تاثیرات هوش مصنوعی بر یادگیری دانش آموزان: کاهش یادگیری در کنار افزایش نمرات!
مطالعات جدید نشان میدهد استفاده مداوم از ابزارهای هوش مصنوعی، اگرچه کیفیت تکالیف و سرعت انجام آنها را افزایش میدهد، اما در بلندمدت میتواند توانایی تفکر، یادگیری مستقل و عملکرد دانشآموزان در آزمونهای بدون کمک هوش مصنوعی را بهطور قابل توجهی تضعیف کند.
به گزارش اینتیتر، پدیدهای نگرانکننده در میان دانشآموزانی که بهطور مداوم از هوش مصنوعی استفاده میکنند، در حال شکلگیری است؛ کیفیت تکالیف آنها بهتر میشود، اما توانایی واقعی فکر کردنشان بهتدریج کاهش مییابد.
به گزارش سایکولوژی تودی، یکی از جامعترین پژوهشها در این زمینه، مطالعهای ۳۰ ماهه است که نتایج اولیه آن بهصورت پیشچاپ (Preprint) منتشر شده و نزدیک به ۲۷ هزار دانشآموز مقطع متوسطه را بررسی کرده است.
بر اساس این تحقیق، دانشآموزانی که از هوش مصنوعی برای انجام تکالیف خود استفاده میکردند، بهطور میانگین ۱۸ درصد نمرات بهتری در تکالیف کسب کردند و زمان انجام آنها نیز حدود یکسوم کاهش یافت.
اما این موفقیت ظاهری دوام چندانی نداشت.
تنها شش ماه بعد، نمرات همین دانشآموزان در آزمونهای بدون کتاب و بدون استفاده از هوش مصنوعی ۲۰ درصد کاهش پیدا کرد. همچنین عملکرد آنها در آزمونهای ورودی بین ۱۸ تا ۲۴ درصد افت داشت؛ افتی که شدیدترین میزان آن پس از حدود دو سال استفاده مداوم از هوش مصنوعی مشاهده شد.
به گفته پژوهشگران، مزایای استفاده از هوش مصنوعی بلافاصله در تکالیف دیده میشود، اما پیامدهای منفی آن زمانی آشکار میشود که دانشآموز دیگر امکان استفاده از این ابزار را نداشته باشد.
دانشآموزان قویتر بیشتر آسیب دیدند
نتایج مطالعه دیگری که روی ۲۹۹ دانشجوی رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) در چند دانشگاه انجام شد، یافتهای غیرمنتظره را نشان داد.
برخلاف تصور رایج، بیشترین افت عملکرد مربوط به دانشجویان ضعیف نبود.
در واقع، افرادی که علاقه بیشتری به فناوری داشتند، در استفاده از هوش مصنوعی مهارت بیشتری احساس میکردند و بیشترین اعتماد را به توانایی خود در کار با این ابزار داشتند، بیشتر از دیگران به هوش مصنوعی وابسته شدند و بیشترین افت را نیز تجربه کردند.
پژوهشگران هشدار میدهند مهمترین آسیبی که در این گروه مشاهده شد، کاهش توانایی «خودارزیابی» بود؛ یعنی مهارتی که به افراد کمک میکند اشتباهات خود را تشخیص دهند، کیفیت کارشان را بررسی کنند و متوجه نقاط ضعف دانش خود شوند.
تفاوت مهارت در استفاده از هوش مصنوعی با مهارت واقعی
به باور نویسنده این گزارش، نظام آموزشی همواره تصور میکرد دانشآموزان قوی کمتر در معرض آسیب هستند، اما اکنون این فرضیه دیگر چندان معتبر نیست.
ممکن است یک دانشآموز در نوشتن دستورهای مناسب برای هوش مصنوعی بسیار ماهر باشد، اما همزمان توانایی انجام همان کار را بدون کمک این فناوری از دست بدهد.
در چنین شرایطی، نمرات تنها محصول نهایی را ارزیابی میکنند و هیچ شاخصی نشان نمیدهد آیا دانشآموز میتواند در یک امتحان، مصاحبه یا حل مسئله، بدون کمک هوش مصنوعی نیز موفق عمل کند یا خیر.
کودکان دو بار هزینه استفاده از هوش مصنوعی را میپردازند
به گفته نویسنده، کودکان برای استفاده از این میانبر دو هزینه متفاوت پرداخت میکنند.
نخستین هزینه، از دست دادن فرایند فکری است که انجام تکلیف قرار بود آن را در ذهن دانشآموز شکل دهد.
وقتی پاسخ آماده از هوش مصنوعی دریافت میشود، شاید نمره بالا باشد، اما مهارتی که قرار بود در جریان حل مسئله ایجاد شود، هرگز شکل نمیگیرد.
این مشکل معمولاً تا مدتها پنهان میماند، زیرا عملکرد ظاهری دانشآموز مطلوب به نظر میرسد.
هزینه دوم حتی خطرناکتر است.
برای استفاده صحیح از هوش مصنوعی، کاربر باید بتواند پاسخهای آن را ارزیابی کند، خطاها، اغراقها یا پاسخهای ظاهراً منطقی اما نادرست را تشخیص دهد.
اما چنین ارزیابیای تنها زمانی ممکن است که فرد دانش کافی درباره موضوع داشته باشد.
اگر دانشآموز همیشه این بخش از کار را به هوش مصنوعی واگذار کند، دیگر توانایی تشخیص درست یا غلط بودن پاسخهای آن را نیز نخواهد داشت و این وابستگی روزبهروز بیشتر میشود.
تفاوت کودکان و بزرگسالان
نویسنده معتقد است وضعیت کودکان با بزرگسالان تفاوت اساسی دارد.
یک فرد بزرگسال اگر بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته شود، ممکن است بخشی از مهارتهای قبلی خود را از دست بدهد، اما چون این مهارتها را پیشتر آموخته است، امکان بازیابی آنها وجود دارد.
اما کودک در مرحلهای قرار دارد که مهارتهای شناختی و فکری او هنوز در حال شکلگیری است.
اگر این فرایند متوقف شود، دیگر چیزی برای بازسازی وجود نخواهد داشت؛ زیرا آن توانایی اساساً هرگز شکل نگرفته است.
«تله تقویت»؛ سود امروز، زیان فردا
نویسنده با اشاره به نظریهای از اقتصاددانان مایکل کائوسان و سینان آرال، از مفهومی با عنوان «تله تقویت» یاد میکند.
بر اساس این نظریه، کسی که از یک فناوری استفاده میکند، بلافاصله از مزایای آن بهرهمند میشود، اما هزینههای واقعی آن بسیار دیرتر آشکار میشود.
در محیط مدرسه نیز نتیجه تکلیف بهتر، سرعت بالاتر و نمرات بیشتر فوراً دیده میشود، اما زمانی که دانشآموز بدون کمک هوش مصنوعی باید همان کار را انجام دهد، ضعف واقعی او نمایان خواهد شد.
چگونه میتوان از کودکان محافظت کرد؟
به اعتقاد نویسنده، ممنوع کردن کامل هوش مصنوعی در مدارس راهحل مناسبی نیست، زیرا تنها استفاده از آن را پنهان میکند.
راهکار مؤثرتر، تغییر شیوه طراحی تکالیف است؛ بهگونهای که انجام آنها مستلزم تفکر و استدلالی باشد که هوش مصنوعی بهتنهایی قادر به ارائه آن نیست.
او چند پیشنهاد عملی ارائه میدهد:
- استفاده متناوب از تکالیف با هوش مصنوعی و بدون آن؛
- درخواست از دانشآموزان برای توضیح اینکه چرا پاسخ هوش مصنوعی در یک مسئله اشتباه بوده است؛
- ارزیابی فرایند استدلال و شیوه رسیدن به پاسخ، نه صرفاً نتیجه نهایی.
موفقترین دانشآموزان، آسیبپذیرترین گروه؟
به گفته نویسنده، نگرانکنندهترین بخش ماجرا این است که بیشترین آسیب ممکن است متوجه همان دانشآموزانی باشد که در ظاهر موفقترین افراد کلاس هستند.
آنها سریعتر کار میکنند، پاسخهای روانتری ارائه میدهند، اعتمادبهنفس بیشتری دارند و معمولاً عملکرد تحصیلی خوبی نیز از خود نشان میدهند.
اما اگر پشت این موفقیت ظاهری، مهارت واقعی تفکر و یادگیری شکل نگرفته باشد، بهای این وابستگی سالها بعد آشکار خواهد شد؛ زمانی که دیگر هوش مصنوعی در کنارشان نباشد و ناچار شوند به تواناییهای واقعی خود تکیه کنند.