروز هنوز کسی را ندارید که نامش را در بخش «تماس اضطراری» بنویسید، به این معنا نیست که همیشه تنها خواهید ماند.

شاید فقط هنوز آن فرد را ملاقات نکرده‌اید یا هنوز از کسی که می‌تواند کنارتان باشد، درخواست کمک نکرده‌اید.

نظرات بینندگان