عبدالحسین متفقهی، مدرس و مشاور ساخت مستندهای حیات وحش: نبود سرمایه نباید مانع ساخت فیلم مستند شود
عبدالحسین متفقهی، مدرس و مشاور ساخت مستندهای حیات وحش در گفتگویی با اینتیتر از تجربیات و چالش های ساخت مستندهای حیات وحش در ایران گفت. او در بخشی از این گفتگو درباره تامین بودجه برای ساخت مستند مطرح کرد: نبود سرمایه نباید مانع ساخت فیلم مستند شود و در ادامه به ارائه راهکارهایی در این زمینه پرداخت.
اینتیتر - سحر سادات زمانی؛ مستند حیات وحش به عنوان یکی از برنامههای سرگرم کننده در عین حال آموزنده در سراسر دنیا شناخته میشود. سالانه مستندهایی درباره حیات وحش کشورهای مختلف ساخته و روانه بازار شبکههای تلویزیونی، پلتفرمهای نمایش خانگی و بازارهای بینالمللی میشود. اما در ایران کمتر شاهد ساخت مستند حیات وحش هستیم. همانطور که ساخت فیلم و مستند در ایران با چالشهایی همراه است، ساخت مستند حیات وحش به واسطه کمتر پرداخته شدن به آن، سختیهای بیشتری را به دنبال دارد.
در این راستا با عبدالحسین متفقهی، مدرس و مشاور ساخت مستندهای حیات وحش به گفتگو نشستیم و درباره تجربیات، چالش ها و راهکارهای ساخت مستند حیات وحش در ایران از او پرسیدیم. در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید.
- چه شد که به مستندهای حیات وحش علاقهمند شدید؟
عبدالحسین متفقهی در پاسخ به این سوال گفت: از دوران کودکی همواره به مستندهای حیات وحش علاقهمند بودم، چرا که در خانهی ما بهکرّات پخش میشد. هنگام تماشا، بیش از آنکه از خودِ مستند لذت ببرم، ذهنم درگیر تصور فیلمبردار و نحوهی ثبت آن صحنهها بود؛ به این ترتیب، این علاقه از کودکی در من شکل گرفت.
با این حال، در ایران آن زمان چنین حوزهای عملاً وجود نداشت؛ نه مستندی در این زمینه ساخته میشد و نه مستندسازی در این حوزه فعالیت میکرد. آگاهی عمومی نیز در این باره بسیار اندک بود.
در سال ۱۳۹۱، برنامهای تلویزیونی با محوریت حیات وحش و محیطزیست پخش میشد که اجرای مجری آن از کیفیت مطلوبی برخوردار نبود. همین موضوع مرا بر آن داشت که وبلاگی با عنوان «مستندسازی» راهاندازی کنم و به نقد نحوهی اجرای آن برنامه بپردازم و بهطور مستمر محتوایی در این زمینه منتشر کنم.
از طریق همین وبلاگ بود که با یکی از دوستان علاقهمند به این حوزه آشنا شدم. او برای نخستینبار مرا به طبیعت بکر برد و این نخستین مواجههی من با حیات وحش بود. دیدن یک برهمیش از فاصلهای نزدیک چنان مرا هیجانزده کرد که ناخواسته فریاد زدم و در نتیجه، آن گله رَم کرد. همین تجربه، سرآغاز جدیتر شدن فعالیت مشترک ما و ورود رسمیام به این صنعت بود.
چه چالشهایی را در دوران مستندسازی حیات وحش تجربه کردید؟
عبدالحسین متفقهی درباره چالشهای این حوزه عنوان کرد: چالشهای اصلی این مسیر بیشتر در حوزهی هزینههای مالی و دشواریهای اجرایی کار بوده است؛ از جمله لزوم اجاره یا خرید تجهیزاتی که امکان تهیهی آنها بهسادگی وجود نداشت، و همچنین صرف زمان قابلتوجه برای حضور در طبیعت و یافتن حیوانات.
اما آنچه معمولاً بهعنوان «خطر آسیب از سوی حیوانات» تصور میشود، از نظر من چالش محسوب نمیشود؛ بلکه بخشی از هیجان این حرفه است. مستندسازی حیات وحش را میتوان یکی از مشاغل ایمن دانست، زیرا در حالت طبیعی هیچ حیوانی به انسان حمله نمیکند و انسان طعمهی هیچ گونهای نیست، مگر در شرایط خاص مانند ترس، دفاع از فرزندان، گرسنگی شدید یا بیماری.
با این حال، یکبار برای تصویربرداری از شکار میش توسط گرگ، در مسیر تردد یک گلهی بزرگ گرگ (بیش از بیست قلاده) قرار گرفتیم و ناچار به عقبنشینی شدیم، که تجربهای هیجانانگیز و در عین حال محتاطانه بود.
نکتهی کلیدی در ایمنی این شغل، شناخت دقیق رفتارشناسی سوژه است؛ مثلاً ندادن تماس چشمی با برخی گونهها. به همین دلیل، بیشتر مستندسازان حیات وحش در دنیا بدون سلاح گرم کار میکنند.
- در کتابتان با عنوان «فیلم سازی با جیب خالی» مطرح کرده بودید که بدون سرمایه در این حوزه می شود کسب درآمد کرد، در این باره بیشتر توضیح بفرمایید؟
عبدالحسین متفقهی بیان کرد: همانطور که در کتابم نیز اشاره کردهام، ساخت مستند بدون سرمایهی اولیه، پیش از هر چیز، مستلزم یک طرز فکر درست است. اگرچه موضوع اصلی کتاب، ساخت مستندهای حیات وحش است، اما نکاتی که در آن مطرح میشود، از جمله چگونگی جذب سرمایه و ساخت فیلم بدون سرمایهی شخصی، در تمامی شاخههای مستندسازی قابل تعمیم است.
باید توجه داشت که نبود سرمایه نباید مانع ساخت فیلم شود، زیرا روشهای متنوعی برای تأمین مالی وجود دارد؛ از جمله سرمایهگذاری جمعی (کراودفاندینگ) و جذب اسپانسر. شخصاً از هر دو روش برای ساخت دو فیلم استفاده کردهام؛ فیلم دوم که با روش اسپانسری تأمین مالی شد، از نظر تأمین هزینهها بسیار سادهتر پیش رفت.
بنابراین، در صورت عدم موفقیت در ساخت یا فروش یک اثر به دلیل کمبود سرمایه، این موضوع بیشتر ناشی از ضعف در شناخت و بهکارگیری این روشهاست، نه نبود راهکار. بهعنوان نمونه، حتی در زمینهی تجهیزات نیز نیازی به خرید نیست و میتوان با هزینهای بسیار پایینتر، تجهیزات روز دنیا را اجاره کرد.
- ریسک کرایه تجهیزات برای افراد کم تجربه بالا نیست؟
عبدالحسین متفقهی پاسخ داد: همانطور که پیشتر اشاره کردم، بههیچوجه معتقد نیستم که این شغل، پرخطر و پرریسک باشد؛ دستکم از جنبهی حملهی حیوانات که پیشتر توضیح دادم.
اما از جنبهی دیگری، یعنی ورود به دل طبیعت خشن، صعود از کوههای صعبالعبور و حضور در مکانهای دشوار، چالشهایی وجود دارد؛ از جمله احتمال آسیبدیدن تجهیزات. با این حال، رعایت اصول سادهای میتواند این ریسک را بهحداقل برساند. برای نمونه، همواره دوربینها را با بند حمل میکنیم، حتی در مواردی که تجهیزات اجارهای فاقد بند هستند؛ زیرا سبک کاری ما بر پایهی همین اصول استوار است.
تاکنون در هیچیک از سفرهای کاریام، با وجود دشواری مسیرها، آسیبی به تجهیزات وارد نشده است. ما معمولاً سهپایه، دوربین و سایر تجهیزات را حتی در مسیرهای صعبالعبور نیز به همراه میبریم. دوربینهای مورد استفادهی من از نوع نیمهحرفهای به بالا و حرفهای هستند و از دوربینهای کوچک یا DSLR استفاده نمیکنم؛ همچنین از سهپایههای بزرگ بهره میگیرم. اگرچه این موارد کار را دشوارتر میکند، اما با برنامهریزی صحیح، مدیریت و جابهجایی تجهیزات به مقصد موردنظر، کاملاً امکانپذیر و قابل کنترل است.
نگهداری صحیح از تجهیزات، اصول مشخصی دارد که با آشنایی و آموزش قابل یادگیری است؛ در غیر اینصورت، احتمال آسیبدیدگی وسایل وجود خواهد داشت. در دورههای آموزشی، نحوهی کار با سهپایه، شیوهی نگهداری از دوربین، و روش مقابله با شرایطی مانند رطوبت و باران بهطور کامل آموزش داده میشود.
برای نمونه، در گذشته که دوربینها از نوار کاست استفاده میکردند، در شرایط مرطوب، این نوار به هد دوربین میچسبید و خارج نمیشد. راهحل آموزشی این بود که دستگاه در فضایی با دمای متعادل (داخل ساختمان) قرار گیرد تا هد، نوار را رها کند. این نوع مسائل صرفاً نیازمند آموزش تخصصی است.
به یاد دارم یکی از مستندسازان ایرانی مقیم آلمان که بیشتر در زمینهی عکاسی فعالیت میکرد، در گفتوگویی دربارهی دلایل ضعف مستندهای ایرانی، به اهمیت استفادهی صحیح از سهپایه اشاره کرد؛ نکتهای که در آن زمان برایم غریب مینمود. اما بعدها که وارد کار حرفهای شدم، دریافتم که حتی وسیلهای بهظاهر ساده مانند سهپایه، دنیایی از تجربه و دانش تخصصی در استفاده و نگهداری را در خود دارد.
- در بخش دیگری از کتاب نوشته شده بود، مستند حیات وحش نیازی به کارگردان ندارد؛ در این باره بیشتر بفرمایید؟
عبدالحسین متفقهی درباره نقش کارگردانی در سینمای مستند حیات وحش عنوان کرد: در سینمای داستانی، یک کارگردان مسئول هدایت کل روند کار و نظارت هنری بر تمامی مراحل تولید است. اما در مستندهای حیات وحش، این مفهوم از کارگردانی به همان شکل وجود ندارد؛ کارگردان نمیتواند به تصویربردار دستور دهد که فلان صحنه را از فلان زاویه و به شکلی مشخص ثبت کند. در واقع، برخی از کارشناسان این حوزه معتقدند که در مستند حیات وحش، حیوان روبهروی دوربین است که نقش هدایتکننده را ایفا میکند.
در این نوع مستندسازی، این خود تصویربردار است که در لحظه باید تصمیم بگیرد چه صحنهای را ثبت کند، از چه زاویهای استفاده کند، چه تنظیماتی را روی دوربین اعمال نماید، و کجا ضبط را آغاز یا متوقف کند.
آنچه در سطح جهانی رایج است اینگونه است که یک تهیهکننده وجود دارد که چارچوب کلی تصاویر موردنیاز را به تصویربردار ارائه میدهد و بر همین اساس، مستند شکل میگیرد. بنابراین، مفهومی که در سینمای داستانی از «کارگردانی» میشناسیم، در مستندهای حیات وحش به همان معنا وجود ندارد.
- با توجه به الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نسبت به مستند حیات وحش، میزان علاقهمندی مردم به این حوزه و پربازدید شدن این مدل محتوا را چقدر ارزیابی میکنید؟
عبدالحسین متفقهی در پاسخ به این سوال گفت: الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بر اساس علاقهمندی کاربران طراحی شدهاند؛ به این معنا که محتوایی که مخاطبان بیشتری به آن علاقه نشان میدهند، بازتاب گستردهتری مییابد. در ایران، به دلیل کمبود مستندسازان این حوزه، آثار محدودی تولید شده و در نتیجه، عموم مردم شناخت چندانی از این فضا ندارند و آنچه دیدهاند، عمدتاً مستندهای شبکههایی نظیر بیبیسی بوده است. به همین دلیل، این ژانر در ایران ضعیف مانده و تنها طی چند سال اخیر روند شکلگیری آن آغاز شده است.
در مقابل، عکاسی حیات وحش در ایران رشد چشمگیری داشته و عکاسان توانمند بسیاری در این زمینه فعالیت میکنند. با این حال، با وجود تنوع منحصربهفرد گونههای جانوری ایران، حوزهی تصویربرداری (فیلمبرداری) هنوز جایگاه واقعی خود را نیافته است؛ چراکه بسیاری از عکاسان، با وجود شناخت کامل از منطقه و سوژه، همچنان صرفاً به عکاسی بسنده میکنند. تفاوت اساسی در این است که در عکاسی، یک فریم موفق کافی است، اما در فیلمبرداری، باید دهها فریم بههم بپیوندند تا ثانیه، دقیقه و در نهایت روایت شکل بگیرد.
در صورت گسترش این نگرش و افزایش علاقهی عمومی، این ژانر میتواند در شبکههای اجتماعی داخلی نیز جایگاه شایستهای بیابد؛ در حالیکه در سطح جهانی، از پرطرفدارترین و پرسودترین شاخههای صنعت سینماست. بر همین اساس، برنامههایی برای اکران مستندهای روز دنیا با صدای اصلی در سینماها برگزار شد تا زمینهی آشنایی و جذب مخاطب فراهم گردد، که خوشبختانه نتایج مثبتی نیز به همراه داشت.
چه توصیهای به افرادی که دوست دارند وارد این حوزه شوند، میکنید؟
عبدالحسین متفقهی در پایان پاسخ داد: پیش از ارائهی توصیه به علاقهمندان این صنعت، نکتهای را برای عموم مخاطبان بیان میکنم: حس و لذتی که یک تصویربردار در طبیعت و از فاصلهی نزدیک با سوژه تجربه میکند، به هیچوجه از طریق مستند قابل انتقال به بیننده نیست و تصویربردار قادر نخواهد بود حتی بخشی از آن هیجان را به مخاطب منتقل کند. بنابراین، به تمامی علاقهمندان به طبیعت و حیوانات توصیه میکنم این تجربه را از نزدیک آزمایش کنند، چراکه هیجانی بینظیر به همراه دارد.
اما برای کسانی که قصد ورود جدی به این صنعت را دارند، پیشنهاد میکنم پیش از هر چیز، دانش لازم را در حوزههای جانورشناسی، پیمایش در طبیعت، جنبهی هنری و تجهیزات فنی کسب کنند.
کسب دانش کافی در این زمینهها، زمینهساز تبدیلشدن به یک مستندساز موفق در این حوزه خواهد بود.