مرشایمر: ایران مانع تحقق اهداف اسرائیل در منطقه است
جان مرشایمر معتقد است که ایران به یکی از مهمترین چالشهای راهبردی اسرائیل تبدیل شود؛ چراکه تقویت قدرت منطقهای ایران میتواند محاسبات امنیتی تلآویو را با محدودیتهای جدی مواجه کند.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در مجموعهای از گفتوگوهای اخیر خود به بررسی اهداف راهبردی اسرائیل در خاورمیانه، جایگاه ایران در محاسبات امنیتی تلآویو و پیامدهای ادامه جنگ برای آمریکا و کشورهای منطقه پرداخت.
به نقل از وبسایت رسمی مرشایمر، او با تشریح اهداف کلان اسرائیل در خاورمیانه معتقد است که ایران به دلیل برخورداری از قدرت نظامی قابل توجه و توانمندی فنی در حوزه هستهای، یکی از مهمترین موانع تحقق اهداف راهبردی اسرائیل به شمار میرود. با این حال، به اعتقاد وی، گسترش جنگ و وارد شدن کشورهای حاشیه خلیج فارس به یک درگیری فراگیر، لزوماً به سود اسرائیل نخواهد بود و حتی میتواند خسارات سنگینی به آنها وارد کند.
پنج هدف راهبردی اسرائیل در خاورمیانه از نگاه مرشایمر
این استاد علوم سیاسی در تشریح اهداف راهبردی اسرائیل در منطقه، پنج هدف اصلی را برشمرد.
به گفته مرشایمر، نخستین هدف اسرائیل گسترش قلمرو سرزمینی و تحقق طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» است؛ طرحی که به باور وی، علاوه بر سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل از سال ۱۹۴۸، کرانه باختری و نوار غزه، بخشهایی از لبنان و سوریه و احتمالاً مناطق دیگری را نیز در بر میگیرد.
وی دومین هدف را کاهش جمعیت فلسطینی در سرزمینهای مورد نظر دانست و با اشاره به سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیان، از گرایش جریانهای صهیونیستی به پاکسازی قومی سخن گفت.
مرشایمر سومین هدف اسرائیل را حفظ همسایگان ضعیف و وابسته به آمریکا عنوان کرد. به اعتقاد او، تلآویو تمایلی به مواجهه با کشورهای قدرتمند در پیرامون خود ندارد و ترجیح میدهد همسایگانی داشته باشد که از نظر نظامی و سیاسی توان محدودی داشته باشند و به واشنگتن وابسته بمانند.
وی جلوگیری از اشاعه تسلیحات هستهای در خاورمیانه را چهارمین هدف راهبردی اسرائیل دانست و تأکید کرد که اسرائیل خواهان حفظ جایگاه خود بهعنوان تنها قدرت هستهای منطقه است.
این نظریهپرداز روابط بینالملل، حفظ روابط نزدیک با آمریکا را پنجمین هدف اسرائیل برشمرد و گفت واشنگتن میتواند حمایتهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک گستردهای در اختیار تلآویو قرار دهد و در شرایط دشوار به کمک آن بشتابد.
چرا ایران مهمترین نگرانی امنیتی اسرائیل است؟
مرشایمر در ادامه با اشاره به جایگاه ایران در محاسبات امنیتی اسرائیل اظهار کرد که ایران از دو جهت با اهداف راهبردی تلآویو در تضاد قرار دارد؛ نخست، برخورداری از قدرت قابل توجه که مانع تحقق سیاست اسرائیل برای داشتن همسایگان ضعیف میشود و دوم، توانایی فنی ایران برای دستیابی به سلاح هستهای.
وی با اشاره به برنامه هستهای ایران گفت اگرچه تهران تاکنون تصمیمی برای ساخت سلاح هستهای نگرفته است، اما از ظرفیت فنی لازم برای حرکت در این مسیر برخوردار است.
به اعتقاد این استاد علوم سیاسی، همین دو مؤلفه باعث شده است ایران به یکی از مهمترین چالشهای راهبردی اسرائیل تبدیل شود؛ چراکه تقویت قدرت منطقهای ایران و احتمال دستیابی آن به توانمندی هستهای، میتواند محاسبات امنیتی تلآویو را با محدودیتهای جدی مواجه کند.
چرا جنگ فراگیر در خلیج فارس به زیان اسرائیل تمام میشود؟
مرشایمر در بررسی پیامدهای احتمالی گسترش جنگ در خاورمیانه، این دیدگاه را که ویرانی کشورهای منطقه میتواند به نفع اسرائیل باشد، رد کرد.
وی با اشاره به روابط اقتصادی و سیاسی اسرائیل با برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت تلآویو، برخلاف تصور برخی تحلیلگران، از تضعیف و ویرانی کامل این کشورها سودی نخواهد برد؛ زیرا روابط اقتصادی و همکاریهای منطقهای با کشورهایی مانند عربستان و امارات نیز برای اسرائیل اهمیت دارد.
این نظریهپرداز همچنین تأکید کرد که در صورت وقوع جنگ فراگیر، اسرائیل نمیتواند خود را از پیامدهای آن مصون بداند.
به گفته وی، ایران در صورت هدف قرار گرفتن، صرفاً به حمله به کشورهای حاشیه خلیج فارس بسنده نخواهد کرد و خود اسرائیل نیز در فهرست اهداف پاسخ متقابل قرار خواهد گرفت.
مرشایمر هشدار داد که درگیری گسترده میتواند زیرساختهای حیاتی منطقه، تأسیسات انرژی و شریانهای اقتصادی کشورهای خلیج فارس را در معرض آسیب جدی قرار دهد. وی همچنین احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات راهبردی اسرائیل، از جمله تأسیسات هستهای دیمونا، را از پیامدهای تشدید درگیری دانست.
ترامپ راهبردی برای پیروزی در جنگ با ایران ندارد
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از اظهارات خود به سیاستهای دونالد ترامپ در قبال ایران پرداخت و گفت تحرکات نظامی و تهدیدهای واشنگتن با هدف وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای آمریکا صورت میگیرد، اما شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد این سیاست به نتیجه مورد نظر کاخ سفید منجر خواهد شد.
مرشایمر با تفکیک تهدید نظامی از ورود واقعی به جنگ تصریح کرد که تهدید میتواند ابزاری برای تحت فشار قرار دادن طرف مقابل باشد، اما استفاده عملی از نیروی نظامی مستلزم داشتن راهبردی روشن برای دستیابی به اهداف تعیینشده است.
وی معتقد است دولت ترامپ هنوز توضیح روشنی درباره چگونگی دستیابی به اهداف خود از طریق حمله نظامی ارائه نکرده است.
به گفته او، اگر واشنگتن راهبرد مشخصی برای پیروزی در جنگ با ایران داشت، احتمالاً پیشتر وارد چنین درگیریای شده بود.
مرشایمر همچنین با اشاره به انتخابات میاندورهای آمریکا گفت ترامپ تمایلی ندارد پیش از برگزاری انتخابات وارد جنگی شود که میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای برای آمریکا داشته باشد. وی تأکید کرد که پاسخ متقابل ایران میتواند اقتصاد جهانی را با بحران جدی مواجه کند.
ایران آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده است
مرشایمر با اشاره به توان پاسخگویی ایران گفت تهران آمریکا را در موقعیتی قرار داده است که استفاده از گزینه نظامی برای واشنگتن با هزینهها و مخاطرات قابل توجهی همراه خواهد بود.
به اعتقاد وی، ایران میداند که حمله نظامی آمریکا میتواند به واکنشی گسترده منجر شود و همین مسئله قدرت مانور واشنگتن را محدود کرده است.
این نظریهپرداز روابط بینالملل همچنین با انتقاد از نبود توضیح روشن درباره اهداف و پیامدهای احتمالی عملیات نظامی آمریکا گفت هر راهبرد نظامی باید مشخص کند که چگونه قرار است با استفاده از نیروی نظامی، طرف مقابل به پذیرش خواستههای مورد نظر وادار شود؛ موضوعی که به گفته او در اظهارات مقامهای دولت ترامپ کمتر دیده میشود.
فرسودگی ارتش آمریکا و محدودیت قدرت نظامی واشنگتن
مرشایمر در بخش دیگری از این گفتوگوها، رویکرد آمریکا در استفاده از نیروی نظامی را مورد انتقاد قرار داد و گفت این کشور از پایان جنگ سرد و بهویژه پس از حملات ۱۱ سپتامبر، به استفاده گسترده از ابزار نظامی برای حل مسائل بینالمللی عادت کرده است.
وی با اشاره به پیامدهای جنگهای افغانستان و عراق اظهار کرد که تجربههای گذشته نشان داده است برخورداری از قدرت نظامی برتر لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی و راهبردی نیست.
این استاد علوم سیاسی همچنین درباره وضعیت نیروهای نظامی آمریکا گفت فشار و فرسایش واردشده به ارتش، بهویژه نیروی دریایی، قابل توجه است و ادامه درگیری در منطقه خلیج فارس برای چند ماه دیگر میتواند نگرانی فرماندهان ارشد نظامی را افزایش دهد.
به گفته مرشایمر، در میان نیروهای نظامی آمریکا نیز احتمالاً خستگی قابل توجهی از ادامه جنگ وجود دارد. وی همچنین معتقد است در بخشهایی از ساختار نظامی این کشور این احساس شکل گرفته که تصمیمگیرندگان اصلی، راهبرد مشخص و مؤثری برای مدیریت درگیریهای کنونی ندارند.
عقبنشینی ترامپ از حمایت نظامی مستقیم از عربستان در برابر انصارالله
مرشایمر در ادامه به تحولات یمن و درخواستهای عربستان سعودی برای دریافت کمک نظامی از آمریکا پرداخت.
وی گفت به اعتقاد او، ترامپ در ابتدا عربستان را به ورود به درگیری با نیروهای انصارالله تشویق کرد، اما پس از مواجهه ریاض با مشکلات نظامی، درخواستهای این کشور برای دریافت حمایت مستقیم آمریکا را نپذیرفت.
این استاد علوم سیاسی با اشاره به درخواستهای عربستان در روزهای دهم و هفدهم سپتامبر گفت مقامهای سعودی چندین بار برای دریافت کمک نظامی به واشنگتن مراجعه کردند، اما ترامپ با درخواستهای آنها موافقت نکرد.
مرشایمر همچنین با اشاره به تجربه درگیری مستقیم آمریکا با انصارالله در سال ۲۰۲۵، مدعی شد که واشنگتن از توان و مهمات کافی برای ورود مجدد به یک جنگ فرسایشی در یمن برخوردار نیست و چنین اقدامی میتواند منابع نظامی آمریکا را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد.
اشتباه ترامپ در ورود به جنگ علیه ایران
مرشایمر در بخش دیگری از اظهارات خود به وعدههای انتخاباتی ترامپ درباره پایان دادن به جنگهای بیپایان و پرهیز از تغییر حکومتها اشاره کرد.
وی گفت ترامپ هنگام ورود به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، بر کاهش تعهدات نظامی آمریکا و پایان دادن به درگیریهای خارجی تأکید داشت؛ رویکردی که با ورود واشنگتن به جنگ علیه ایران در تضاد قرار گرفته است.
به اعتقاد این نظریهپرداز، ترامپ پیش از آغاز جنگ از محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا آگاهی داشت، اما تصمیم به ورود به درگیری با ایران، واشنگتن را با شرایط دشواری مواجه کرده است.
آینده نتانیاهو و احتمال تغییر دولت در اسرائیل
مرشایمر در ادامه به تحولات سیاسی داخلی اسرائیل و آینده بنیامین نتانیاهو پرداخت و گفت در صورت موفقیت رقبای نخستوزیر فعلی در تشکیل دولت جدید، نتانیاهو با دو چالش مهم روبهرو خواهد شد.
به گفته وی، نخستین چالش، ازسرگیری روند رسیدگی به پروندههای قضایی نتانیاهو است که در دوران نخستوزیری او با تأخیر مواجه شده بود. مرشایمر احتمال محکومیت نخستوزیر فعلی اسرائیل را نیز مطرح کرد.
وی دومین چالش را تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل درباره وقایع هفتم اکتبر ۲۰۲۳ دانست و گفت دولت جدید احتمالاً چنین کمیسیونی را برای بررسی مسئولیتها و عملکرد مقامهای اسرائیلی تشکیل خواهد داد.
این استاد علوم سیاسی در عین حال تأکید کرد که تغییر دولت در اسرائیل لزوماً به معنای تغییر اساسی در سیاست خارجی این رژیم نخواهد بود و احتمالاً تفاوتها بیشتر در سطح تاکتیکی و شیوه اجرای سیاستها بروز خواهد کرد.