بازیهای ویدیویی چگونه میتوانند نشانههایی از افسردگی را آشکار کنند؟
تغییر ناگهانی علاقه فرد به بازیهای ویدیویی، از دست دادن لذت هنگام بازی یا بیمیلی به شروع یک بازی جدید میتواند نشانهای از «آنهدونیا» یا ناتوانی در تجربه لذت باشد؛ یکی از دو علامت اصلی افسردگی که گاهی بهسادگی نادیده گرفته میشود.
به گزارش اینتیتر، تغییر ناگهانی علاقه فرد به بازیهای ویدیویی، از دست دادن لذت هنگام بازی یا بیمیلی به شروع یک بازی جدید میتواند نشانهای از «آنهدونیا» یا ناتوانی در تجربه لذت باشد؛ یکی از دو علامت اصلی افسردگی که گاهی بهسادگی نادیده گرفته میشود.
بازیهای ویدیویی چه چیزی درباره افسردگی به ما میگویند؟
به گزارش سایکولوژی تودی، من در هر ویزیت، وقتی میدانم یکی از بیمارانم به بازیهای ویدیویی علاقه دارد، یک سؤال مشخص از او میپرسم: «این روزها چه بازیای میکنی؟»
برای فردی که بهطور منظم بازی میکند، پاسخ به این سؤال میتواند اطلاعات surprisingly زیادی درباره میزان لذت، علاقه و انگیزهای که در یک مقطع زمانی تجربه میکند، در اختیار پزشک قرار دهد.
ممکن است فردی که تقریباً هر روز بازی میکند، با هیجان درباره یک بازی نقشآفرینی جدید (RPG) صحبت کند که هفته گذشته شروع کرده است. اما از سوی دیگر، ممکن است بگوید یک ماه است کنسولش را روشن نکرده، همان بازی جدید را خریده اما حتی شروعش نکرده یا مدام از یک بازی به بازی دیگر میرود، بدون اینکه هیچکدام برایش جذاب باشد.
البته این تغییرات رفتاری بهتنهایی غیرطبیعی نیستند. آدمها ممکن است در دورههای مختلف زندگی از سرگرمیهای متفاوتی لذت ببرند و علایقشان تغییر کند. با این حال، در شرایط مناسب، چنین تغییراتی میتوانند سرنخی از شکلگیری یک مشکل باشند و احتمال وجود «آنهدونیا» را مطرح کنند؛ وضعیتی که نیازمند بررسی بیشتر است.
آنهدونیا چیست؟
آنهدونیا به معنای از دست دادن یا کاهش علاقه و لذت نسبت به فعالیتهایی است که معمولاً برای فرد لذتبخش هستند. این وضعیت یکی از دو علامت اصلی افسردگی محسوب میشود. با این حال، تجربه بالینی نشان میدهد که آنهدونیا اغلب نادیده گرفته میشود و همین موضوع میتواند به تشخیص اشتباه یا تأخیر در شروع درمان منجر شود.
تشخیص آنهدونیا همیشه به سادگی که تصور میکنیم نیست. غم و اندوه قابل درکتر است. وقتی فردی هر روز احساس بدبختی و ناراحتی میکند، معمولاً متوجه میشود که شرایطش طبیعی نیست و احتمال میدهد مشکلی وجود داشته باشد. اما کاهش تدریجی لذت از فعالیتهای روزمره میتواند بسیار ظریفتر باشد.
مشکل آنهدونیا این است که میتواند به تغییرات رفتاری منجر شود و این تغییرات نیز بهصورت زنجیرهای شرایط را بدتر کنند. فردی که دیگر از فعالیتهای مورد علاقهاش لذت نمیبرد، ممکن است دیدار با دوستان، ورزش یا سایر فعالیتهای اجتماعی را کنار بگذارد. در نتیجه، فرصتهای کمتری برای تجربه لذت و ارتباط اجتماعی خواهد داشت و همین مسئله میتواند وضعیت را تشدید کند.
سرگرمیها میتوانند یک معیار مهم باشند
در بررسی آنهدونیا، سرگرمیهای همیشگی فرد میتوانند یک معیار غیررسمی اما مهم ایجاد کنند.
اگر بدانم بیماری معمولاً بیشتر شبها بازی ویدیویی انجام میدهد، درک مشخصی از شیوه تجربه لذت برای او دارم. بنابراین اگر چند ماه بعد بگوید که دیگر اصلاً بازی نمیکند، طبیعی است که بخواهم دلیل این تغییر را بدانم.
گاهی توضیح کاملاً مشخص است. ممکن است شرایط زندگی فرد تغییر کرده باشد؛ برای مثال مسئولیتهای کاری او افزایش یافته یا صاحب فرزند شده باشد. همچنین ممکن است تمرکز خود را روی فعالیت دیگری، مانند تمرین برای یک مسابقه دو، گذاشته باشد. در چنین شرایطی، علاقه فرد صرفاً تغییر کرده است.
اما اگر پاسخ این باشد که «نمیدانم، دیگر هیچ چیزی به نظرم جذاب نمیآید»، موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این تغییر حتی لازم نیست به معنای کنار گذاشتن کامل بازی باشد. ممکن است فرد هر روز برای بازی کردن پشت کنسول بنشیند، چون این کار بخشی از برنامه روزانه اوست، اما به جای غرق شدن در بازی، نیم ساعت را صرف تصمیمگیری درباره اینکه چه چیزی بازی کند، بکند؛ مدام حواسش با تلفن همراه پرت شود یا پس از مدت کوتاهی بازی را به دلیل بیحوصلگی متوقف کند.
گیمرها معمولاً شوخی میکنند که صدها بازی در فهرست بازیهای انجامنشده خود دارند، اما در همان لحظه هیچ بازیای برای انجام دادن پیدا نمیکنند. در حالت عادی، این وضعیت بیشتر نتیجه انتخابهای بیش از حد و دودلی است. اما وقتی فردی که همیشه برای بازی کردن هیجان داشته، ناگهان متوجه میشود هیچ بازیای برایش جذاب نیست، این تغییر میتواند معنای مهمتری داشته باشد.
افسردگی حتی میتواند لذتِ انتظار برای بازی را هم کاهش دهد
بخش قابل توجهی از لذت یک سرگرمی، پیش از شروع آن اتفاق میافتد. دنبال کردن اخبار بازیهای ویدیویی، اطلاع از زمان عرضه بازیهای جدید و شرکت در انجمنهای آنلاین، همگی بخشی از تجربه این سرگرمی هستند.
افسردگی میتواند این لذت پیشبینانه و همچنین رفتارهای اجتماعی مرتبط با سرگرمی را کاهش دهد.
ممکن است متوجه شوم بیماری درباره عرضه یک بازی بزرگ و مورد انتظار با هیجان صحبت میکند، اما وقتی بازی عرضه میشود، متوجه شویم که حتی آن را بازی نکرده است.
این موضوع در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا میکند. یکی از مورد انتظارترین بازیهای ویدیویی سالهای اخیر، یعنی Grand Theft Auto VI، قرار است در نوامبر ۲۰۲۶ منتشر شود. پیشبینی شده این بازی بیش از ۵ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند و بیش از ۴۵ میلیون نسخه بفروشد.
بدون ورود به جزئیات خود بازی، میتوان گفت احتمالاً بسیاری از متخصصان سلامت روان در ماهها و سالهای آینده با بیمارانی روبهرو خواهند شد که درباره این بازی صحبت میکنند یا آن را بازی خواهند کرد.
چرا پرسیدن درباره سرگرمیها برای پزشکان مهم است؟
به همین دلیل است که ترجیح میدهم درباره جزئیات زندگی بیماران سؤال کنم و فقط به پرسشهای کلی درباره علائم یا پرسشنامههای غربالگری متکی نباشم. تغییر در علایق و میزان فعالیت فرد، اطلاعات مهمی است که باید به آن توجه کرد.
البته خود فعالیت اهمیت چندانی ندارد. اگر متوجه شوم بیماری که عاشق تنیس است ناگهان بازی کردن را کنار گذاشته، همان رویکرد را در پیش میگیرم.
دلیل اینکه بازیهای ویدیویی مثال خوبی هستند این است که این سرگرمی در جامعه سلامت روان گاهی با نگاه پیچیده و حتی منفی مواجه میشود و به همین دلیل ممکن است بهعنوان ابزاری برای ارزیابی وضعیت بیمار کمتر مورد توجه قرار گیرد.
بازیهای ویدیویی نمونه خوبی از این موضوع هستند، زیرا انجام بازی مجموعهای از فرایندهای شناختی و رفتاری را درگیر میکند که ممکن است تحت تأثیر افسردگی قرار بگیرند؛ از جمله انگیزه برای شروع یک فعالیت، انتظار دریافت پاداش، حفظ علاقه، تمرکز و توانایی تجربه لذت پس از آغاز فعالیت.
برای متخصص سلامت روان، این تغییرات میتوانند به نشانههایی هشداردهنده تبدیل شوند. حتی اگر پزشک علاقهای به بازیهای ویدیویی نداشته باشد، پرسیدن درباره سرگرمی مورد علاقه بیمار میتواند مسیر تازهای برای ارزیابی وضعیت روانی او ایجاد کند و در عین حال به شکلگیری ارتباط بهتر میان پزشک و بیمار کمک کند.
نکته مهم: کاهش علاقه به بازی یا هر سرگرمی دیگری بهتنهایی به معنای ابتلا به افسردگی نیست. تغییر علایق میتواند کاملاً طبیعی باشد و تشخیص افسردگی به بررسی مجموعهای از علائم، مدت زمان آنها و تأثیرشان بر زندگی فرد نیاز دارد.