نقد روانشناسانه فیلم قوی سیاه

کد خبر : ۷۶۸۲۷
نقد روانشناسانه فیلم قوی سیاه

رسانه خبری اینتیتر | در این مطلب به تحلیل و نقد روانشناسانه فیلم قوی سیاه اثر دارن آرنوفسکی کارگردان پرآوازه سینما پرداخنه ایم.

به گزارش اینتیتر ، آرنوفسکی کارگردانی که در رده اوفسکی ها قرار دارد و از آنجایی که اساسا اوفسکی علاقه وافری به خلق شاهکار دارند همانند داستایوفسکی، چایکوفسکی و … اینبار دارن شان شاهکاری خلق کرده است که به پای نقد روانشناسانه آن می نشینم.

اکثر ما با موسیقی دریاچه قو اثر چایکوفسکی و نمایش باله ای که برای این موسیقی نوشته شده است آشنا هستیم. قوی سیاه روایتی از اجرای این نمایش به همراه نکات روانشناسانه دارد. موسیقی در این فیلم به عنوان یک وزنه سنگین به حساب می آید و با روان مخاطب بازی می کند.

ناتالی پورتمن بازیگر شخصیت نیناست که نقش یک بالرین فوق کمالگرا را به اجرا می گذارد. نینا با انواع اختلالات روانی از وسواس گرفته تا اکسیزوفرنی زندگی می کند. اختلالاتی که دومینوار در زیر سایه کمالگرایی او فعال می شوند و شحصیت وی را به ورطه نابودی می کشانند تا به قول خود نینا پرفکت بودن را تجربه کند.

اما چه می شود که نینا در سن ۲۸ سالگی با این هجم از اختلالت روانی دست و پنجه نرم می کند. اینجاست که شخصیت مادر نینا به چشم مخاطب می آید. شخصیتی به شدت کنترل کننده که گویی کاری جز احساس گناه دادن به فرزند خود بلد نبوده و همواره از او انتظار داشته است که بهترین خود باشد و اگر بهترین نباشد، در رده خوبان قرار ندارد. مادری که حتی در حمام هم که خصوصی ترین جای ممکن است دست از سر نینا برنمی دارد و همیشه می خواهد از او مراقبت کند. چه بسا که نینا دور از چشم او و در خفا با حالت مازوخیسمی طوری به خود آسیب می رساند و زخم هایی را روی بدنش ایجاد می کند که خودش هم از آنها بی خبر است.

نینا شخصیتی که با وسواس و نظم بسیار تمام حرکت های باله را انجام میدهد و خود را برای نقش قوی سفید که برازنده اوست، آماده می کند.اما متوجه می شود که مدیر موسسه باله، یک نفر برای دو نقش قوی سفید و سیاه می خواهد و نینا باید از پس چالش اجرای قوی سیاه برآید تا بتواند ملکه جدید باله شود. چالشی که بستری را برای فعال کردن همه اختلالت در او فراهم می آورد.

نقد روانشناسانه فیلم قوی سیاه

مدیر موسسه از قصد رقیبی برای نینا در نظر می گیرد تا حس وحشی گری و پرخاشگری قوی سیاه را در او زنده کند و جواب هم می دهد و سرانجام نینا به عنوان نقش اصلی انتخاب می شود.

نینا در زمان تمرینات به شدت شکننده به نظر می رسد و احوال بسیار بدی را تجربه می کند. او از اوج پارانویا در دامن اسکیزوفرنی می افتد و رقیبش را همواره و همه جا در مقابلش می بیند، در صورتی که او وجود ندارد.

نینا حس کامل بودن را پس از گذراندن یک دوره ی وحشتناک تجربه می کند و پس از دریافت این حس، چشم هایش را برای همیشه از دنیا فرو می بندد.

دارن ارنوفسکی و فیلم هایی که در پس روان ما نفوذ می کند و تا هفته ها حس همزاد پنداری با شخصیت اصلی داستان را در ما زنده نگه می دارد. شخصیتی که در نهایت آرزو می کنیم جای او باشیم و بعد از تجربه حس کامل بودن به کام مرگ فرو برویم تا دیگر هیچ یک از چالش های این دنیا احساس ناکافی بودن را به ما ندهد.

اگر بخواهم قوی سیاه را در یک جمله تعریف کنم، فیلمی است که ما را به دل تاریکترین وجه های شخصیت انسانی می برد و با نشان دادن رنج های انسان به روح ما خنجر می کشد.

دردهای مشترکی که همه ی ما سالهاست در زندگی با خود حمل میکنیم. شخصیت نینا یک ورژن اگزجره از این دردها را به نمایش می گذارد و مخاطبان فیلم را به همدردی دردناکی وا می دارد.

قوی سیاه، کمال گرایی ای را به تصویر می کشد که در ذات بشر ریشه دوانده و حتی من نویسنده را در زمان نوشتن این متن اسیر خود کرده است به طوریکه ابتدا دستم به نوشتن نمی رفت و پس از شروع نوشتن به اصلاح تک تک کلمات و جملات خود می پرداختم.

این بود تحلیل داستان خودآزارگر فیلم سیاه قوی سیاه که رنج هایمان را در نوع گسترده خود در پرده نقره ای به نمایش گذاشت.

نویسنده: سحر زمانی

نظرات بینندگان