چگونه رهبران موفق از پس چالش‌های سخت برمی‌آیند؟

کد خبر : ۴۴۳۷۹۶
چگونه رهبران موفق از پس چالش‌های سخت برمی‌آیند؟

رهبری کار آسانی نیست و تبدیل شدن به یک رهبر عالی حتی سخت‌تر است. حتی وقتی نیت رهبر خوب است، موانع زیادی سر راه موفقیت او قرار می‌گیرد. پرسش این است که بعضی از چالش‌های رایج پیش روی حتی رهبران خوب چیست و چگونه می‌توان بر آن‌ها غلبه کرد؟ پژوهش ما درباره رهبران شاخص و توانایی آن‌ها در حفظ برتری رهبری حتی در شرایط دشوار، می‌تواند کمک‌کننده باشد.​

به گزارش اینتیتر، رهبری کار آسانی نیست و تبدیل شدن به یک رهبر عالی حتی سخت‌تر است. حتی وقتی نیت رهبر خوب است، موانع زیادی سر راه موفقیت او قرار می‌گیرد. پرسش این است که بعضی از چالش‌های رایج پیش روی حتی رهبران خوب چیست و چگونه می‌توان بر آن‌ها غلبه کرد؟ پژوهش ما درباره رهبران شاخص و توانایی آن‌ها در حفظ برتری رهبری حتی در شرایط دشوار، می‌تواند کمک‌کننده باشد.​

به گزارش سایکولوژی تودی، در ادامه، چند چالش اصلی که رهبران در مسیر ساختن تیم‌هایی شادتر، سالم‌تر و پربازده‌تر با آن روبه‌رو می‌شوند، همراه با راهکارهایی برای غلبه بر این چالش‌ها آورده شده است تا بتوانید همان رهبری باشید که می‌خواهید.​

۱. فرهنگ فرسودگی و کار بیش‌ازحد
بسیاری از رهبرانی که می‌خواهند فضایی مثبت و سازنده در تیم خود ایجاد کنند، با فرهنگ گسترده کارِ بیش‌ازحد در سازمان مواجه‌اند. اگر شما تلاش می‌کنید تیم‌تان هوشمندانه‌تر و نه سخت‌تر کار کند و اعضا حدود سالمی میان کار و زندگی شخصی داشته باشند، ممکن است احساس کنید در برابر جریان غالب سازمان می‌جنگید. در چنین وضعیتی، اگر دیگر رهبران هم‌مسیر شما نباشند، کار سخت‌تر می‌شود.​

رهبرانی که موفق می‌شوند فرهنگی بهتر و متفاوت از فرهنگ غالب سازمان بسازند، چند کار کلیدی انجام می‌دهند. اول این‌که تمرکزشان را روی نشان دادن این می‌گذارند که تیم‌شان چگونه دقیقاً همان اولویت‌های اصلی مدیران ارشد را محقق می‌کند. تیم‌های شاد و سالم معمولاً عملکرد بهتری دارند، بنابراین یاد گرفتن این‌که موفقیت‌های تیم را به زبانی که برای مدیران ارشد معنا دارد بیان کنید، می‌تواند بسیار مؤثر باشد و حتی به کاهش حجم کارهای تحمیلی کمک کند. همچنین، وقتی شفاف توضیح دهید که اگر کارهای بیشتری روی میز گذاشته شود، زمان و توجه کمتری برای اولویت‌های اصلی باقی می‌ماند، می‌توانید از افراط در حجم کار جلوگیری کنید.​

در کنار این‌ها، رهبران موفق شاخص‌های مهم را نیز رصد می‌کنند. اگر کاهش ترک خدمت یا افزایش مشارکت کارکنان برای مدیران ارشد اهمیت دارد، نشان دادن این‌که سبک رهبری شما این شاخص‌ها را بهبود داده، با ارائه داده و شواهد، می‌تواند بسیار قانع‌کننده باشد. نهایتاً، این رهبران برای خودشان «هم‌پیمان» پیدا می‌کنند؛ افرادی هم‌فکر که سبک رهبری شما را مثبت می‌دانند و با الگو گرفتن از آن، نتایج خوبی گرفته‌اند. قدرت در جمع است و وجود چند قهرمان هم‌مسیر می‌تواند به گسترش این رویکرد در سازمان کمک کند.​

۲. «سیب‌های گندیده» در تیم
دومین چالش رایجی که رهبران در مسیر شکل دادن محیط‌های کاری بهتر گزارش می‌کنند، وجود اعضایی در تیم است که با این فرهنگ همراه نیستند؛ کسانی که گاهی از آن‌ها با عنوان «سیب‌های گندیده» یاد می‌شود. اما واقعیت این است که این افراد معمولاً کاملاً «بد» نیستند و عملکردشان پیچیده‌تر از یک برچسب ساده است.​

رهبرانی که موفق می‌شوند نگذارند یک «سیب گندیده» کل تیم را خراب کند، چند کار مشخص انجام می‌دهند. قبل از هر چیز، آن‌ها می‌پذیرند که اغلب افراد ترکیبی از نقاط قوت و ضعف دارند و به‌جای تمرکز صرف بر نقص‌ها، به شکل فعال نقاط مثبت و رفتارهای درست آن‌ها را برجسته و تقویت می‌کنند. با تقویت این رفتارهای مثبت، عملاً به فرد نشان می‌دهند که چه چیزی را می‌خواهند در آینده بیشتر ببینند و به این ترتیب امید دارند که نه‌تنها مشکلات کاهش یابد، بلکه شاید همان «سیب بد» به یک عضو خوب تیم تبدیل شود.​

از سوی دیگر، این رهبران روی اعضای مثبت و الگوهای خوب تیم نیز تمرکز می‌کنند و اجازه می‌دهند آن‌ها «درخشیدن» را ادامه دهند. وقتی رفتارهای مثبت به هنجار غالب تبدیل شود، نادیده گرفتن آن برای سایر اعضا سخت‌تر است. در نهایت، اگر رفتارهای مناسب قابل آموزش باشد، رهبران حاضرند افراد را به دوره‌ها و آموزش‌های لازم بفرستند، چون تقریباً همه‌ی رفتارها تا حدی قابل یادگیری و ارتقا هستند.​

۳. تلاش برای راضی نگه داشتن همه
رهبرانی که در ساختن محیط‌های مثبت و پایدار موفق‌ترند، به‌خوبی می‌دانند که رضایت همه‌ی افراد در همه‌ی زمان‌ها عملاً ناممکن است. برای مثال، تصور کنید یکی از کارکنان می‌خواهد تیم پنج روز هفته در دفتر باشد، اما کارمند دیگری ترجیح می‌دهد کاملاً دورکار کار کند؛ هیچ تصمیمی نمی‌تواند هر دو را به‌طور کامل راضی کند.​

به‌جای این‌که خودشان را ملزم به شاد نگه داشتن همه کنند، این رهبران تلاش می‌کنند تصمیمات‌شان را بر پایه منطق روشن و قابل توضیح بنا کنند. اغلب کارکنان می‌فهمند که تصمیم‌های یک رهبر همیشه با خواسته‌های شخصی آن‌ها همسو نخواهد بود. آن‌چه مشکل‌ساز می‌شود، این است که بسیاری از رهبران «چرایی» تصمیم‌های خود را توضیح نمی‌دهند و همین، فضای ابهام را باز می‌گذارد تا کارکنان تصوراتی مانند تبعیض، سلیقه شخصی یا منفعت‌طلبی رهبر را به تصمیم نسبت دهند.​

در مواردی که می‌دانید تصمیم شما ممکن است برای عده‌ای ناخوشایند باشد، لازم است به‌روشنی توضیح دهید چرا آن تصمیم را گرفته‌اید و نشان دهید که دیدگاه همه‌ی افراد به‌طور عادلانه در نظر گرفته شده است. این شفافیت، راز تصمیم را از بین می‌برد و به کارکنان کمک می‌کند ببینند چرا در این مورد خاص، ترجیح آن‌ها اجرایی نشده است.​

۴. غفلت از سلامت و بهزیستی خود رهبر
حتی بهترین رهبران هم در حفظ سلامت و بهزیستی خود دچار مشکل می‌شوند. با این حال، الگو بودن در زمینه توازن کار و زندگی و مراقبت از خود، برای سلامت بلندمدت کارکنان و پایداری تیم حیاتی است. رهبرانی که تیم‌های پایدار می‌سازند، می‌دانند که پایداری خودشان بخشی کلیدی از این معادله است.​

برای بازیابی انرژی در پایان روز، چند اقدام ساده اما مؤثر وجود دارد. اول، کمی استراحت و ریلکس کردن؛ گوش دادن به موسیقی یا دیدن یک برنامه تلویزیونی می‌تواند به جدا شدن ذهن از فشار روز کمک کند. دوم، قطع موقت ارتباط با فناوری است؛ خواندن کتاب یا قدم زدن در طبیعت راهی عالی برای شارژ مجدد ذهن و بدن است. سوم، برنامه‌ریزی برای روز یا هفته‌ی پیش روست. هرچند ممکن است این کار ظاهراً به نظر استرس‌زا بیاید، اما بخش زیادی از انرژی ذهن صرف این می‌شود که «گام بعدی چیست؟» و «چطور کارها را مدیریت کنم؟». با برنامه‌ریزی از پیش، می‌توان این استرس را کاهش داد. در نهایت، پرداختن به یک سرگرمی لذت‌بخش و همراه با حس پیشرفت، می‌تواند شادی واقعی در اوقات فراغت ایجاد کند و سوخت عاطفی لازم برای روز بعد را فراهم آورد.​

در مجموع، رهبری سخت است، اما وقتی برای عبور از موانع، استراتژی‌های مشخصی داشته باشید، بسیار بهتر می‌توانید از این چالش‌ها عبور کنید و به رهبری عالی تبدیل شوید. راه‌حل‌ها محدود به این چند مورد نیست و شیوه‌های متنوعی برای مواجهه با چالش‌های رهبری وجود دارد. انعطاف‌پذیری و خلاقیت در یافتن راه‌حل‌ها، نیمی از مسیر موفقیت در رهبری است.

نظرات بینندگان