آیا میتوان تئاتر را در یک ویدئوی چندثانیهای خلاصه کرد؟
تئاتر، هنر لحظههاست؛ اما نه لحظههایی منفصل از یکدیگر. آنچه بر صحنه شکل میگیرد، حاصل پیوند متن، کارگردانی، بازیگری، طراحی، اندیشه و ارتباط زنده با مخاطب است.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، در روزهایی که برخی تصاویر و ویدئوهای کوتاه از اجراهای نمایشی یا تیزرهای تبلیغاتی، به محور بحثها و قضاوتهایی درباره وضعیت تئاتر کشور تبدیل شدهاند، شاید طرح یک پرسش ضروری باشد: آیا میتوان درباره هنری با چنین گسترهای از اندیشه، خلاقیت و تجربه انسانی، تنها بر اساس چند ثانیه تصویر به داوری نشست؟
تئاتر، هنر لحظههاست؛ اما نه لحظههایی منفصل از یکدیگر. آنچه بر صحنه شکل میگیرد، حاصل پیوند متن، کارگردانی، بازیگری، طراحی، اندیشه و ارتباط زنده با مخاطب است. گاه آنچه در چند ثانیه یا در قالب کلیپهای تبلیغاتی فضای مجازی دیده میشود، از بستر روایت اصلی جدا شده و ممکن است در قاب دوربین برجسته، متفاوت یا حتی بحثبرانگیز به نظر برسد؛ در حالی که در جریان یک روایت طولانی، معنایی متفاوت دارد که بدون مشاهده کلیت اثر، امکان درک دقیق آن فراهم نمیشود.
البته این به معنای مصون دانستن هنر از نقد نیست. تئاتر، بهویژه در مقام هنری که در فضای عمومی عرضه میشود، همواره نیازمند ارزیابی، گفتوگو و حساسیت نسبت به کیفیت و مسئولیت فرهنگی است. اما میان نقد یک لحظه از اجرا، ارزیابی محتوای یک نمایش و تعمیم آن به کلیت وضعیت تئاتر کشور، فاصلهای معنادار وجود دارد. نقد منصفانه، درست از جایی آغاز میشود که این تمایزها به رسمیت شناخته شوند.
واقعیت تئاتر ایران نیز بسیار گستردهتر از قابهای کوتاه و گزینششدهای است که گاه در فضای رسانهای بازتاب پیدا میکنند. در ماههای اخیر، گستره فعالیتهای نمایشی کشور ابعاد متنوعی داشته است؛ از اجرای بیش از ۶۵۰ نمایش خیابانی با محوریت جنگ رمضان در نقاط مختلف کشور، تا صدور بیش از ۹۰۰ پروانه اجرای نمایش در تهران طی ششماهه نخست سال ۱۴۰۵ و به صحنه رفتن بیش از ۳۰۰ نمایش در سالنهای استانهای کشور در همین بازه زمانی.
این اعداد، صرفاً بیانگر حجم فعالیتهای اجرایی نیستند؛ بلکه میتوانند نشانهای از گستردگی جغرافیایی تئاتر، تنوع موضوعات مورد توجه هنرمندان و ظرفیت این هنر برای ارتباط با گروههای مختلف مخاطبان باشند. بهویژه اجرای نمایشهای خیابانی با محوریت موضوعات ملی و اجتماعی، یادآور این نکته است که تئاتر همچنان میتواند در بازتاب تجربههای جمعی و ایجاد پیوند میان هنر و جامعه نقشآفرین باشد.
در چنین بستری، تقلیل تصویر تئاتر کشور به چند ویدئوی کوتاه، نهتنها امکان شناخت دقیقتر این هنر را محدود میکند، بلکه ناخواسته بخش بزرگی از تلاش هنرمندان، تجربههای متفاوت اجرایی و ظرفیتهای فرهنگی این حوزه را از میدان دید خارج میسازد.
شاید مسئله اصلی، نه نادیده گرفتن تصاویر بحثبرانگیز، بلکه یافتن معیاری جامعتر برای قضاوت باشد. معیاری که در آن، یک اثر نمایشی بر اساس متن، ساختار، مضمون، شیوه اجرا و نسبت آن با مخاطب ارزیابی شود؛ نه صرفاً بر مبنای برشی کوتاه که ممکن است به دلایل مختلف، از بستر اصلی خود جدا شده باشد.
تئاتر، همچون هر هنر دیگری، در فضای نقد و گفتوگو رشد میکند. نه ستایش بیچونوچرای آن راهگشاست و نه تعمیم قضاوتهای محدود به کلیت یک جریان هنری. آنچه میتواند به ارتقای کیفیت هنر نمایش کمک کند، نقد دقیق، مسئولانه و مبتنی بر مشاهده کامل آثار است.
در نهایت، شاید برای شناخت تئاتر ایران، لازم باشد به جای توقف در چند ثانیه تصویر، اندکی بیشتر مکث کنیم؛ به صحنه بازگردیم، پای سخن هنرمندان بنشینیم، در کنار خانوادهها و مخاطبان واقعی سالنها تجربه تماشا را کامل کنیم و اجازه دهیم تمامیت یک تجربه هنری، پیش از هر قضاوتی، خود را آشکار کند.