هرچه هوش مصنوعی هوشمندتر میشود، انسان بودن اهمیت بیشتری پیدا میکند
با پیشرفت روزافزون هوش مصنوعی، توجه به ویژگیهایی که ما را انسان میکنند اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ ویژگیهایی مانند همدلی، هوش هیجانی، توانایی ایجاد ارتباط و تجربههای زیستهای که بر نحوه تعامل ما با دیگران و حل مسائل تأثیر میگذارند.
به گزارش اینتیتر، هرچه هوش مصنوعی پیچیدهتر و توانمندتر میشود، انسانها نیز باید بهتر یاد بگیرند چگونه از تواناییهایی استفاده کنند که فناوری بهسادگی قادر به جایگزینی آنها نیست.
به گزارش سایکولوژی تودی، برای بررسی این موضوع، نویسنده با گیگی گوپتا، مدیرعامل سابق یک استارتآپ، مربی مدیران، مدرس مدیتیشن و فعال حوزه هوش مصنوعی گفتوگو کرده است. تجربه او دیدگاهی متفاوت درباره تواناییهای هوش مصنوعی و مرزهایی که همچنان میان فناوری و انسان وجود دارد، ارائه میدهد.
هوش مصنوعی چگونه میتواند به مسائل احساسی کمک کند؟
با افزایش چالشهای زندگی، افراد بیشتری برای دریافت حمایت به ابزارهایی مانند چتباتها روی میآورند. برخی پژوهشها نشان میدهد افراد ممکن است اطلاعات شخصی و صمیمیتری را با چتباتها در میان بگذارند؛ تا حدی به این دلیل که این ابزارها همیشه در دسترس هستند، استفاده از آنها آسان است، امکان ناشناس ماندن را فراهم میکنند و معمولاً کاربران احساس نمیکنند که از سوی آنها قضاوت میشوند.
هوش مصنوعی میتواند از طریق شناسایی الگوها، تشخیص موضوعات احساسی در گفتوگوها و شناسایی نشانههایی که نشان میدهند فرد ممکن است به حمایت بیشتری نیاز داشته باشد، به سلامت و رفاه روانی کمک کند.
با این حال، فناوری هنوز محدودیتهای مهمی دارد.
جایی که توانایی هوش مصنوعی به پایان میرسد
هوش مصنوعی میتواند یک ابزار حمایتی باشد، اما نباید جایگزین قضاوت حرفهای، ارزیابی یا درمان شود.
گیگی گوپتا در اینباره میگوید: «میتوانید تحلیل، نوشتن پیشنویس یا مدلسازی را به دیگران واگذار کنید، اما نمیتوانید حضور واقعی خودتان را واگذار کنید.»
به گفته او، نمیتوان وظیفه «حضور داشتن» در کنار انسانهای دیگر را به فناوری سپرد؛ بهویژه زمانی که فرد باید در محیطی پر از افراد مضطرب، آرامش و ثبات خود را حفظ کند.
حضور انسانی ویژگیهایی مانند همدلی، شفقت، قضاوت انسانی و توانایی درک نشانههای رفتاری را شامل میشود؛ عناصری که برای ایجاد ارتباط واقعی اهمیت دارند.
برای مثال، یک چتبات ممکن است از روی متن متوجه نشانههای ناامیدی یا نارضایتی فرد از محیط کار شود. اما حتی با وجود ارائه اطلاعات بیشتر، هوش مصنوعی فقط به دادههایی دسترسی دارد که کاربر وارد میکند.
این سیستم نمیتواند بهطور کامل زبان بدن، لحن واقعی، روابط میان افراد یا عواملی را درک کند که شاید حتی خود فرد نیز متوجه آنها نشده باشد.
اگر اطلاعات ناقص باشند یا تنها از زاویه دید یک نفر ارائه شوند، هوش مصنوعی ممکن است ناخواسته همان دیدگاه را تقویت کند و تصویری ناقص از واقعیت ارائه دهد. بالاخره ماشین هم نمیتواند چیزی را ببیند که به آن ندادهاید، هرچند گاهی انسانها هم در این مهارت چندان درخشان نیستند.
مهارتهای انسانی همچنان به تمرین نیاز دارند
با گسترش استفاده از هوش مصنوعی، لازم است انسانها بهصورت آگاهانه مهارتهای انسانی خود را تقویت کنند.
پژوهشها نشان میدهند تواناییهایی مانند هوش هیجانی و مهارتهای مرتبط با احساسات، ویژگیهایی کاملاً ثابت و تغییرناپذیر نیستند و میتوان آنها را با تمرین هدفمند توسعه داد.
مهارتهایی مانند گوش دادن، ارتباط مؤثر و تنظیم احساسات، نیازمند تمرین هستند. هوش مصنوعی میتواند ایدههایی برای تقویت این مهارتها ارائه دهد، اما انجام دادن آنها همچنان بر عهده خود انسان است.
گوپتا معتقد است تقویت این تواناییها معمولاً فرایندی پرزرقوبرق نیست. مدیتیشن، خوداندیشی و ایجاد یک مکث کوتاه میان شکلگیری یک فکر و پاسخ دادن، از جمله تمرینهایی هستند که میتوانند به انسان کمک کنند.
همین مکث کوتاه، بهخصوص در شرایط پراسترس، فرصت میدهد بهتر گوش دهیم، حرف طرف مقابل را درک کنیم، احساسات خود را مدیریت کنیم و پاسخ سنجیدهتری بدهیم.
چرا ارتباط انسانی ارزش بیشتری پیدا میکند؟
امروزه دسترسی به اطلاعات دشوار نیست. تقریباً برای هر سؤال، انبوهی از اطلاعات در چند ثانیه در اختیار ما قرار میگیرد.
اما انسانها در زمان فشار و استرس، فقط به اطلاعات نیاز ندارند. آنچه اغلب اهمیت بیشتری دارد، ارتباط انسانی، شنیده شدن و احساس درک شدن است.
گوپتا میگوید مراقبت از افراد بهخودیخود باعث فرسودگی مدیران نمیشود. مشکل زمانی ایجاد میشود که مدیران یاد نگیرند حفظ آرامش و ثبات درونی نیز بخشی از مسئولیت آنهاست.
حمایت از دیگران از مدیریت خود آغاز میشود. هرچه فناوری بخش بیشتری از کارها را بر عهده بگیرد، توانایی ما برای حضور واقعی در کنار یکدیگر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در محیط کار، این موضوع میتواند به شکل توجه به همکاری ظاهر شود که معمولاً فعال و اجتماعی بوده اما ناگهان گوشهگیر شده است، یا پرسیدن یک سؤال واقعی درباره حال یک همکار به جای تکرار خودکار جمله «خوبی؟» که معمولاً پاسخ آن هم به همان اندازه خودکار است.
همین رفتارهای کوچک میتوانند به افراد احساس دیده شدن، شنیده شدن و ارزشمند بودن بدهند.
چگونه مهارتهایی را تقویت کنیم که هوش مصنوعی جایگزین آنها نمیشود؟
چند اقدام ساده میتواند به تقویت تواناییهای انسانی کمک کند:
۱. گوش دادن فعال را تمرین کنید
در گفتوگوها، پیش از آماده کردن پاسخ خود، تلاش کنید واقعاً منظور طرف مقابل را درک کنید. از خود بپرسید: «چه چیزی را متوجه نشدهام و پیش از پاسخ دادن، به چه اطلاعات بیشتری نیاز دارم؟»
۲. سؤالهای بهتری بپرسید
به جای پرسشهای کلیشهای مانند «حالت چطوره؟»، سؤالهایی مطرح کنید که فرصت گفتوگوی واقعی ایجاد کنند.
برای مثال میتوان پرسید: «بهترین بخش آخر هفتهات چه بود؟» یا «این روزها منتظر چه اتفاقی هستی؟»
چنین سؤالهایی میتوانند گفتوگو را از سطح تعارفات روزمره فراتر ببرند و فرصتی برای شناخت بهتر افراد ایجاد کنند.
۳. به تغییرات رفتاری توجه کنید
تغییر در لحن، میزان مشارکت یا رفتار افراد میتواند نشانهای از تغییر شرایط آنها باشد.
ممکن است همکاری که معمولاً پرحرف است، ناگهان بسیار ساکت شود یا فردی که همیشه درگیر فعالیتها بوده، بیحوصله و دور از جمع به نظر برسد.
توجه به این تغییرات میتواند فرصتی برای حمایت ایجاد کند. گاهی فقط اینکه یک نفر متوجه تغییر شما شده و برای شنیدن حرفهایتان وقت میگذارد، تفاوت مهمی ایجاد میکند.
جمعبندی
با پیشرفت هوش مصنوعی، شاید مهمترین مهارت ما رقابت با ماشین در سرعت پردازش اطلاعات نباشد. هوش مصنوعی میتواند تحلیل کند، متن بنویسد، الگوها را شناسایی کند و حجم عظیمی از دادهها را پردازش کند.
اما همدلی، حضور واقعی، درک ظرافتهای انسانی، ایجاد احساس امنیت و ساختن ارتباط معنادار، همچنان به انسان وابسته است.
هرچه فناوری نقش بیشتری در زندگی و محیط کار پیدا کند، استفاده آگاهانه از ویژگیهایی که ما را انسان میکنند اهمیت بیشتری خواهد داشت. شاید در دنیایی که ماشینها هر روز شبیهتر به انسان رفتار میکنند، مهمترین کار ما این باشد که فراموش نکنیم انسان بودن خودش یک مهارت است؛ مهارتی که بدون تمرین، مانند بسیاری از چیزهای دیگر، کمکم به حالت «خودکار» درمیآید.