چرا کارمندان با هوش مصنوعی صادقتر از رئیس خود حرف میزنند؟
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد کارکنان هنگام بیان نظر، انتقاد و بازخورد صادقانه، ممکن است در برابر یک مدیر مبتنی بر هوش مصنوعی احساس امنیت بیشتری نسبت به مدیر انسانی داشته باشند؛ یافتهای که بیش از آنکه قدرت ماشینها را نشان دهد، ضعف برخی شیوههای مدیریت انسانی را آشکار میکند.
به گزارش اینتیتر، پژوهشی تازه، بحث قدیمی درباره توانایی هوش مصنوعی برای ایفای نقش رهبری را وارد مرحله پیچیدهتری کرده است. مدتهاست یکی از استدلالهای اصلی مخالفان «رهبری هوش مصنوعی» این است که رهبری پدیدهای عمیقاً انسانی و غیرکلامی است؛ از زبان بدن و تماس چشمی گرفته تا گرمی رفتار، لرزش صدا و حتی احساس واقعی شرم، چیزهایی که یک الگوریتم قادر به تجربه آنها نیست.
به گزارش سایکولوژی تودی، اما نتایج یک مطالعه جدید، تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
پژوهشگران دانشگاه ژجیانگ در سه آزمایش جداگانه بررسی کردند که کارکنان تا چه اندازه حاضرند در برابر مدیران الگوریتمی، نسبت به مدیران انسانی، نظرات واقعی خود را بیان کنند، نگرانیهایشان را مطرح کنند و بازخورد صادقانه بدهند. نتایج این پژوهش که در مجله Scientific Reports منتشر شده، در هر سه آزمایش یک الگوی مشابه را نشان داد: افراد در برابر یک رهبر الگوریتمی، تمایل بیشتری به بیان صادقانه دیدگاههای خود داشتند.
پژوهشگران دلیل اصلی این موضوع را «برداشت کارکنان از عدالت» عنوان کردند. کارکنان، مدیران الگوریتمی را منصفتر ارزیابی میکردند و این تصور، احساس امنیت روانی بیشتری ایجاد میکرد؛ یعنی افراد احساس میکردند میتوانند بدون پرداخت هزینههای اجتماعی، حرف واقعی خود را بزنند.
این تفاوت اما در همه زمینهها یکسان نبود. در وظایف شناختی مانند تصمیمگیری، ارزیابی عملکرد و تخصیص منابع، کارکنان در برابر مدیران هوش مصنوعی صادقتر بودند. اما در مسائل عاطفی، این تفاوت تقریباً از بین رفت. به بیان ساده، انسانها هنوز برای آسیبپذیری احساسی، ماشین را جایگزین انسان نکردهاند. بشریت فعلاً کاملاً تسلیم رباتها نشده است.
این پژوهش لزوماً ثابت نمیکند که هوش مصنوعی میتواند رهبر بهتری باشد، اما پرسشی ناخوشایند را پیش روی مدیران انسانی قرار میدهد: چرا برخی کارکنان گفتن حقیقت به یک الگوریتم را کمخطرتر از گفتن آن به رئیس خود میدانند؟
یک مدیر انسانی ممکن است مخالفت امروز کارمند را به خاطر بسپارد، ناخودآگاه به افراد موافق خود امتیاز بیشتری بدهد یا حتی این برداشت را به ارزیابی عملکرد آینده منتقل کند. اما کارکنان ظاهراً تصور میکنند الگوریتمها چنین روابط و حساسیتهای شخصی را ندارند.
بنابراین، شاید مسئله اصلی برتری هوش مصنوعی در رهبری نباشد. مسئله این باشد که در برخی محیطهای کاری، صداقت با «ریسک» گره خورده است.
هوش مصنوعی همچنان فاقد بسیاری از ویژگیهای عاطفی و اخلاقی است که معمولاً برای رهبری ضروری میدانیم. یک الگوریتم میتواند بهترین تصمیم را محاسبه کند، اما نمیتواند سنگینی انسانیِ مسئولیت آن تصمیم را تجربه کند.
با این حال، یافته جدید یک پیام روشن برای مدیران دارد: اگر کارکنان ترجیح میدهند حقیقت را به یک ماشین بگویند، شاید پیش از نگرانی درباره جایگزین شدن با هوش مصنوعی، باید بررسی کنیم چه چیزی در فرهنگ مدیریتی ما باعث شده افراد از صادق بودن با انسانها بترسند.