نطق جنجالی ترامپ در کنگره؛ از ادعای زنده کردن اقتصاد مرده تا هشدار جدی به ایران
سخنرانی اخیر ترامپ محورهای مختلفی داشت.از لزوم بازگرداندن امریکا به دوران شکوه گذشتهاش تا ابراز نگرانی درباره ایران و موشکهای قارهپیما.
به گزارش اینتیتر به نقل از شایانیوز، سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره، فراتر از یک گزارش سالانه از عملکرد دولت، تلاشی منسجم برای بازسازی «روایت قدرت» در سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده امریکا بود؛ نطقی طولانی، پر جزئیات و آگاهانه طراحی شده که در آن، اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی، انرژی، نظم سیاسی و حتی نمادهای فرهنگی، همگی در خدمت یک چارچوب کلان قرار گرفتند: القای این گزاره که امریکا نه تنها از بحران عبور کرده، بلکه وارد مرحلهای تازه از اقتدار تاریخی شده است. این سخنرانی را میتوان نوعی «مانیفست اجرایی» دانست که هم خطاب به افکار عمومی داخلی ایراد شد و هم پیامی مستقیم برای رقبا و دشمنان خارجی داشت.
این سخنرانی همچنین یک ساعت و 48 دقیقه به طول انجامید و طولانیترین نطق در تاریخ امریکا لقب گرفت.
محور نخست: بازسازی روایت اقتصاد به مثابه ستون مشروعیت
نخستین و پررنگترین محور سخنرانی، اقتصاد بود؛ نه صرفاً به عنوان مجموعهای از آمار، بلکه به عنوان شالوده مشروعیت سیاسی. رئیس جمهور با تأکید مکرر بر کاهش تورم، افت قیمت سوخت، رشد بازارهای مالی، افزایش تولید انرژی و بهبود شاخصهای اشتغال، تلاش کرد تصویری از «اقتصاد احیا شده» ارائه دهد؛ اقتصادی که به زعم او، نتیجه تصمیمات سخت، مقابله با سیاستهای دولتهای پیشین و اولویت دادن به منافع شهروندان امریکایی است. نکته مهم در این بخش، نه صحت یا عدم صحت تک تک ادعاها، بلکه شیوه روایتپردازی بود: اقتصاد به مثابه میدان نبردی که در آن دولت پیروز شده و مخالفان شکست خوردهاند. حتی طرحهایی مانند حمایت مالی مستقیم از پسانداز بازنشستگی یا کاهش قیمت داروها، در همین چارچوب «دولتِ حامی مردم در برابر نخبگان» صورتبندی شد.
محور دوم: انرژی و فناوری؛ استقلال به جای وابستگی
محور دوم سخنرانی، که در لایهای عمیقتر معنا پیدا میکند، مسئله انرژی و فناوری بود. پیشنهاد صریح به شرکتهای بزرگ فناوری برای تأمین مستقل انرژی خود و ساخت نیروگاههای اختصاصی، تنها یک توصیه اقتصادی نیست؛ این موضعگیری نشانه نوعی بازتعریف نقش دولت در عصر اقتصاد دیجیتال است. در این روایت، دولت نه مانع نوآوری است و نه تأمین کننده بیقید و شرط منابع، بلکه بازیگری است که میخواهد بار هزینههای فناوری را از دوش شهروندان عادی بردارد و همزمان، زیرساختهای حیاتی را از فشار مصرف بیرویه نجات دهد. این بخش از سخنرانی نشان میدهد که دولت امریکا به طور فزایندهای انرژی را نه یک کالای اقتصادی ساده، بلکه مسئلهای امنیتی و راهبردی تلقی میکند.
محور سوم: سیاست خارجی؛ بازتعریف ایران و مرزهای بازدارندگی
در سیاست خارجی، سخنرانی لحنی به مراتب صریحتر و تقابلیتر داشت. تمرکز ویژه بر ایران، برنامه هستهای، توان موشکی و نقش منطقهای آن، نشان دهنده جایگاه محوری این پرونده در محاسبات امنیتی واشنگتن است. رئیس جمهور با تأکید همزمان بر «ترجیح دیپلماسی» و «آمادگی برای استفاده از قدرت»، همان دکترین کلاسیک بازدارندگی را ارائه داد؛ دکترینی که پیام اصلیاش چنین است: مذاکره حتمی است، اما از موضع قدرت. در این چارچوب، ایران نه فقط یک بازیگر منطقهای، بلکه نماد «تهدید نظم مطلوب امریکا» تصویر شد؛ تصویری که مخاطب داخلی را حول ضرورت سختگیری متحد میکند و مخاطب خارجی را با مرزهای روشن مواجه میسازد. ترامپ به وضوح اشاره کرد که ایران در حال توسعه توان هستهای خود و افزایش برد موشکهای قارهپیماست و بالقوه تهدیدی برای امنیت مرزهای امریکا و شهروندانش محسوب میشود. او در ادامه تأکید کرد هرگز اجازه نخواهد داد ایران به چنین دورنمایی دست یابد.
محور چهارم: سیاست داخلی و دموکراسی؛ حمله به نخبگان و بازسازی تقابل
در بعد داخلی، این سخنرانی به وضوح رنگ و بوی تقابلی داشت. انتقاد تند از دموکراتها، نهادهای سیاسی و حتی برخی سازوکارهای حاکمیتی، در کنار طرحهایی مانند ممنوعیت معاملات مالی نمایندگان کنگره، تلاشی برای تثبیت دوگانه «مردم در برابر نخبگان» بود. اینجا، دموکراسی نه به عنوان نظامی مبتنی بر اجماع، بلکه به مثابه میدان کشمکش معرفی شد؛ میدانی که در آن، رئیس جمهور خود را نماینده مستقیم اراده عمومی معرفی میکند و مخالفان را بخشی از ساختار فاسد یا ناکارآمد جلوه میدهد. این رویکرد، اگرچه تنشزاست، اما در بسیج سیاسی پایگاه اجتماعی او نقشی کلیدی ایفا میکند.
محور پنجم: نمادها، احساسات و سیاست هویت
بخش پایانی سخنرانی، با تجلیل از ورزشکاران، کهنهسربازان و چهرههای نمادین، نشان داد که این نطق صرفاً فهرستی از سیاستها نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای برانگیختن احساسات جمعی است. استفاده از نمادهای ملی، افتخار ورزشی و روایتهای احساسی، ابزارهایی بودند برای پیوند زدن سیاست سخت با هویت فرهنگی؛ روشی که پیام قدرت را از سطح عقلانی به سطح عاطفی منتقل میکند و تأثیر آن را ماندگارتر میسازد. ترامپ همچنین با اشاره به 4 جولای روز استقلال امریکا، ابراز کرد: «امسال برگترین جشن استقلال را برگزار خواهیم کرد. کمتر از پنج ماه دیگر، کشور ما یک دستاورد بزرگ را جشن خواهد گرفت.»
سخنرانی به مثابه نقشه راه
در مجموع، این سخنرانی را میتوان تلاشی همه جانبه برای بازآرایی میدان سیاست امریکا دانست؛ نطقی که اقتصاد را به ستون مشروعیت، انرژی را به ابزار استقلال، سیاست خارجی را به صحنه بازدارندگی، سیاست داخلی را به میدان تقابل و نمادهای میهنی را به احساسات وطنپرستانه بدل کرد.
سخنرانی اخیر، صرفاً گزارش یک سال حکومت نبود، بلکه اعلام یک جهتگیری کلان برای آیندهای است که ترامپ، آن را «عصر قدرتِ بازگشته» مینامد.