ترامپ در مسیر جنگ با ایران؛ بی‌آنکه توضیح دهد چرا

کد خبر : ۴۴۹۱۶۱
ترامپ در مسیر جنگ با ایران؛ بی‌آنکه توضیح دهد چرا

در اکتبر ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در یک سخنرانی نیم‌ساعته که در سراسر جهان به‌طور زنده پخش شد، استدلال‌های خود را برای بردن آمریکا به جنگ با عراق مطرح کرد.

به گزارش اینتیتر، در اکتبر ۲۰۰۲، جورج دبلیو بوش در یک سخنرانی نیم‌ساعته که در سراسر جهان به‌طور زنده پخش شد، استدلال‌های خود را برای بردن آمریکا به جنگ با عراق مطرح کرد. بوش هشدار داد رژیم صدام حسین می‌تواند «در هر روزی» با سلاح‌های شیمیایی یا بیولوژیک، از جمله سیاه‌زخم، گاز خردل یا گاز اعصاب سارین به آمریکا حمله کند. او مدعی شد عراق به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است و ممکن است در کمتر از یک سال به بمب دست پیدا کند. و اگر این هشدارها برای ایجاد هراس کافی نبود، بوش از بزرگ‌ترین ترس یعنی حمله هسته‌ای ناگهانی سخن گفت: «در برابر شواهد روشن از خطر، نمی‌توانیم منتظر مدرک نهایی بمانیم – مدرکی که شاید به شکل یک قارچ اتمی ظاهر شود.»

به گزارش گاردین، جهان خیلی زود فهمید که توجیه بوش برای حمله به عراق بر پایه اطلاعات دستکاری‌شده و دروغ‌های آشکار بنا شده بود؛ رژیم عراق دیگر سلاح کشتار جمعی نداشت و در حال توسعه آن هم نبود. اما کارزار مداوم دولت او برای متقاعد کردن افکار عمومی نتیجه داده بود. با آغاز تهاجم در مارس ۲۰۰۳، بسیاری از نظرسنجی‌ها نشان می‌دادند بیش از ۷۰ درصد مردم آمریکا از جنگ حمایت می‌کنند. محبوبیت خود بوش نیز در همین حدود بود؛ نشانه‌ای از اینکه جنگ می‌تواند محبوبیت فرمانده کل قوا را بیش از هر چیز دیگری افزایش دهد.

امروز، دونالد ترامپ ایالات متحده را به سوی جنگ با ایران پیش می‌برد، اما بدون آنکه توضیح دهد چرا واشنگتن باید حمله کند و آیا اساساً ایران تهدیدی برای آمریکایی‌ها محسوب می‌شود که ریسک اقدام نظامی را توجیه کند یا نه. ترامپ بزرگ‌ترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در ۲۰۰۳ را دستور داده است. او البته به‌طور کلی از نگرانی‌ها درباره «تهدید هسته‌ای» سخن گفته، اما برخلاف دوره پیش از جنگ عراق که دولت بوش مجوز کنگره را گرفت و ماه‌ها برای ترویج ادعای نادرست توسعه سلاح‌های کشتار جمعی از سوی عراق تبلیغ کرد، ترامپ و اطرافیانش حتی زحمت توضیح روشن درباره چرایی یا اهداف احتمالی حمله به ایران را هم به خود نداده‌اند.

برخلاف دو دهه پیش که خاطره حملات ۱۱ سپتامبر هنوز تازه بود و آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار نشده بود، امروز بیشتر آمریکایی‌ها با مداخله نظامی خارجی مخالف‌اند. نظرسنجی اخیر دانشگاه کوئینیپیاک نشان می‌دهد ۷۰ درصد رأی‌دهندگان آمریکایی با اقدام نظامی علیه ایران مخالف‌اند؛ چرخشی کامل نسبت به افکار عمومی پیش از حمله به عراق. ترامپ همچنین خطر از دست دادن بخشی از پایگاه «ماگا»ی خود را دارد، چرا که سال‌ها خود را رهبری معرفی کرده بود که به «جنگ‌های بی‌پایان» آمریکا پایان می‌دهد.

در یک ماه گذشته، پنتاگون دو ناو هواپیمابر، ده‌ها جنگنده، بمب‌افکن و هواپیمای سوخت‌رسان را در فاصله‌ای مستقر کرده که توان حمله به ایران را دارند؛ آرایشی آماده برای اجرای کارزاری نظامی که می‌تواند هفته‌ها طول بکشد. با این حال، تقریباً هیچ بحث عمومی جدی در آمریکا درباره احتمال حمله‌ای که می‌تواند به درگیری گسترده و غیرقابل پیش‌بینی در سراسر خاورمیانه بینجامد، شکل نگرفته است. در حالی که دموکرات‌ها قصد دارند رأی‌گیری درباره این موضوع را تحمیل کنند، کنگره تحت رهبری جمهوری‌خواهان تاکنون منفعل مانده و نه اختیار جنگ را بازپس گرفته و نه از رئیس‌جمهور خواسته توضیح روشنی ارائه کند.

ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور خود فرصتی داشت اهدافش درباره ایران را شفاف کند؛ سخنرانی‌ای که یک ساعت و ۴۷ دقیقه طول کشید و طولانی‌ترین در تاریخ بود. اما او تنها سه دقیقه به ایران پرداخت و توضیح چندانی درباره مقاصدش یا نیروی نظامی گسترده‌ای که در منطقه مستقر کرده ارائه نکرد. مشخص نشد هدف نهایی او چیست: وادار کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای؟ حمایت از معترضان ایرانی؟ یا سرنگونی نظامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ بر سر کار آمد؟

ترامپ گفت: «ما با آن‌ها در حال مذاکره هستیم. آن‌ها می‌خواهند توافق کنند»، بی‌آنکه توضیح دهد چه نوع توافقی مدنظر دارد. او افزود ترجیحش حل مسئله از راه دیپلماسی است، اما تأکید کرد هرگز اجازه نخواهد داد «بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان» به سلاح هسته‌ای دست یابد.

در مقابل، ایران بارها اعلام کرده تحت هیچ شرایطی به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست و برنامه غنی‌سازی خود را صرفاً برای اهداف صلح‌آمیز می‌داند. وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، نیز پیش از سخنرانی ترامپ در شبکه‌های اجتماعی نوشت ایران «تحت هیچ شرایطی» سلاح هسته‌ای تولید نخواهد کرد.

بحران کنونی تا حدی نتیجه اقدام خود ترامپ است. او در مه ۲۰۱۸، در نخستین دوره ریاست‌جمهوری‌اش، آمریکا را به‌طور یکجانبه از توافق هسته‌ای خارج کرد؛ توافقی که در سال ۲۰۱۵ میان دولت باراک اوباما و پنج قدرت جهانی دیگر با ایران منعقد شده بود. این توافق در ازای محدودیت برنامه هسته‌ای ایران، بخشی از تحریم‌ها را لغو می‌کرد. اما پس از خروج آمریکا و بازگشت تحریم‌ها، ایران انگیزه‌ای برای پایبندی به محدودیت‌ها نداشت.

طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا اوایل ۲۰۲۵ به اندازه‌ای اورانیوم غنی‌سازی کرده که برای ساخت شش بمب هسته‌ای کفایت می‌کند. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند تهران هنوز تصمیمی برای تسلیحاتی کردن برنامه خود نگرفته و حتی در صورت تصمیم‌گیری، تا یک سال برای ساخت کلاهک عملیاتی زمان نیاز دارد. در مارس گذشته، مدیر اطلاعات ملی ترامپ، تولسی گبرد، به کنگره گفت ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا همچنان این است که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست.

ترامپ با این حال مدعی است حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران آن‌ها را «کاملاً نابود» کرده است. اما گزارش‌های اطلاعاتی درزکرده بعدی نشان دادند میزان خسارت به برخی سایت‌ها کمتر از ادعای اولیه بوده است.

این ادعاها پرسش‌های اساسی ایجاد می‌کند: اگر برنامه هسته‌ای ایران «کاملاً نابود شده»، چرا آمریکا ناوگان عظیمی را برای حذف آن در منطقه مستقر کرده است؟ و اگر ایران دیگر تهدیدی محسوب نمی‌شود، چرا منطقه را تا آستانه جنگ پیش می‌برد؟

پرسش‌هایی که تاکنون پاسخی روشن از سوی کاخ سفید دریافت نکرده‌اند. تجربه جنگ عراق نشان داد اعتماد بی‌چون‌وچرا به رئیس‌جمهوری که عزم جنگ دارد، می‌تواند به فاجعه بینجامد. اکنون نیز ترامپ خطر آن را ایجاد کرده که آمریکا را، بدون ارائه استدلالی روشن—even بر پایه یک دروغ—به سوی جنگی دیگر سوق دهد.

نظرات بینندگان