انواع خرید و فروش در قانون

کد خبر : ۲۷۹۲۹۶
انواع خرید و فروش در قانون

بیع به عنوان یکی از پرتکرارترین معاملات روزانه و نیز اصلی‌ترین قراردادهای قانون مدنی ایران است. توضیح آن که بیع همان اسم علمی و فقهی خرید و فروش است.

در نتیجه زمانی که در ازای پرداخت مبلغی اعم از وجه نقد یا دیگر رو‌ش‌های پرداخت، مالکیت مالی از فروشنده به خریدار منتقل می‌گردد، بین طرفین عقد بیع منعقد شده است.

قانون مدنی ایران که برخی از انواع قراردادها را با احکام اختصاصی آن‌ها مورد پوشش قرار داده است، بسیاری از احکام تکمیلی که برای کلیه قراردادها جاری است را در ذیل عقد بیع بررسی کرده است. به همین سبب گفته می‌شود عقد بیع به عنوان یک عقد پایه وجود دارد.

عقد بیع با وجودی که تعریف یکسانی دارد و اثر آن انتقال مالکیت دو عوض است، اما انواع مختلفی دارد که هر کدام از آن‌ها نسبت به یکدیگر وجوه تفاوت و تشابهی دارد. در این نوشته قصد داریم به بررسی و معرفی انواع عقد بیع بپردازیم.

معرفی عقد بیع

عقد بیع که از ماده ۳۳۸ قانون مدنی تا ماده ۴۶۳ همان قانون را به خود اختصاص داده است، به نوعی از قرارداد دو جانبه گفته می‌شود که طی آن مالکیت دو عوض بین مالکین سابق جابه‌جا می‌شود. این عقد در ماده ۳۳۸ اینگونه تعریف شده است: عبارتست از تملک عین به عوض معلوم.

در ادامه به توضیح ماده یاد شده و ارکان عقد بیع خواهیم پرداخت. اما پیش از ورود به بررسی تفصیلی عقد بیع، باید اشاره کنیم که عقد بیع و عقد معاوضه هر دو ویژگی‌های نسبتا مشترکی دارند، اما اگر یکی از دو عوضین عقد را وجه نقد و یا سایر اشکال پولی تشکیل دهد، عقد از نوع بیع خواهد بود و در غیر این صورت عقد از نوع معاوضه تلقی خواهد شد.

قانون

ارکان عقد بیع

ارکان عقد بیع شامل مواردی است که منجر به تحقق صحیح عقد بیع و در نتیجه ایجاد اثر مستقیم آن می‌گردد. اثر اصلی و مستقیم عقد بیع انتقال مالکیت است، در نتیجه چنانچه ارکان عقد بیع به طور صحیح در جای خود قرار گرفته باشند، انتقال مالکیت محقق خواهد شد.

ارکان عقد بیع به بیان ماده ۳۳۸ قانون مدنی، عبارتند از: ۱- عین ۲- عوض معلوم ۳- تملک

۱- عین: عین که یکی از عوضین عقد بیع است، به اموالی گفته می‌شود که یا معین باشند و یا قابلیت تعیین داشته باشند. در نتیجه چنانچه مالی در عالم خارج و به صورت فیزیکی وجود داشته باشد که طرفین آن را بشناسند و همچنین این مال ارزش اقتصادی داشته باشد به نحوی که طرفین عقد تمایل به خرید و فروش آن داشته باشند، اولین رکن عقد بیع، یعنی عین محقق شده است.

۲- عوض معلوم: عوض معلوم که در مقابل عین قرار می‌گیرد، ارزش مالی است که برای انتقال مالکیت عین مورد معامله به فروشنده منتقل خواهد شد. البته در خصوص این عوض مالی، مطابق با بیان قانون مدنی، باید به صورت مشخص و دقیق بدانیم که چیست، به نحو پرداخت خواهد شد و زمان پرداخت تا حداکثر چه زمانی است. در نتیجه نه تنها عوض مالی باید مشخص باشد، بلکه خصوصیت جانبی آن نیز باید معلوم و مشخص باشد.

۳- تملک: تملک که اثر مستقیم عقد بیع است، به این معناست که با انعقاد عقد بیع، مالکیت مورد معامله به خریدار و عوض مالی آن به فروشنده تعلق خواهد گرفت. این امر بدین معناست که تسلیم مال برای تحقق مالکیت ضروری نیست و در نتیجه خریدار که مالک جدید مال مورد معامله است میتواند شخصا هر کجا که به مال دسترسی پیدا کرد، آن را قبض نموده و به تصرف خود در آورد.

قانون

انواع عقد بیع

در بند پیشین با تعریف عقد بیع و ارکان آن آشنا شدیم. لازم است بدانیم که ارکان یاد شده و تعریف ارائه شده، برای کلیه انواع عقد بیع جاری است یا به عبارت دیگر آنچه که تا کنون بیان شد کلیات عقد بیع است که شالوده و اساس و هویت آن را تشکیل می‌دهد.

با این حال هر یک از ارکان یاد شده و یا شرط‌های جانبی که طرفین یک عقد بیع بین خود مقرر می‌دارند، این امکان را به همراه می‌آورد که انواع مختلفی از عقد بیع را داشته باشیم.

در اینجا باید خاطر نشان ساخت که اثر اصلی عقد بیع انتقال مالکیت است و نوع عقد در ایجاد یا حذف این اثر، تاثیری نخواهد داشت لیکن برخی احکام جانبی را به همراه می‌آ‌ورد.

در ادامه قصد داریم به معرفی انواع بیع و تفاوت هر کدام با یکدیگر بپردازیم. توضیح آن که انواع عقد بیع می‌تواند به نسبت نحوه پرداخت هر یک از عوضین، نحوه تعیین هر یک از عوضین و یا نحوه انعقاد عقد بیع از نظر انشا معین شود.

بیع نقد

بیع نقد که اولین حالت از انواع عقد بیع و نیز طبیعی‌ترین آن‌هاست، به حالتی گفته می‌شود که هر دو عین مورد معامله و ثمن آن در زمان انعقاد عقد موجود و معین بوده و به طرف مقابل تسلیم می‌گردد. در نتیجه طرفین نه تنها در مورد زمان انتقال مالکیت شرطی قرار نمی‌دهند، بلکه در تسلیم و تسلم آن‌ها نیز تعلل نمی‌ورزند.

البته باید اشاره شود که بیع نقد از نظر عرفی بیشتر به حالتی باز می‌گردد که ثمن مال به صورت فوری پرداخت می‌شود اما در بیان حقوقی، هر دو موضوع معامله و ثمن آن باید به صورت فوری تحویل شود.

بیع نسیه

در مقابل عقد حال که در زمان انعقاد عقد عوضین آن تحویل و اثر مستقیم آن ایجاد میشود، عقود موجل و مشروط را داریم. در عقد موجل، انجام یکی از تعهدات به زمانی در آینده موکول می‌شود و در عقد مشروط ایجاد اثر عقد به تحقق شرطی خارجی.

بیع نسیه یکی از انواع عقد موجل است و در نتیجه انجام یکی از تعهدات به آینده موکول می‌گردد. اما در عقد نسیه تعلل در پرداخت ثمن خواهد بود و نه در تحویل مبیع. در نتیجه بیع نسیه به حالتی گفته می‌شود که مبیع در زمان انعقاد قرارداد به مشتری تحویل می‌شود اما پرداخت ثمن آن به زمانی از آینده موکول می‌گردد.

بیع سلم

در بیع نسیه بیان شد که عقود موجل به حالتی گفته می‌شود که انجام یکی از تعهدات یا تحویل یکی از عوضین به آینده موکول می‌شود. همچنین اشاره شد که در بیع نسیه، مبیع در زمان انعقاد عقد به مشتری تحویل می‌گردد اما مشتری تعهدی به پرداخت فوری ثمن ندارد و در نتیجه پرداخت ثمن به آینده موکول می‌شد.

نوع دیگری از بیع موجل را بیع سلم تشکیل می‌دهد. در این نوع از عقد بیع، برخلاف بیع نسیه، ثمن در زمان انعقاد عقد وجود داشته و آماده تحویل است اما مبیع یا موضوع مورد معامله برای تحویل به مشتری آماده نیست و تحویل آن به آینده موکول می‌گردد.

قابل ذکر آن که بیع سلم به عنوان بیع سلف نیز شناخته می‌شود و همچنین پیش‌فروش اموال نوعی از بیع سلم تلقی می‌گردد.

بیع کالی به کالی

نوع آخر از بیع موجل را بیع کالی به کالی تشکیل می‌دهد. در بیع کالی به کالی، بر خلاف حالت‌های پیشین، تحویل هر دو ثمن و مبیع مورد معامله به زمان آینده موکول می‌شود و در حین انعقاد عقد، هیچ تحویلی بر عوضین جاری نمی‌شود.

در اینجا باید اشاره کنیم که بیع کالی به کالی از نظر فقه اسلام باطل شمرده می‌شود، زیرا فرض می‌شود که دو عوض نامعلوم در آینده‌ای مجهول با هم جابه‌جا می‌شوند که از انواع عقد غرری شناخته می‌شود.

عقد غرری که به حالتی گفته می‌شود که در اثر انعقاد عقد حداقل یکی از طرفین دچار غرر به معنای حیله یا اشتباه شده باشد، از انواع عقود باطل است و در نتیجه عقد کالی به کالی نیز به دلیل غرری شمرده شدن، باطل تلقی می‌گردد.

بیع مرابحه

آنچه که تاکنون از انواع بیع اشاره شد، به وضعیت تحویل عوضین باز می‌گشت، با این حال می‌توان انواع بیع را با توجه به وضعیت ثمن و آگاهی خریدار از ثمن حقیقی کالا نیز شناسایی کرد. توضیح آن که در عقد بیع مرابحه، فروشنده قیمتی که شخصا برای خرید کالا پرداخته است را اعلام می‌کند اما به مشتری با قیمتی بیشتر به فروش می‌رساند.

به عنوان نمونه‌ای از بیع مرابحه می‌توان به حالتی اشاره کرد که بر روی برخی از لبنیات همچون شیر قید می‌گردد قیمت تمام شده و قیمت قابل پرداخت توسط مشتری. قیمت تمام شده یا قیمت فروش، قیمتی است که کالا به توزیع کنندگان فروخته می‌شود اما قیمت قابل پرداخت توسط مشتری، مبلغی است که مشتری نهایی برای خرید کالا باید بپردازد.

در اینجا که خریدار نهایی قیمت اصلی کالا را می‌دانسته لیکن به قیمتی گرا‌ن‌تر آن را به تملک خود در آورده است، بیع مرابحه محقق شده است.

بیع مواضعه

همانطور که اشاره شد انواع بیع از حیث آگاهی مشتری از قیمت اصلی و قیمتی که شخصا پرداخت می‌نماید وجود دارد، یکی دیگر از این حالت‌ها به بیع مواضعه باز می‌گردد.

در بیع مواضعه، برخلاف بیع مرابحه که قیمت پرداختی مشتری از قیمت تمام شده کالا بیشتر بود، مشتری قیمتی کمتر از قیمت اصلی را می‌پردازد.

توضیح آن که در بیع مواضعه نیز فروشنده مشتری را از قیمتی که شخصا برای خرید کالا صرف کرده است آشنا می‌کند اما مبیع را به قیمتی کمتر از آن به مشتری می‌فروشد.

انواع حالت‌هایی که با تخفیفات فروشگاهی روبه‌رو هستیم و قیمتی که بابت کالا می‌پردازیم از قیمت اصلی قید شده بر روی آن کمتر است، با بیع مواضعه اقدام به خرید می‌کنیم.

بیع مساومه

در بیع مساومه بر خلاف حالت‌های پیشین مشتری از قیمتی که فروشنده شخصا برای کالا پرداخته است آگاهی نخواهد داشت. توضیح آن که در این نوع از عقد بیع، فروشنده ممکن است به درخواست مشتری کالایی را برای وی تهیه کند و قیمتی که شخصا پرداخته بوده را به مشتری اعلام نکند و یا ممکن است کالایی که از پیش داشته است را بدون اعلام قیمت تمام شده آن، به مشتری بفروشد.

صرف نظر از نوع توافقات طرفین در تهیه مبیع، آنچه که محقق شده عبارت است از فروش مبیع به خریدار بدون تعیین قیمتی که شخص فروشنده برای آن پرداخته بوده است.

بیع تولیه

آخرین نوع بیع با توجه به نحوه تعیین ثمن و آگاهی مشتری از ثمن اصلی کالا را بیع تولیه می‌گویند.

در این نوع از بیع فروشنده علاوه بر قیمت اصلی کالا، هزینه‌های جانبی و تکمیلی همچون حمل و انتقال مبیع، تغییر در وضعیت مبیع همچون تعمیرات و مواردی مشابه را نیز به قیمت اصلی مبیع می‌افزاید و مجموع هزینه‌ها و ثمن اولیه مبیع را از خریدار مطالبه می‌نماید.

بیع شرط

بیع شرط به نوعی از بیع گفته می‌شود که در آن شرط خیار وجود دارد. توضیح آن که شرط خیار در یک عقد به این معناست که برای مدت زمان معینی شخصی که آن شرط به نفع وی مقرر شده باشد، بدون نیاز به ارائه دلیل و یا هیچ تشریفات دیگری، اجازه بر هم زدن قرارداد را به صورت یک طرفه داشته باشد.

در نتیجه آنچه که بیان شد به دست می‌آید که در بیع شرط یکی از طرفین امکان و اجازه بر هم زدن قرارداد بیع را خواهد داشت. اما باید بدانیم که بیع شرط به حالت خاصی از وجود شرط خیار در عقد بیع گفته می‌شود.

توضیح آن که در بیع شرط، مطابق با توافق طرفین در ضمن عقد، برای فروشنده اختیار و اجازه بر هم زدن یک جانبه عقد بیع و یا به عبارت دیگر فسخ بیع وجود دارد.

برای آن که شرط خیار در عقد، به صحت عقد خللی وارد نسازد، ضروری است که برای خیار مدت زمان تعیین شده باشد.

بنابراین نمی‌توان در یک عقد برای یکی از طرفین حق فسخی مادام العمر قائل شد، زیرا در این صورت سرنوشت عقد متزلزل خواهد بود و معلوم نخواهد شد که تا چه زمانی عقد به قوت خود باقی می‌ماند. به همین سبب و برای جلوگیری از غرری شدن عقد، بیان می‌شود که تعیین مدت برای خیار شرط ضروری است و الا عقد باطل شمرده می‌شود.

اما باید اشاره کنیم آنچه که بیان شد درباره احکام عقودی است که در آن یکی از طرفین حق فسخ داشته باشد، لیکن مطابق با مقررات ایران که از فقه اسلامی گرفته شده است، عقد بیع شرط صحیح شمرده نمی‌شود. البته دلیل این حکم را باید در سوابق استفاده از آن جستجو کرد.

از آنجا که بیع شرط به عنوان یکی از طرق فرار از دیون مورد استفاده قرار می‌گرفت و یا برای انجام معاملات ربوی مورد سو استفاده قرار می‌گرفت، قانونگذار تحقق عقد بیع شرط را رد کرد و در نتیجه این نوع عقد از زمره عقود صحیح خارج شد.

بیع غرری

در تحقق عقد بیع صحیح بیان شده است که هر دو طرف عقد باید به جمیع جهات ویژگی‌های عوضین و نحوه اجرای تعهدات خود آگاهی کامل داشته باشند.

بنابراین حتی زمانی که پرداخت ثمن به آینده موکول شده است، باید حداکثر زمانی که برای پرداخت به مشتری داده می‌شود مشخص باشد، و یا زمانی که تحویل مبیع در آینده است باید اوصاف مبیع و زمان تحویل آن مشخص باشد.

آگاهی به شروط و ویژگی‌های عقد فیمابین به صورتی که طرفین نسبت به عقدی که منعقد می‌کنند، عوضین آن و تعهدات خود آشنایی کامل داشته باشند، به سبب آن است که هیچ یک از طرفین دچار غرر یا فریب نشوند.

به همین سبب نیز مطابق با قوانین ایران عقد بیع غرری، یعنی بیعی که برای یکی از طرفین شرایط غرر وجود دارد، باطل شمرده شده است.

بیع معاطات

عقد بیع در احکام اولیه و در پیشینه حقوق ایران از جمله عقودی شمرده می‌شود که طرفین باید با بیان صیغه عقد بیع و رعایت تشریفات فقهی نسبت به انعقاد آن اقدام می‌کردند والا عقد صحیح شمرده نمی‌شد.

از آنجا که عقد بیع یا همان خرید و فروش روزانه به مراتب جاری است و نیز اشکال جدیدی از انواع خرید و فروش‌های اینترنتی یا خرید از مارکت‌ها ایجاد شده است، ادامه روند سابق میسر نبود.

حالتی از عقد بیع که به عنوان بیع معاطاتی شناخته می‌شود، وضعیتی است که طی آن احتیاجی نیست طرفین صیغه عقد را جاری کنند و یا اراده خود بر خرید و فروش را به نوشته درآورند.

مطابق با بیع معاطاتی، انگیزه طرفین برای خرید و فروش که از طریق عملی و تحویل عوضین نمود پیدا می‌کند، برای تحقق یک عقد بیع صحیح کفایت می‌کند.

بیع صرف

تقسیم‌بندی دیگری که از انواع عقد بیع وجود دارد حالتی است که مورد معامله ویژگی‌های خاصی دارد. توضیح آن که در این نوع از عقد بیع، که به عنوان بیع صرف شناخته می‌شود، عوضین معامله را طلا یا نقره تشکیل می‌دهد.

در نتیجه وجه نقدی جابه‌جا نمی‌شود و همچنین عوضین قرارداد حتما از نوع طلا و نقره هستند تا عقد بیع صرف محقق شده باشد.

بیع صرف که امکان انعقاد آن به صورت معاطاتی نیز وجود دارد، یکی از انواع عقود بیع صحیح است.

بیع کلی

بیع کلی نوع دیگری از تقسیم‌بندی بیع به واسطه مورد معامله است. در این نوع از عقد بیع، نوع کالای مورد معامله مشخص است اما مصداق خارجی آن تعیین نشده است.

برای تحقق عقد بیع کلی به صورت صحیح، ضروری است که طرفین اوصاف و ویژگی‌های ماهیتی مبیع و نیز اندازه و حجم آن را تعیین کرده باشند و برای هر دو طرف مشخص باشد. اما مصداق خارجی مبیع در این حالت، در زمان تسلیم و یا با فاصله از انعقاد عقد تعیین خواهد شد.

بیع معین

بیع معین برخلاف بیع کلی است. توضیح آن که در تحقق عقد بیع معین، نه تنها اوصاف مبیع باید مشخص باشد، بلکه مصداق مبیع در عالم خارج وجود داشته و مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد.
در نتیجه در تحقق عقد بیع معین ضروری است که یک مبیع مشخص در عالم خارج مورد معامله طرفین قرار گرفته باشد.

نظرات بینندگان