راهبرد پکن در قبال تایوان چه خواهد بود؟ | حمله نظامی چین به تایوان در راه است؟

کد خبر : ۴۵۳۶۲۱
 راهبرد پکن در قبال تایوان چه خواهد بود؟ | حمله نظامی چین به تایوان در راه است؟

پس از بازگشت ترامپ از چین همه نگاه ها به سمت پکن و اقدامات این کشور علیه تایوان است.

به گزارش اینتیتر، فارن افرز در گزارشی نوشت: تصرف نظامی تایوان توسط چین اغلب اقدامی اجتناب‌ناپذیر و قریب‌الوقوع توصیف می‌شود. برای بسیاری از ناظران، مواضع دوپهلو و علنی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره تعهد واشنگتن به دفاع از تایوان و بی‌تفاوتی ظاهری او نسبت به سرنوشت این جزیره، ممکن است پکن را وسوسه کند که اتحاد با تایوان را از طریق زور نظامی و شاید حتی پیش از پایان سال ۲۰۲۶ محقق کند.

جنگ آمریکا با ایران و انتقال سامانه‌های دفاعی آمریکا از منطقه هند-پاسیفیک به خاورمیانه نیز نگرانی‌ها را افزایش داده که چین شاید بتواند بدون ترس از واکنش آمریکا، تایوان را تصرف کند.

اما این گمانه‌زنی‌ها درباره راهبرد پکن به نظر چندان مبتنی بر واقعیت نیست؛ چرا که چین می‌خواهد با کمترین هزینه ممکن با تایوان متحد شود و در حال حاضر باور دارد که با گذشت زمان، این اتحاد آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر خواهد شد.

چین معتقد است با توسعه توانایی‌های نظامی و اقتصادی برای بازداشتن آمریکا از مداخله در دفاع از تایوان، می‌تواند جزیره را بدون نیاز به تهاجم تمام‌عیار وادار به تسلیم کند. در همین حال، پکن اطمینان دارد که می‌تواند مانع از حرکت تایوان به سمت استقلال رسمی شود.

البته چین استفاده از زور را کنار نگذاشته است. شرایطی وجود دارد که در آن پکن همچنان ممکن است جزیره را محاصره یا اشغال کند؛ از جمله اگر تایوان اعلام استقلال کند، اگر واشنگتن به‌طور رسمی تایوان را به رسمیت بشناسد، یا اگر پکن به این نتیجه برسد که هیچ راهی برای اتحاد بدون توسل به زور وجود ندارد.

اما خطر اقدام نظامی در کوتاه‌مدت اندک است، زیرا پکن به‌طور فزاینده‌ای باور دارد که راهبرد بلندمدت آن برای بازگرداندن تایوان به دامن چین در حال موفقیت است. برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد حمایت از استقلال در میان جوانان تایوان کاهش یافته است.

همچنین در ماه آوریل، چنگ لی‌وون، رئیس حزب مخالف کومینتانگ تایوان، در پکن با شی جین‌پینگ دیدار کرد و بار دیگر مخالفت حزبش با استقلال و حمایت از «اجماع ۱۹۹۲» را اعلام کرد؛ فرمول سیاسی‌ که بر ایده تعلق دو سوی تنگه به «چین واحد» استوار است.

باور پکن به اینکه زمان به نفع آن حرکت می‌کند، در سال ۲۰۲۸ با آزمونی بزرگ مواجه خواهد شد؛ زمانی که انتخابات ریاست‌جمهوری در تایوان و آمریکا ممکن است اعتماد چین به راهبردش را متزلزل کند.

اگر تایوان رئیس‌جمهور فعلی خود را دوباره انتخاب کند و چین به این جمع‌بندی برسد که او در حال ایجاد شتاب و توجیه برای رسمی‌کردن استقلال جزیره است، پکن ممکن است رویکرد خود را بازبینی کند؛ هرچند باز هم بعید است به این نتیجه برسد که تصرف نظامی ضرورت دارد.

در عوض، ممکن است فشارهای شدیدتری مانند اعزام کشتی‌ها و هواپیماها به آب‌ها و حریم هوایی تایوان یا اعمال نوعی قرنطینه پیرامون جزیره را در پیش بگیرد. اما در حال حاضر، رهبران چین صبر را راهبردی برنده می‌دانند.

چین امیدوار به تغییر توازن قدرت برابر آمریکا

راهبرد پکن بر این باور استوار است که توازن قدرت در برابر واشنگتن به نفع چین در حال تغییر است. به‌ویژه در یک سال گذشته، چین نسبت به صعود خود و افول آمریکا مطمئن‌تر شده است. پکن معتقد است مدل حکمرانی‌اش نتایجی بهتر از دموکراسی‌های غربی ارائه می‌دهد؛ دموکراسی‌هایی که از نگاه چین روزبه‌روز ناکارآمدتر می‌شوند.

همچنین چین احساس می‌کند توان تحمل فشارهای اقتصادی و فناوری آمریکا را دارد و ابزارهای مؤثری برای اثرگذاری بر تصمیمات واشنگتن در حوزه تجارت، فناوری و تایوان در اختیار گرفته است.

اعتمادبه‌نفس رو‌به‌رشد چین تا حدی ناشی از نحوه مواجهه آن با جنگ تجاری دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ است. پکن در واکنش به تعرفه‌های فزاینده ترامپ، تعرفه‌های متقابل اعمال کرد و صادرات مواد معدنی را محدود ساخت؛ اقداماتی که به باور چین، به سرعت باعث عقب‌نشینی واشنگتن از تهدیداتش شد.

چین همچنین نسبت به توانایی خود در توسعه فناوری‌هایی که آن‌ها را برای تقویت قدرت ملی حیاتی می‌داند، خوش‌بین‌تر شده است؛ آن هم با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی تحت رهبری آمریکا. برای مثال در حوزه هوش مصنوعی، ظهور «دیپ‌سیک» به‌عنوان یک مدل زبانی بزرگ چینی که با هزینه‌ای بسیار کمتر عملکردی هم‌تراز مدل‌های آمریکایی دارد، اعتماد دولت و سرمایه‌گذاران را تقویت کرده که چین در نهایت می‌تواند فاصله خود با آمریکا را کاهش دهد.

با این حال، پکن همچنان نگاه واقع‌بینانه‌ای به چالش‌های اقتصادی و سیاسی خود دارد. جدیدترین برنامه پنج‌ساله چین که اولویت‌ها و اهداف توسعه‌ای تا سال ۲۰۳۰ را تعیین می‌کند، به «ریسک‌ها و خطرات پنهان» اقتصاد چین از جمله بدهی فزاینده دولت‌های محلی، تداوم رکود تورمی، بحران بازار مسکن و کاهش رشد بهره‌وری اشاره می‌کند. همچنین این برنامه از «تهدیدهای هژمون‌طلبی» سخن می‌گوید که اشاره‌ای غیرمستقیم به ابزارهایی است که پکن نگران است واشنگتن برای مهار صعود چین به کار گیرد.

حتی اگر پکن روزی به این نتیجه برسد که استفاده از زور ضروری شده، نسبت به هزینه‌های اقدام زودهنگام، پیش از تحقق کامل ظرفیت توسعه‌ای چین و در زمانی که آمریکا هنوز برتری اقتصادی و فناورانه دارد، حساس است.

چین نمی‌تواند احتمال واکنش نظامی یا اقتصادی آمریکا به تهاجم را نادیده بگیرد. برای مثال ترامپ ممکن است اقدام تهاجمی چین را توهینی شخصی تلقی کرده و واکنش شدیدی نشان دهد. ترامپ علناً خویشتنداری شی جین‌پینگ در قبال تایوان را نوعی تعهد شخصی توصیف کرده و مدعی شده بود شی قول داده تا زمانی که ترامپ رئیس‌جمهور است، به تایوان حمله نکند.

پاکسازی‌های بی‌سابقه شی جین‌پینگ و برکناری حدود نیمی از فرماندهان ارشد نظامی چین نیز احتمالاً توان ارتش آزادی‌بخش خلق برای برنامه‌ریزی و اجرای عملیات پیچیده نظامی را تضعیف کرده و روند نوسازی تسلیحاتی را کند ساخته است.

در نتیجه، یک درگیری بزرگ با آمریکا می‌تواند برای چین به شکستی پرهزینه منجر شود؛ شکستی که تبعات اقتصادی آن در حد تریلیون‌ها دلار، بی‌ثباتی داخلی تهدیدکننده امنیت حکومت و انزوای شدید بین‌المللی خواهد بود.

پیروزی بدون جنگ

محاسبه چین درباره اینکه آیا می‌تواند منتظر بماند یا نه؟ به آمریکا و تایوان نیز بستگی دارد. راهبرد صبر تنها زمانی مؤثر است که واشنگتن و تایپه گام‌های معناداری به سمت رسمی‌کردن استقلال تایوان برندارند. در این جبهه نیز پکن باور دارد کارزار فشار حقوقی، اقتصادی، نظامی و دیپلماتیکش به‌طور فزاینده‌ای مؤثر واقع شده است.

چین همچنان معتقد است لای چینگ‌ته، رئیس‌جمهور تایوان، طرفدار سرسخت استقلال است و شدیداً با او مخالفت می‌کند؛ هر چند او را تضعیف‌شده می‌بیند.

با این حال، حتی اگر چین به‌دنبال حل‌وفصل فوری مسئله تایوان نباشد، همچنان ابزارها و مسیرهای تازه‌ای برای پیشبرد اتحاد و جلوگیری از استقلال توسعه خواهد داد. پکن در حال ترویج آنچه «توسعه یکپارچه» می‌نامد است؛ مجموعه‌ای از سیاست‌ها برای جذب شرکت‌ها و استعدادهای تایوانی، با هدف تعمیق وابستگی اقتصادی و ادغام اجتماعی.

در بلندمدت، هدف این است که تایوان بیشتر در معرض اهرم‌های فشار چین قرار گیرد و در عین حال، در داخل جزیره گروهی شکل بگیرد که خواهان روابط نزدیک‌تر با چین باشد.

چین همچنین به تقویت کنترل خود بر تایوان از طریق ابزارهای سیاسی، حقوقی و نظامی ادامه خواهد داد تا فضای سیاست‌گذاری تایپه را محدود کند، خودمختاری آن را فرسایش دهد و شرایط را برای اتحاد نهایی بر اساس شروط پکن شکل دهد.

علاوه بر این، چین تلاش می‌کند سیاست آمریکا در قبال دو سوی تنگه را فعالانه‌تر تحت تأثیر قرار دهد. پکن تلویحاً اشاره کرده که شی جین‌پینگ ممکن است از ترامپ بخواهد حمایت واشنگتن از «اتحاد مسالمت‌آمیز» را تأیید کند یا اعلام کند آمریکا «مخالف استقلال تایوان است»؛ عبارتی متفاوت با موضع قدیمی‌تر آمریکا که می‌گفت واشنگتن «از استقلال تایوان حمایت می‌کند».

هرچند تفاوت این عبارات ممکن است جزئی به نظر برسد، اما چنین تغییری انحرافی از سیاست سنتی آمریکا خواهد بود که بیشتر بر روند مسالمت‌آمیز حل اختلافات دو سوی تنگه تأکید دارد تا نتیجه نهایی آن.

نقطه عطف

ارزیابی چین مبنی بر اینکه تحولات دو سوی تنگه به نفع پکن در حال حرکت است، احتمالاً دست‌کم تا سال ۲۰۲۸ پابرجا خواهد ماند؛ زمانی که هم‌زمانی چند رویداد می‌تواند چین را وادار به بازنگری در راهبردش کند.

تایوان در ژانویه ۲۰۲۸ برای انتخاب رئیس‌جمهور پای صندوق رأی می‌رود. اگر لای دوباره انتخاب شود و حزبش اکثریت پارلمان را نیز به دست آورد، آزادی عمل بیشتری برای تقویت دفاع تایوان، محدودکردن روابط با چین و تأکید پررنگ‌تر بر حاکمیت تایوان خواهد داشت.

در آمریکا نیز انتخابات نوامبر ۲۰۲۸ ممکن است رهبری را روی کار بیاورد که رویکردی رقابتی‌تر در برابر چین اتخاذ کند، تمرکز بیشتری بر منطقه هند-پاسیفیک داشته باشد و حمایت آشکارتری از تایوان نشان دهد.

در چین نیز شی جین‌پینگ احتمالاً در کنگره حزب در اواخر ۲۰۲۷ یک دوره پنج‌ساله دیگر تثبیت خواهد شد و اعضای جدید کمیسیون مرکزی نظامی را منصوب می‌کند. رهبری نظامی جدید که بیشتر بر اساس وفاداری ایدئولوژیک انتخاب شده باشد، شاید تمایل یا توانایی کمتری برای انتقال کامل هزینه‌ها و ریسک‌های استفاده از زور به شی داشته باشد.

مجموع این تحولات می‌تواند چشم‌انداز پکن را تیره‌تر کرده و تمایل آن را برای استفاده از ابزارهای سخت‌گیرانه‌تر افزایش دهد. اما بعید است قضاوت بنیادین چین را تغییر دهد؛ قضاوتی که معتقد است هزینه‌های اتحاد از طریق محاصره یا حمله آبی-خاکی همچنان بسیار سنگین است.

آنچه ممکن است چین را به استفاده از زور سوق دهد، این است که واشنگتن یا تایپه از خط قرمز اصلی پکن یعنی استقلال تایوان عبور کنند. اگر تایوان لای را دوباره انتخاب کند و پکن به این نتیجه برسد که او در حال حرکت به سمت استقلال رسمی است، به‌ویژه اگر هم‌زمان دولت آمریکا نیز به سمت به‌رسمیت‌شناختن دیپلماتیک تایوان یا احیای تعهدات دفاعی حرکت کند، شی جین‌پینگ ممکن است به این جمع‌بندی برسد که بازدارندگی شکست خورده و فرصت اتحاد مسالمت‌آمیز در حال از بین رفتن است.

با این حال، سناریوی محتمل‌تر این است که رهبران چین احساس کنند واشنگتن و تایپه به خط قرمز نزدیک شده‌اند اما هنوز از آن عبور نکرده‌اند. در چنین حالتی، پکن احتمالاً اقدامات شدیدتری مانند افزایش حضور گارد ساحلی، نیروی دریایی و هوایی خود در نزدیکی تایوان، از جمله ورود به محدوده ۱۲ مایل دریایی آب‌ها و حریم هوایی تایوان، را در پیش خواهد گرفت.

اگر چین بخواهد تنش را باز هم افزایش دهد، ممکن است نوعی قرنطینه اعمال کند که رفت‌وآمد تجاری هوایی و دریایی به جزیره را محدود و بازرسی کند. این اقدام می‌تواند به تغییر مسیر خطوط کشتیرانی پیرامون تایوان منجر شود و به پکن اجازه دهد بدون اجرای محاصره کامل یا آغاز جنگ مستقیم، فشار بیشتری بر تایپه وارد کند.

رهبران چین همچنان در حال سنجش هزینه‌ها و منافع مسیرهای مختلف برای حل مسئله تایوان هستند. تحولات سیاسی سال ۲۰۲۸ می‌تواند مفروضات اصلی راهبرد فعلی پکن مبتنی بر صبر را به چالش بکشد و شاید آن را به سمت گزینه‌های قهری‌تر سوق دهد. اما با توجه به نگاه چین به روندهای جاری و باورش به صعود تدریجی قدرت خود، پکن فعلاً عجله‌ای برای تصرف نظامی تایوان ندارد.

نظرات بینندگان