شی جین‌پینگ در سایه جنگ‌های ایران، اوکراین و غزه قدرت خود را بیشتر می‌کند

کد خبر : ۴۶۰۰۵۴
شی جین‌پینگ در سایه جنگ‌های ایران، اوکراین و غزه قدرت خود را بیشتر می‌کند

همزمان با آنکه توجه افکار عمومی جهان به جنگ و بحران‌های ایران، اوکراین و غزه معطوف شده است، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در حال تشدید سیاست‌های داخلی و خارجی خود برای تثبیت قدرت پکن است؛ از افزایش فشار بر اقلیت‌های قومی و مذهبی گرفته تا تقویت نفوذ چین در آسیا و به چالش کشیدن موقعیت آمریکا در نظم جهانی.

به گزارش اینتیتر، تصور کنید نخست‌وزیر بریتانیا در لندن به اسکاتلندی‌ها اعلام کند که دیگر اجازه داشتن پارلمان مستقل، تیم ملی فوتبال یا پرچم سنتی خود را ندارند. یا به مردم ولز گفته شود زبان و ادبیات آنها ممنوع است و نباید در مدارس آموزش داده شود. چنین تصمیم‌هایی احتمالاً با اعتراض گسترده‌ای روبه‌رو می‌شد و حتی می‌توانست موجودیت بریتانیا را به خطر بیندازد.

به گزارش گاردین، اما به نوشته این تحلیل، آنچه شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دنبال می‌کند، برای حدود ۱۲۵ میلیون نفر از اعضای ۵۵ گروه قومی و مذهبی اقلیت این کشور، معنایی مشابه دارد. این اقلیت‌ها حدود ۹ درصد از جمعیت چین را تشکیل می‌دهند و در میان آنها تبتی‌ها، مغول‌ها، اویغورها و دیگر گروه‌های قومی و مذهبی قرار دارند.

سیاست «چینی‌سازی» شی جین‌پینگ

شی جین‌پینگ سیاستی را دنبال می‌کند که از آن با عنوان «چینی‌سازی» یاد می‌شود و قرار است در قالب قانون جدید «وحدت قومی» تقویت شود. دولت چین می‌گوید این سیاست با هدف تقویت هویت ملی و افزایش همگرایی اجتماعی اجرا می‌شود و گسترش استفاده اجباری از زبان ماندارین نیز می‌تواند فرصت‌های شغلی و شرایط زندگی اقلیت‌ها را بهبود دهد.

شی بارها بر ضرورت آن تأکید کرده است که اقوام مختلف چین برای ساختن کشوری قدرتمند و متحد، «مانند دانه‌های یک انار محکم به یکدیگر بچسبند».

با این حال، منتقدان این سیاست معتقدند چنین رویکردی در عمل به معنای همسان‌سازی اجباری اقلیت‌ها و تضعیف زبان، فرهنگ و سنت‌های آنهاست. تبتی‌ها، مغول‌ها، اویغورها و دیگر گروه‌هایی که بر حفظ هویت فرهنگی و زبانی خود تأکید دارند، این سیاست را تهدیدی علیه هویت مستقل خود می‌دانند.

افزایش فشار بر مخالفان و اقلیت‌ها

قانون جدید با انتقاد دولت‌های غربی و اعتراض شدیدتر سازمان‌های حقوق بشری، از جمله عفو بین‌الملل، مواجه شده است.

مرگ «لوبگا رنگزن»، فعال جنبش «تبت آزاد»، که ماه گذشته در اعتراض به سیاست‌های چین مقابل سازمان ملل متحد در نیویورک دست به خودسوزی زد، برای مدت کوتاهی توجه رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرد.

با این حال، سرکوب مخالفان و اقلیت‌ها در چین موضوع تازه‌ای نیست. سرکوب گسترده در تبت و آنچه منتقدان «اردوگاه‌های بازآموزی» در سین‌کیانگ می‌خوانند، از جمله نمونه‌های سیاست‌های سختگیرانه دولت چین علیه مخالفان و گروه‌های اقلیت است.

قانون جدید همچنین مجازات‌هایی را در نظر گرفته که می‌تواند شهروندان چینی خارج از کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. منتقدان معتقدند این قانون قدرت حزب کمونیست چین را برای اعمال فشار و ایجاد جامعه‌ای مطیع‌تر و کمتر منتقد افزایش می‌دهد.

غرب در برابر قدرت فزاینده چین

به نظر می‌رسد نوعی احساس ناتوانی در برابر چین در میان کشورهای غربی شکل گرفته است؛ چه در موضوع برخورد با اقلیت‌ها، چه در تضعیف دموکراسی در هنگ‌کنگ، چه در پیگرد فعالان دموکراسی‌خواه و چه در محدود کردن کلیساهای مستقل و گروه‌های مذهبی تأییدنشده.

در این شرایط، برخی دولت‌های غربی چین را کشوری بیش از حد بزرگ، قدرتمند و از نظر نظامی تهدیدکننده می‌دانند که نمی‌توان به‌سادگی بر رفتار آن تأثیر گذاشت.

بریتانیا نیز در این میان با یک معضل جدی مواجه است؛ از یک سو منافع اقتصادی و تجاری خود با چین را در نظر می‌گیرد و از سوی دیگر با نگرانی‌های امنیتی و حقوق بشری روبه‌رو است. به همین دلیل، منتقدان معتقدند لندن و دیگر کشورهای غربی هنوز نتوانسته‌اند سیاستی منسجم در قبال پکن تدوین کنند.

جاه‌طلبی‌های جهانی شی جین‌پینگ

سیاست‌های شی جین‌پینگ تنها به مسائل داخلی چین محدود نمی‌شود. او که نزدیک به ۱۵ سال است در رأس قدرت قرار دارد، با اعتمادبه‌نفس بیشتری به دنبال تحقق اهداف خود در عرصه بین‌المللی است.

از جمله این اهداف می‌توان به تبدیل چین به قدرت مسلط جهان، عقب راندن آمریکا به جایگاه دوم و ایجاد یک نظم امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک چندقطبی با محوریت پکن اشاره کرد.

تایوان نیز یکی از مهم‌ترین اهداف راهبردی شی جین‌پینگ محسوب می‌شود. افزایش فشار بر تایوان و تلاش برای تقویت نفوذ چین در منطقه آسیا-اقیانوسیه، بخشی از همین راهبرد است.

در نهایت، این سیاست‌ها می‌تواند به دنبال ساختن میراثی برای شی باشد که او را در تاریخ چین، پس از مائو تسه‌تونگ، به عنوان یکی از قدرتمندترین رهبران این کشور ثبت کند.

سال ۲۰۲۷؛ سال مهم برای شی جین‌پینگ

با نزدیک شدن به بیست‌ویکمین کنگره حزب کمونیست چین، سال ۲۰۲۷ می‌تواند برای شی جین‌پینگ سالی تعیین‌کننده باشد.

ساختار قدرت او در حال حاضر بسیار مستحکم به نظر می‌رسد. انتظار می‌رود مقام‌های ارشد حزب در نشست‌های داخلی خود بر ادامه سیاست تشدید انضباط و وفاداری در ساختار حزب تأکید کنند.

نشست‌های سیاسی چین در شرایطی برگزار می‌شود که در سال‌های اخیر پاکسازی‌هایی در میان مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی این کشور انجام شده است؛ اقدامی که از نگاه برخی ناظران یادآور پاکسازی‌های گسترده در نظام‌های اقتدارگراست.

افزایش تنش چین با آمریکا و متحدانش

نشانه‌های افزایش رویکرد تهاجمی‌تر چین در سیاست خارجی نیز آشکار شده است.

پکن در ماه‌های اخیر تنش‌های ملی‌گرایانه با ژاپن را افزایش داده و در مناطق مورد مناقشه دریای چین جنوبی با فیلیپین وارد رویارویی‌های بیشتری شده است. فشار چین بر تایوان نیز همچنان ادامه دارد.

ژاپن در تازه‌ترین گزارش دفاعی خود چین را یک «چالش راهبردی بی‌سابقه» توصیف کرده و هشدار داده است که این تهدید بیش از گذشته به این کشور نزدیک شده است.

در آمریکا نیز دریاسالار ساموئل پاپارو، فرمانده نیروهای آمریکا در منطقه هند-آرام، از اقدامات «اجباری و فشارآمیز» چین برای دستیابی به سلطه منطقه‌ای انتقاد کرده است.

چین؛ از ایران و روسیه تا جنگ تجاری با آمریکا

چین همچنین در چندین جبهه دیگر در حال به چالش کشیدن آمریکا و غرب است.

بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده، چین در حال بررسی یا برنامه‌ریزی برای ارائه موشک‌های دوش‌پرتاب و سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است. پکن همچنین به شکل مادی از روسیه در جنگ این کشور علیه اوکراین حمایت کرده است.

چین در حوزه تجارت نیز از ابزارهایی استفاده می‌کند که شباهت‌هایی با رویکرد مورد علاقه دونالد ترامپ دارد.

پکن سال گذشته صادرات برخی مواد معدنی حیاتی و عناصر کمیاب را محدود کرد؛ اقدامی که نگرانی شدید واشنگتن را به دنبال داشت. چین همچنین در واکنش به تعرفه‌های جدید دولت ترامپ، فروش برخی فناوری‌های مرتبط با پهپادها را محدود کرده است.

فرصت طلایی چین در دوره ترامپ

موضع تهاجمی‌تر شی جین‌پینگ تا حدی از تغییرات ایجادشده در سیاست خارجی آمریکا نیز تأثیر می‌گیرد.

ترامپ با تضعیف بخشی از نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم، رویکرد متفاوتی نسبت به قوانین بین‌المللی و حاکمیت ملی کشورها اتخاذ کرده و روابط آمریکا با متحدان سنتی خود، از جمله ژاپن، کره جنوبی و کشورهای اروپایی عضو ناتو، با چالش‌هایی مواجه شده است.

در نتیجه، برخی کشورها آمریکا را شریکی غیرقابل اتکا می‌دانند.

برای چین، تغییر تمرکز آمریکا از آسیا به نیمکره غربی می‌تواند فرصتی برای گسترش نفوذ پکن باشد؛ فرصتی که چین احتمالاً تا زمانی که وجود دارد از آن استفاده خواهد کرد.

رقابت آمریکا و چین بر سر هوش مصنوعی

یکی از محورهای مهم روابط واشنگتن و پکن، رقابت در حوزه هوش مصنوعی است.

نگرانی آمریکا درباره عقب ماندن از چین در رقابت هوش مصنوعی افزایش یافته و این موضوع می‌تواند در دیدارهای آینده رهبران دو کشور نیز در کانون توجه قرار گیرد.

ترامپ پیش‌تر رقابت بر سر هوش مصنوعی را یکی از مهم‌ترین رقابت‌های قرن حاضر توصیف کرده و گفته بود کشوری که در این رقابت پیروز شود، احتمالاً برنده رقابت قدرت در قرن بیست‌ویکم خواهد بود.

در چنین شرایطی، همکاری‌های هوش مصنوعی چین با کشورهای مختلف، به‌ویژه کشورهای جنوب جهانی، می‌تواند به یکی از ابزارهای مهم پکن برای گسترش نفوذ فناوری و سیاسی تبدیل شود.

آیا چین در مسیر کنار زدن آمریکا است؟

مجموع تحولات اخیر این تصور را تقویت کرده که شی جین‌پینگ در حال افزایش نفوذ چین در عرصه‌های امنیتی، تجاری و فناوری است و تلاش می‌کند جایگاه آمریکا را به چالش بکشد.

با این حال، قدرت فزاینده چین به معنای نبود ضعف در داخل این کشور نیست.

شی جین‌پینگ یک رهبر منتخب در یک نظام دموکراتیک نیست و حکومت او برای حفظ قدرت به ساختارهای سختگیرانه و سرکوب مخالفان متکی است. اقتصاد چین نیز با چالش‌هایی مواجه است و این پرسش وجود دارد که آیا نسل جوان و شهرنشین چین در بلندمدت سیاست‌های اقتدارگرایانه و محدودکننده دولت را همچنان خواهد پذیرفت یا نه.

از این منظر، قانون جدید وحدت قومی نیز می‌تواند به جای تقویت وحدت، به عاملی برای افزایش نارضایتی در میان اقلیت‌های قومی و مذهبی تبدیل شود.

چین در زمانی که جهان سرگرم بحران‌های دیگر است

در شرایطی که نگاه جهان به بحران‌های ایران، غزه و جنگ اوکراین دوخته شده، چین در حال پیشبرد اهداف خود در داخل و خارج از مرزهایش است.

افزایش فشار بر اقلیت‌های قومی و مذهبی، تشدید کنترل داخلی، فشار بر تایوان، افزایش حضور نظامی و سیاسی در آسیا، حمایت از روسیه و گسترش روابط راهبردی با کشورهایی مانند ایران، همگی بخشی از تصویری بزرگ‌تر هستند.

شی جین‌پینگ ممکن است در حال تبدیل شدن به رقیبی جدی‌تر و حتی دشمنی آشکار برای غرب باشد؛ رقیبی که در شرایط حواس‌پرتی جهان، آرام و پیوسته در حال گسترش قدرت خود است.

پیام اصلی این تحولات روشن است: در حالی که توجه جهان به ایران، غزه و اوکراین معطوف شده، چین در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم جهانی است و غرب نمی‌تواند این تغییر را نادیده بگیرد.

نظرات بینندگان