سه اشتباه استراتژیک ژنرالهای امریکا درباره ایران از نگاه واشنگتن پست

کد خبر : ۴۵۳۰۲۶
سه اشتباه استراتژیک ژنرالهای امریکا درباره ایران از نگاه واشنگتن پست

ونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، طبق انتظار از دیدار با شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، بدون اینکه کمکی برای بازگشایی تنگه هرمز گرفته باشد، بازگشت.

به گزارش اینتیتر، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، طبق انتظار از دیدار با شی جینپینگ، رئیس جمهور چین، بدون اینکه کمکی برای بازگشایی تنگه هرمز گرفته باشد، بازگشت. حالا او باید راهی برای خروج از جنگی پیدا کند که زمانی وعده داده بود «چهار تا پنج هفته» طول میکشد، اما اکنون وارد سومین ماه خود شده است. بسیاری از ژنرالهای روی صندلی راحتی (تحلیلگران نظامی غیرحرفه ای) به او میگویند «کار را تمام کند» و بمباران ایران را از سر بگیرد. اما این جنگ طلبها، توانایی نیروی هوایی آمریکا را دست کم میگیرند و قدرت واکنش ایران را نادیده میگیرند.

به گزارش واشنگتن پست، با توجه به نتایج بسیار نامطلوب ۳۸ روز بمباران مشترک اسرائیل و آمریکا، تصور اینکه حملات بیشتر چه دستاوردی داشته باشد، دشوار است. هفته گذشته، دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در جلسه سنا بهترین تصویر ممکن از عملیات «خشم حماسی» را ارائه داد و ادعا کرد که نیروهایش «آنچه ایران چهار دهه و ده ها میلیارد دلار برای ساختن آن صرف کرده بود را به طور سیستماتیک از هم پاشیدند» و «بیش از ۸۵ درصد پایگاههای موشکی، پهپادی و صنایع دفاعی دریایی ایران را تخریب یا منهدم کردیم.»

اما باید به ادعاهای هنرمندانه کوپر (تخریب به معنای نابودی کامل نیست) با شکستی سالم نگاه کرد. از جنگ ویتنام تا جنگ عراق، ارتش آمریکا مانند هر ارتشی تمایل به بزرگنمایی دستاوردهای میدانی خود داشته است. واشنگتن پست گزارش داده که برآوردهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد ایران «حدود ۷۰ درصد ذخایر موشکی خود را از پیش از جنگ حفظ کرده است.» نیویورک تایمز هم قبلاً گزارش کرده بود که ایران هنوز ۴۰ درصد زرادخانه پهپادی خود را دارد. در همین حال، ارتش آمریکا بخش بزرگی از مهمات پدافند هوایی و حملات دوربرد خود را مصرف کرده است.

حالا تصور کنید اگر ترامپ تصمیم بگیرد حملات هوایی را از سر بگیرد و آنها را به نیروگاه ها و پل های ایران گسترش دهد (چنانکه تهدید کرده)، چه اتفاقی میافتد. ایران حتماً به تأسیسات انرژی و حتی نمکزدایی در سراسر منطقه ضربه میزند. نتیجه یک فاجعه انسانی و اقتصادی خواهد بود که اتفاقات فعلی (با افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت از آغاز درگیری) را در مقایسه با آن کودکانه جلوه میدهد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که هدف قرار دادن بیشتر رهبران ایران (آنطور که برخی جنگ طلبها پیشنهاد میکنند) رژیم را انعطاف پذیرتر کند. این استراتژی نتیجه معکوس داده است: با کشتن آیت الله خامنه ای و دیگر مقامات ارشد، آمریکا و اسرائیل گروهی از ژنرالهای سرسخت سپاه پاسداران را به قدرت رسانده اند که اصلاً حال و حوصله مصالحه ندارند.

در مورد استفاده از نیروی زمینی چطور؟ این گزینه دیگر زیاد مطرح نمیشود، اما در ماه مارس صحبت های زیادی درباره تصرف جزیره خارک (مرکز صادرات نفت ایران) یا ۱۰۰۰ پوند اورانیوم غنی شده ایران وجود داشت. واشنگتن پست گزارش داد که ترامپ حتی طرح های نظامی برای تصرف چیزی که «غبار هسته ای» مینامد را خواسته بود. این کار به صدها یا هزاران نیروی زمینی نیاز دارد که هفته ها در میان یک کشور  مستقر شوند. دلیل خوبی وجود دارد که ترامپ به فرماندهی عملیات ویژه آمریکا دستور انجام این عملیات که بی شک بزرگترین و پرریسکترین عملیات تاریخ آن خواهد بود را نداده است.

تصرف جزیره خارک آسانتر است، اما بعدش چه؟ هزاران تفنگدار دریایی در جزیرهای کوچک، ۲۴ کیلومتری ساحل، هدفی وسوسه انگیز برای حملات ایران خواهند بود و معلوم نیست چه دستاوردی میتوانند داشته باشند، چون جزیره خارک ۴۸۰ کیلومتر با تنگه هرمز فاصله دارد.

ترامپ به جای اجرای این عملیات های پرخطر، در ۱۳ آوریل محاصره دریایی ایران را آغاز کرد به این امید که اقتصاد ایران را به زانو درآورد و ایران را مجبور به لغو محاصره تنگه هرمز کند. اما آن هم نتیجه نداده است. واشنگتن پست به نقل از برآوردهای اطلاعاتی آمریکا گزارش داده که حداقل سه تا چهار ماه طول میکشد تا سختی شدید اقتصادی اثر کند.  کوبا، کره شمالی و بله ایران، با وجود فلاکت مردمشان، دهه ها تحریم های آمریکا را تحمل کرده اند.

در همین حال، هر روز که محاصره دوطرفه ادامه دارد، خسارت اقتصادی به جهان بیشتر می شود. نرخ تورم آمریکا به ۳.۸ درصد در سال رسیده است – بالاترین رقم در سالهای اخیر. فاجعه تا کنون فقط به خاطر ذخایر موجود نفت دفع شده، اما همانطور که وال استریت ژورنال روز جمعه هشدار داد، «جهان در حال سوزاندن شبکه ایمنی نفتی خود است.»

اگر ترامپ بی صبر شود، میتواند به نیروی دریایی آمریکا دستور دهد تنگه هرمز را با زور باز کند. من از دریاسالار بازنشسته جیمز استاوریدیس، فرمانده سابق نیروهای متفقین در اروپا، پرسیدم که این کار چه نیازی دارد. او به من ایمیل زد: «باز کردن نظامی تنگه یک شغل تمام وقت برای یک ناو هواپیمابر با ۸۰ هواپیما، یک دوجین رزم ناو و ناوشکن مجهز به موشک های هدایت شونده، نیم دوجین مینروب، بیش از ۷۵ فروند هواپیمای نیروی هوایی آمریکا، ۳۵ فروند هلیکوپتر ارتش و احتمالاً ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نیروی زمینی در اطراف بخش ایرانی ساحل است. وای.»

حتی چنین تعهد عظیم نظامی آمریکا با ریسک های قابل توجهی همراه است. کشتی های نیروی دریایی آمریکا در آبهای باریک و با زمان واکنش کم، در معرض حملات ایران خواهند بود و حتی یک پهپاد ایرانی که به یک نفتکش برخورد کند، میتواند کل عملیات را به هم بزند.

به طور خلاصه،  عاقلانه است که ترامپ از توصیه های جنگ طلبانه چشم پوشی کند و نهایت تلاش خود را برای رسیدن به توافق با تهران به کار گیرد. او باید یک توافق «باز در برابر باز» را بررسی کند که در آن هر دو طرف محاصره خود را لغو کنند. این کار برای مذاکرات طولانی درباره برنامه هسته ای ایران، زمان میخرد.

اگر ایران قاطعانه بر دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز اصرار کند، این تجاوز غیرقابل تحمل به اصل آزادی دریانوردی است که آمریکا از قرن هجدهم از آن حمایت کرده است. در آن صورت، ترامپ ممکن است چاره ای جز دستور به نیروی دریایی برای باز کردن تنگه با زور (یعنی بازگرداندن آن به وضعیت پیش از جنگ) نداشته باشد.

اما این بدترین سناریو است و دیپلمات ها باید از هر کاری برای جلوگیری از آن استفاده کنند، حتی اگر به معنای دادن امتیازاتی در مسئله هستهای باشد (مثلاً اجازه به ایران برای حفظ سطحی از غنی سازی سطح پایین تحت نظارت بازرسان بین المللی). برخلاف آنچه ترامپ روز جمعه گفت، او «به پیروزی کامل نظامی دست نیافته است» و بعید هم هست که دست یابد. هرچه زودتر این واقعیت را بپذیرد، بهتر است.

نظرات بینندگان