این هفته لطفاً اخبار نخوانید؛ چرا «باخبر بودنِ دائمی» به ذهن ما آسیب می‌زند؟

کد خبر : ۴۴۸۸۸۱
این هفته لطفاً اخبار نخوانید؛ چرا «باخبر بودنِ دائمی» به ذهن ما آسیب می‌زند؟

اگر این هفته اخبار را دنبال نکنید، شاید لطف بزرگی در حق خودتان کرده باشید. تلاش برای باخبر ماندن احتمالاً آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم به نفع‌مان نیست؛ حتی اگر سر زدن به اخبار شبیه یک وظیفه مدنی به نظر برسد. این را کسی می‌گوید که زمانی معتاد به فیدهای خبری بود و به دانستن تمام تیترها و حواشی روز افتخار می‌کرد — و هنوز هم گاهی وسوسه می‌شود صفحه اخبار را رفرش کند، مبادا نکته مهمی را از دست بدهد یا ناآگاه به نظر برسد.

به گزارش اینتیتر، اگر این هفته اخبار را دنبال نکنید، شاید لطف بزرگی در حق خودتان کرده باشید. تلاش برای باخبر ماندن احتمالاً آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم به نفع‌مان نیست؛ حتی اگر سر زدن به اخبار شبیه یک وظیفه مدنی به نظر برسد. این را کسی می‌گوید که زمانی معتاد به فیدهای خبری بود و به دانستن تمام تیترها و حواشی روز افتخار می‌کرد — و هنوز هم گاهی وسوسه می‌شود صفحه اخبار را رفرش کند، مبادا نکته مهمی را از دست بدهد یا ناآگاه به نظر برسد.

به گزارش سایکولوژی تودی، سال‌ها آگاهی از رویدادهای جهان را معادل فضیلت می‌دانستم — و شاید شما هم چنین حسی داشته باشید. اما وقت آن رسیده درباره انبوه پژوهش‌های تجربی صحبت کنیم که از هزینه‌های شناختی و هیجانی «همیشه در جریان بودن» پرده برمی‌دارند.

هزینه پنهان همیشه باخبر بودن

رولف دوبلی، نویسنده و کارآفرین و بنیان‌گذار انجمن فکری WORLD.MINDS، سال‌هاست استدلال می‌کند که اخبار مدرن بیش از آنکه آموزش‌دهنده باشند، به چاهی گرانشی برای بلعیدن توجه ما تبدیل شده‌اند؛ چاهی که در عوض، چیز چندانی به ما نمی‌دهد. منظور او این نیست که باید ناآگاه یا بی‌تفاوت باشیم، بلکه می‌گوید ساختار مصرف اخبار در دنیای امروز به‌طور سیستماتیک درک ما از واقعیت را تحریف می‌کند.

بی‌طرفی و عینیت در هر صنعتی که بر پایه جلب توجه کار می‌کند، هدفی دشوار است؛ به‌ویژه وقتی مشوق‌های اقتصادی آن صنعت با «درگیر نگه داشتن» مخاطب هم‌راستا باشد، نه با سلامت روان او. روان‌شناسان نیز پیامدهای شناختی صنعت خبر را مستند کرده‌اند.

یکی از شیوه‌های ظریف تحریف واقعیت از طریق «سوگیری دسترسی‌پذیری» عمل می‌کند؛ یعنی تمایل ما به بیش‌برآورد احتمال رخدادهایی که زنده و به‌راحتی در ذهن قابل بازیابی‌اند. وقتی سقوط هواپیماها یا جنایت‌های نادر تیتر اول می‌شوند، خطر همه‌جا حاضر به نظر می‌رسد، چون ذهن ما «برجستگی» را با «شیوع» اشتباه می‌گیرد.

علاوه بر تحریف درک ما از خطر، مصرف مداوم اخبار می‌تواند اثرات قابل‌سنجشی بر سلامت روان داشته باشد. پژوهش‌هایی که در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ انجام شد نشان داد قرار گرفتن زیاد در معرض اخبار مرتبط با پاندمی با افزایش اضطراب، استرس و نشانه‌های افسردگی همراه است. یک مرور گسترده نیز نشان داد مصرف فشرده اخبار در دوره‌های بحران با آشفتگی روانی در جمعیت‌های مختلف همبستگی دارد.

از سوی دیگر، مطالعات آزمایشی جدیدتر نشان می‌دهد کاهش ورودی دیجیتال می‌تواند مزایای قابل‌اندازه‌گیری داشته باشد. پژوهش‌هایی که کاهش زمان استفاده از صفحه‌نمایش یا مسدود کردن اینترنت موبایل را بررسی کرده‌اند، از بهبود خلق‌وخو، افزایش احساس بهزیستی و تقویت توجه پایدار خبر داده‌اند. گرچه این مطالعات صرفاً «اخبار» را به‌طور جداگانه بررسی نکرده‌اند، اما پیام ضمنی آن‌ها روشن است: مواجهه مداوم دیجیتال — از جمله اخبار — سیستم‌های شناختی و هیجانی ما را فرسوده می‌کند، حتی اگر خودمان متوجه نباشیم.

این هفته چه کار کنیم؟

در ساحل شرقی آمریکا برف سنگینی در حال باریدن است و خیابان‌ها را آرام کرده است. هفته‌های کولاک معمولاً جهان را کوچک‌تر و کندتر می‌کنند؛ فرصتی مناسب برای یک آزمایش شخصی. حتی اگر شما مشغول پارو کردن برف نیستید، می‌توانید با من همراه شوید: هفت روز آینده را به هفته‌ای آهسته تبدیل کنیم؛ مصرف چیزهای فوری اما کم‌مایه را محدود کنیم و به‌جای آن سراغ محتوایی عمیق‌تر و مغذی‌تر برویم.

از تلاش برای پرهیز از دکمه‌های حساسیت‌زا شروع می‌کنیم و چرخه خشم روزانه‌ای را که اغلب از لحظه باز کردن گوشی آغاز می‌شود، کنار می‌گذاریم. این هفته به خودمان یادآوری کنیم اگر اتفاقی واقعاً مهم رخ دهد، دنیا راهی برای رساندن خبرش به ما پیدا خواهد کرد.

پس از «حذف»، نوبت «جایگزینی» است — چیزی شبیه چسب نیکوتین برای عادت اسکرول بی‌پایان. پیش از شروع هفته، یک مقاله بلند یا ویدئوی طولانی که مدت‌ها به تعویق انداخته‌اید انتخاب کنید. آن را روی همه دستگاه‌هایی که معمولاً شما را به سمت فیدهای خبری می‌کشند، در دسترس بگذارید و هر وقت وسوسه چک کردن تیترها سراغتان آمد، همان را باز کنید.

ناراحتیِ ناشی از تمرکز طولانی را مشاهده کنید و در آن بمانید. برای نویسنده این متن، آن کتاب «چنین گفت زرتشت» اثر نیچه است؛ اثری که سال‌ها به تعویق افتاده بود، چون خوراک‌های فکری ساده‌تر همیشه در دسترس بودند. از منظر روان‌شناسی، این کار جایگزینی عادت است، نه یک تغییر بنیادین در سبک زندگی؛ ما صرفاً مسیرهای توجه خود را دوباره آموزش می‌دهیم، نه اینکه آن‌ها را سرکوب کنیم.

هدف این تمرین هفتگی، جدا شدن از واقعیت نیست؛ بلکه تنظیم دوباره رابطه‌مان با آن است. توجه در طول زمان انباشته می‌شود — همان‌طور که حواس‌پرتی نیز انباشته می‌شود. شاید یک هفته زندگی‌تان را متحول نکند، اما ممکن است نشان دهد چه مقدار از انرژی ذهنی‌تان بی‌صدا صرف وظیفه سیزیف‌وار «باخبر ماندن» شده است.

کولاک‌ها انتخاب‌ها را ساده‌تر می‌کنند. بگذارید این هفته فرصتی باشد برای آزمودن این پرسش: آیا مصرف مداوم اخبار ذهن‌تان را تغذیه می‌کند، یا فقط آن را مشغول نگه می‌دارد؟

شاید نورون‌ها — و حتی دستگاه عصبی‌تان — از شما تشکر کنند.

نظرات بینندگان