نظر جنجالی ویشکا آسایش درباره نقش قطام در سریال امام علی

کد خبر : ۴۵۵۱۸۸
نظر جنجالی ویشکا آسایش درباره نقش قطام در سریال امام علی

نظر جنجالی ویشکا آسایش درباره نقش قطام در سریال امام علی را در این مطلب بخوانید.

به گزارش اینتیتر، مجموعه تلویزیونی امام علی(ع) داود میرباقری فیلمنامه سریالی با عنوان «خاری در گلو» را براساس زندگی حضرت علی(ع) به صدا و سیما ارائه داد که پس از فراز و نشیب‌های بسیار سرانجام در سال ۱۳۷۳ با حضور ۱۵۰ بازیگر اصلی و بیش از ۵ هزار هنرور از نیروهای ارتش مقابل دوربین رفت.

ساخت سریال حدود چهار سال به طول انجامید و سرانجام پخش مجموعه از سال ۱۳۷۵ در شبکه یک سیما آغاز شد.

اینتیتر نوشت: در این سریال بازیگرانی هم ایفای نقش کرده‌اند که امروز دیگر در میان ما نیستند؛ از جمله آنها می‌توان به زنده یاد مهدی فتحی، رضا خندان، جواد خدادادی، رضا کرم رضایی، عباس امیری، منصور والامقام، حسین پناهی، نعمت الله گرجی، توران مهرزاد، سروش خلیلی، احمد قدکچیان، علی اصغر گرمسیری، باقر صحرارودی و … اشاره کرد و با قرائت فاتحه‌ای یاد و خاطره این هنرمندان را گرامی می‌داریم.

در ادامه گفت‌وگو با ویشکا آسایش(بازیگر نقش قطام) را در ادامه می‌خوانیم:

**آسایش: هیچ نقشی برایم جای قطام را نمی‌گیرد

*برسیم به شاه‌نقش‌های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته. هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟

-باورتان می‌شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده‌ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.

* خب چرا DVD آن را نمی‌خرید؟

DVD آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی‌آید. «امام علی (ع)» ؟؟؟؟؟

* همه تصور می‌کنند بازیگری که با یک نقش به شدت مورد توجه قرار می‌گیرد حتماً تمام پلان‌هایش را هم حفظ است.

-تنها چیزهایی که از امام علی (ع) حفظم، لحظات و خاطرات نابی است که سر فیلمبرداری داشتیم. دو قسمت اول را از تلویزیون دیدم و بعد از ایران رفتم. مادرم زنگ می‌زد و برایم تعریف می‌کرد.

* حدود 25 سال از زمان تولید امام علی (ع) می‌گذرد. اگر دوباره به همان زمان برگردید، باز هم تصمیم می‌گیرید بعد از بازی در این سریال مهم به انگلیس بروید و مدت‌ها از بازیگری دور بمانید؟

-صد درصد دوباره همان کار را انجام می‌دادم و می‌رفتم. درس خواندنم در انگلستان بهترین تجربه زندگی‌ام بود و با تمام سختی‌هایش من را ساخت. آنجا کلی تجربه به دست آوردم که بابت همین کلی به خاله و شوهر خاله‌ام که در آن مدت پیش آن‌ها زندگی کردم، مدیون هستم.

* وقتی بازیگر شدید، نگاه‌‌ها در خانواده‌تان عوض شد دیگر؟

-بله، وقتی امام علی (ع) را بازی کردم و سریال گل کرد، تازه همه گفتند ویشکا معلوم بود که یک استعدادی دارد.

* گفتید سرضبط سریال امام علی (ع) مدام منتظر آمدن ویزا بودید، این‌طوری تمرکز داشتید کار را درست انجام دهید؟

-بله، تمرکزم خیلی خوب بود. وقتی می‌رفتم جلوی دوربین دنیای اطرافم را خاموش می‌کردم. منتها دو سه هفته آخر آن‌قدر از بازیگری خوشم آمده بود که وسوسه شده بودم نروم، بمانم و بازیگر شوم.

* وقتی قرار شد سریال امام علی (ع) را بازی کنید، بازیگرها را اصلاً نمی‌شناختید؟

-نه اصلاً. آقای میرباقری همیشه می‌گفت ویشکا آمد جلوی این همه آدم قَّدَر ایستاد اما اصلاً نمی‌دانست. دیالوگ بگویم. اصلاً نمی‌دانستم پرستویی یا داریوش ارجمند چه کسانی هستند. وقتی داشتم پشیمان می‌شدم که نروم خارج و همین‌جا بمانم، همین دوستان عزیز نصیحتم کردند که این کار را نکن، برو درست را بخوان و با دست پر برگرد.

* هیچ وقت هم راجع‌به کار اطلاعاتی در اختیارتان نگذاشت؟

-اصلاً نمی‌خواست بگوید حالا که فامیل من آمده باید همه چیز تغییر کند. فکرش این بود حالا که آمده‌ای و بازیگر شده‌ای باید خودت تا تهش بروی و روی پای خودت باشی. روز اول گفت ببین این کار شوخی نیست. باید آن‌جا به حرف همه گوش بدهی، صبح زود بیدار شوی، تا ساعتی که می‌گویند کار کنی. لوس‌بازی در نمی‌آوردی و…

* بعد از اینکه از ایران رفتید، پیگیر بودید که نقشتان چقدر مورد توجه قرار گرفته؟

-نه اطلاع نداشتم. یک بار مادرم نامه فرستاد که ویشکا معروف شده‌ای، تازه آن‌جا به دوست‌هایم گفتم بچه‌ها من توی ایران معروف شده‌ام.

* وقتی آمدی ایران مردم شما را می‌شناختند؟

نه اصلاً. تشخیص نمی‌دادند که قطام منم، چون صدایم هم دوبله شده بود. کارت شناسایی‌ام را که می‌دیدند می‌گفتند تو همان قطامی؟ چرا این شکلی هستی؟ تصورشان این بود که من یک آدم‌سبزه چهارشانه هستم.

* اگر بخواهید به سریال‌هایی که تا به حال کار کرده‌اید، نمره بدهید چطور نمره می‌گیرند؟

-هیچ‌چیزی جای قطام را برای من نمی‌گیرد، چون اولین کارم بوده و یک نوع ابهت و درس برایم دارد. برای همین نمی‌توانم آن را با بقیه کارهایم مقایسه کنم. در فیلم‌هایم «دارابی» بهترین است.

بله، البته هر روز نگران بودم که انتخاب من از روی ناچاری بوده و هیچ بازیگر دیگری نداشته‌اند که جایگزین کنند. بعدها از دایی‌ام پرسیدم که گفت همان هفته اول که داشتند تستت می‌‌کردند، مگر تعارف داشتند؟ اگر خوششان نمی‌آمد اصلاً با تو کار نمی‌کردند.

* فیدبک نمی‌گرفتید؟

چرا خیلی زیاد. کات که می‌دادند سرم می‌چرخید و به صورت همه نگاه می‌کردم تاییدیه همه را که می‌گرفتم، خیالم راحت می‌شد.

* یادتان می‌آید کدام سکانس بود که خیلی میرباقری با شما وارد چالش شد تا درست دربیاید؟

-در سکانسی که با شمشیر نخ‌ها را پاره می‌کنم. پرسید: «تا حالا شمشیر دستت گرفتی؟» گفتم: «نه». گفت: «این شمشیر را بگیر، بیا جلو طوری به نخ‌ها بزن که یکی دو تا از آن‌ها پاره شود.» شمشیر را که زدم، ردیف همه نخ‌ها پاره شد و ریخت! وقتی همه را پاره کردم، آقای میرباقری خندیدند و گفتند: «لازم نبود همه پرده را پاره‌کنی.»

*‌سوارکاری هم داشتید؟

-برای سریال امام علی (ع)‌ نه اما برای «مسافرری» یاد گرفتم. آقای میرباقری اصلاً کوتاه نمی‌آید روز قرارداد گفت: «آهان یادم رفت این را بگویم. یک صحنه هست که می‌دوی می‌پری روی اسب و به تاخت می‌روی.» گفتم: «آقای میرباقری من تا حالا سوار اسب نشده‌ام.» گفت: «خب برو یاد بگیر» من هم رفتم و سوار کاری یاد گرفتم. در یکی از صحنه‌ها از وسط آتش دویدم و پریدم روی اسب و تاخت رفتم.

*‌این صحنه در سریال بود؟

-بعید می‌دانم، اگر هم بود، کامل نشانش ندادند.

 

نظرات بینندگان