بار ذهنی زنان چیست و چرا مادران بیشتر آن را به دوش میکشند؟
«برای شام چی داریم؟»، «پوشک بچه تموم نشده؟» یا «وقت دکترش رو گرفتی؟»؛ سوالهایی ساده که برای بسیاری از مادران فقط یک پرسش روزمره نیستند، بلکه یادآور مسئولیتی دائمی و نامرئیاند: مسئولیت فکر کردن، برنامهریزی کردن و پیشبینی نیازهای تمام اعضای خانواده. پدیدهای که به آن «بار ذهنی» گفته میشود و همچنان سهم زنان از آن بیشتر است.
به گزارش اینتیتر، «برای شام چی داریم؟»، «پوشک بچه تموم نشده؟» یا «وقت دکترش رو گرفتی؟»؛ سوالهایی ساده که برای بسیاری از مادران فقط یک پرسش روزمره نیستند، بلکه یادآور مسئولیتی دائمی و نامرئیاند: مسئولیت فکر کردن، برنامهریزی کردن و پیشبینی نیازهای تمام اعضای خانواده. پدیدهای که به آن «بار ذهنی» گفته میشود و همچنان سهم زنان از آن بیشتر است.
«لباس تمیزش کجاست؟»
«برای وقت بازی، دکتر یا بازدید از مهدکودکش هماهنگ کردی؟»
و شاید سوالی که برای بسیاری از مادران از همه آشناتر و آزاردهندهتر است:
«امشب برای شام چی داریم؟»
این سوالها ممکن است در ظاهر کاملاً معمولی باشند، اما برای بسیاری از زنان، بهویژه مادران شاغل، یادآور یک مسئولیت دائمی هستند؛ مسئولیت فکر کردن به همه چیز، پیشبینی کردن نیازهای دیگران و مطمئن شدن از اینکه زندگی خانوادگی بدون مشکل پیش میرود.
همین مسئولیت نامرئی است که از آن با عنوان «بار ذهنی» یاد میشود.
بار ذهنی موضوع تازهای نیست. زنان سالهاست درباره آن صحبت میکنند، اما همچنان در بسیاری از خانوادهها بخش بزرگی از مسئولیت برنامهریزی، سازماندهی و پیشبینی امور بر دوش زنان باقی مانده است.
بار ذهنی دقیقاً چیست؟
بار ذهنی را میتوان مجموعهای از کارهای فکری و عاطفی نامرئی دانست که برای اداره زندگی روزمره انجام میشوند.
بر اساس تعریف مطرحشده از سوی سازمان ملل، این مفهوم شامل کار ذهنی و عاطفی پنهانی است که پشت فهرست بیپایان کارهای زندگی قرار دارد؛ از مراقبت از دیگران و مدیریت خانه گرفته تا برنامهریزی و تقسیم وظایف.
مسئله فقط انجام دادن کارها نیست.
بار ذهنی یعنی کسی باید دائماً به این فکر کند که چه چیزی تمام شده، چه کاری باید انجام شود، چه زمانی باید برای آن اقدام کرد و چه کسی مسئول انجام آن است.
برای مثال، خرید پوشک شاید یک کار ساده باشد، اما بار ذهنی شامل این مراحل است: توجه به تعداد پوشکهای باقیمانده، پیشبینی زمان تمام شدن آنها، به خاطر سپردن نیاز کودک و در نهایت برنامهریزی برای خرید.
در بسیاری از خانوادهها، این بخش پنهان و دائمی کار همچنان بیشتر بر دوش زنان قرار دارد.
چرا زنان سهم بیشتری از بار ذهنی دارند؟
بسیاری از زنان، حتی زمانی که شاغل هستند یا درآمد اصلی خانواده را تأمین میکنند، همچنان مسئول اصلی برنامهریزی زندگی خانوادگی باقی میمانند.
یکی از پاسخهایی که گاهی از سوی مردان مطرح میشود این است که زنان در انجام همزمان چند کار توانایی بیشتری دارند یا اینکه «اگر به ما بگویید چه کاری انجام دهیم، انجام میدهیم».
اما همین جمله بخشی از مسئله را نشان میدهد.
وقتی یک نفر باید تشخیص دهد چه کاری لازم است، تصمیم بگیرد چه کسی باید آن را انجام دهد، وظیفه را توضیح دهد و سپس مطمئن شود که کار انجام شده، در واقع بخش مهمی از همان بار ذهنی را همچنان به دوش میکشد.
واگذاری یک کار نیز خودش کار است.
بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی ظرفها را میشوید یا چه کسی کودک را به مدرسه میرساند؛ مسئله این است که چه کسی دائماً به این فکر میکند که امروز چه کاری باید انجام شود و اگر انجام نشود، چه اتفاقی خواهد افتاد.
پژوهشها نیز نشان دادهاند مردان در صورت قرار گرفتن در نقش اصلی مراقبت از کودکان، میتوانند این مسئولیت را بهخوبی انجام دهند. بنابراین، مسئله را نمیتوان صرفاً به تفاوت ذاتی زنان و مردان در توانایی انجام چند کار همزمان نسبت داد.
بار ذهنی فقط مربوط به کارهای خانه نیست
لیا روپنر، استاد جامعهشناسی در دانشگاه ملبورن استرالیا و نویسنده کتاب «Drained»، معتقد است بار ذهنی فقط یک شکل ندارد و میتوان آن را به هشت نوع مختلف تقسیم کرد.
این هشت شکل عبارتاند از:
۱. سازماندهی زندگی: برنامهریزی امور روزمره، هماهنگی برنامهها و مدیریت کارهای خانواده.
۲. حمایت عاطفی: توجه به احساسات اعضای خانواده و تلاش برای حمایت از آنها.
۳. مراقبت از روابط: حفظ ارتباط با اعضای خانواده، دوستان و اطرافیان و توجه به مناسبتها و روابط اجتماعی.
۴. خلق لحظات خاص: برنامهریزی برای تولدها، تعطیلات، جشنها و سنتهای خانوادگی.
۵. کمک به ساختن رویاها: حمایت از علایق و اهداف اعضای خانواده، از ثبتنام کودکان در کلاس و ورزش گرفته تا کمک به دیگران برای دنبال کردن علاقههایشان.
۶. رسیدگی فردی: توجه به سلامت، تغذیه، ظاهر و سایر نیازهای شخصی اعضای خانواده.
۷. تأمین امنیت: فکر کردن به خطرات احتمالی و تلاش برای حفظ امنیت خانواده.
۸. مراقبت کلان: فکر کردن به وضعیت کلی خانواده و بررسی اینکه چه چیزهایی باید تغییر کند و چه چیزهایی میتواند مانند گذشته ادامه پیدا کند.
در سالهای اخیر، بسیاری از مردان نسبت به نسلهای گذشته مشارکت بیشتری در کارهای خانه و مراقبت از کودکان داشتهاند. با این حال، بخش قابل توجهی از مسئولیت برنامهریزی و مدیریت نامرئی امور خانوادگی همچنان بیشتر بر دوش زنان است.
این وضعیت میتواند در طول زمان به خستگی، فرسودگی و احساس نارضایتی منجر شود.
چگونه میتوان بار ذهنی را عادلانهتر تقسیم کرد؟
برای کاهش شکاف جنسیتی در بار ذهنی، نخستین قدم این است که کارهای نامرئی دیده شوند.
نباید تصور کرد تنها کارهایی که نتیجه فیزیکی مشخص دارند، «کار» محسوب میشوند. فکر کردن، برنامهریزی، پیشبینی و هماهنگی نیز بخشی از کار روزمره خانواده هستند.
برخی از راهکارهای پیشنهادی عبارتاند از:
- کنار گذاشتن کلیشههای جنسیتی درباره اینکه چه کسی باید مراقبت کند، برنامهریزی داشته باشد یا مسئول امور خانه باشد.
- صحبت کردن درباره کارهای نامرئی و مشخص کردن تمام وظایفی که برای اداره زندگی خانوادگی باید انجام شوند.
- آموزش مهارتهای خانهداری و مراقبت به کودکان، از جمله پسران، از سنین پایین.
- برنامهریزی مشترک برای نیازها و مسئولیتهای خانواده.
- تقسیم مسئولیتها بهگونهای که تنها انجام یک کار به فرد واگذار نشود، بلکه مسئولیت فکر کردن و مدیریت آن نیز میان اعضای خانواده تقسیم شود.
- پیگیری سیاستهای حمایتی بهتر برای والدین و مراقبان در محیط کار، از جمله مرخصی والدین و مرخصی خانوادگی.
مسئله فقط تقسیم کار نیست
بحث بار ذهنی در نهایت به این سوال ساده برمیگردد: چه کسی مسئول به خاطر سپردن همه چیز است؟
ممکن است در یک خانواده هر دو نفر در کارهای خانه مشارکت کنند، اما اگر یک نفر همچنان مدیر نامرئی تمام امور باشد، تقسیم کار لزوماً به معنای تقسیم مسئولیت نیست.
بار ذهنی زمانی واقعاً کاهش پیدا میکند که مسئولیت «فکر کردن درباره کارها» نیز تقسیم شود.
این یعنی یکی از اعضای خانواده فقط منتظر نماند تا به او گفته شود چه کاری انجام دهد. او باید بتواند نیاز را تشخیص دهد، برای آن برنامهریزی کند و مسئولیت انجامش را بر عهده بگیرد.
شاید همین تغییر ساده، فاصله میان «کمک کردن در خانه» و «مسئولیت مشترک داشتن برای اداره زندگی» باشد؛ تفاوتی که ظاهراً کوچک است، اما برای کسی که سالها ذهنش به یک فهرست تمامنشدنی از کارها تبدیل شده، تفاوت بسیار بزرگی ایجاد میکند.