مرتضی اسدیمرام: تئاتر نباید صرفاً بهعنوان ابزاری برای تعلیم و تربیت دیده شود
مرتضی اسدیمرام تأکید میکند که تئاتر نباید صرفاً بهعنوان ابزاری برای تعلیم و تربیت دیده شود و معتقد است مفاهیم تربیتی زمانی میتوانند در ذهن کودک ماندگار شوند که در تار و پود قصه و جهان نمایش تنیده شده باشند.
اینتیتر - سحر سادات زمانی؛ تئاتر کودک و نوجوان در سالهای اخیر بیش از گذشته با مفاهیمی مانند آموزش، تربیت، انتقال پیامهای اخلاقی و اجتماعی گره خورده است؛ مسیری که اگرچه میتواند ظرفیتهای تربیتی تئاتر را فعال کند، اما همواره این پرسش را نیز به همراه دارد که مرز میان اثر هنری و یک اثر صرفاً آموزشی یا پیاممحور کجاست. از سوی دیگر، ورود شخصیتهای شناختهشده، اقتباس از انیمیشنها و توجه به جذابیتهای بصری، بخشی از تغییرات این حوزه برای جذب مخاطب کودک و نوجوان بوده است.
مرتضی اسدیمرام، نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر، در این گفتوگو درباره مرز آموزش و شعار در تئاتر کودک، وضعیت متن و درام در تولیدات این حوزه، ظرفیتهای اقتباس از انیمیشن و ادبیات، نقش تهیهکننده در انتخاب موضوع و همچنین شیوه ارزیابی میزان ارتباط آثار با دنیای واقعی کودکان صحبت کرده است. او در بخشی از این گفتوگو تأکید میکند که تئاتر نباید صرفاً بهعنوان ابزاری برای تعلیم و تربیت دیده شود و معتقد است مفاهیم تربیتی زمانی میتوانند در ذهن کودک ماندگار شوند که در تار و پود قصه و جهان نمایش تنیده شده باشند.
به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از تولیدات امروز تئاتر کودک و نوجوان به سمت آثار آموزشی، اخلاقی و پیاممحور رفتهاند. از نگاه شما مرز میان «آموزش» و «شعار دادن» در تئاتر کودک کجاست؟
اسدیمرام بیان کرد: در تئاتر کودک و نوجوان گونهها و شیوههای اجرایی بسیار متنوعی وجود دارد؛ از تئاتر خلاق و مشارکتی گرفته تا تئاتر پداگوژیک (تعلیمی)، تئاتر عروسکی، موزیکال و فانتزی و... اما نکته کلیدی این است که نباید به تئاتر صرفاً بهمثابه یک ابزار محض تعلیم و تربیت نگریست، هرچند که در ذات خود واجد کارکردهای عمیق تربیتی است.
تئاتر یک امکان هنری و ظرفیت زیباشناختی است که میتواند در بستر سرگرمی و جذابیت بصری، مفاهیم عمیق را نیز منتقل کند.
متأسفانه امروز از دو سو دچار آسیب هستیم؛ از یکسو آثاری که به ورطه سرگرمی صرف، مفاهیم سطحی و هیجان کاذب میافتند، در حالی که سرگرمی باید هدفمند باشد و کارکرد فکری-فرهنگی داشته باشد و از سوی دیگر، آثاری که سراغ نصیحت و پند مستقیم میروند.
واقعیت این است که کودک نصیحت مستقیم را پس میزند، چراکه اگر پیامی در تاروپود قصه و جهان داستان تنیده نشود، در ناخودآگاه مخاطب رسوب نمیکند. اگر قرار بر مستقیمگویی و شعار دادن بود، نیازی به زبان صحنه، استعاره و جادوی تئاتر نداشتیم. هنر تئاتر دقیقاً در همین نمایشی کردن مفاهیم و پرهیز از بیانیهخوانی نهفته است.
شما هم در جایگاه هنرمند و هم در جایگاه تهیهکننده فعالیت داشتهاید. بر اساس تجربهتان، چرا بخش مهمی از تئاتر کودک و نوجوان ایران هنوز از نظر کیفیت متن و درام با استانداردهای جهانی فاصله دارد؟
این نویسنده و کارگردان تئاتر اظهار داشت: من چندان با این پیشفرض که جریان کلی ما فاصله غیرقابل جبرانی با استانداردها دارد، موافق نیستم. ما در حوزه تئاتر کودک، نمایشنامهنویسان، کارگردانان و طراحان بسیار شاخصی داریم که بارها در فستیوالها و صحنههای بینالمللی درخشیدهاند و جریانساز بودهاند. شاید به نسبت وسعت کشور و خیل فارغالتحصیلان، تعداد این چهرههای تراز و ستارههای درخشان محدود باشد، اما تأثیرگذاری آنها غیرقابل انکار است.
امروز زیرساختهای رویدادی و صنفی قابلتوجهی در کشور فعال است؛ جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان، بخش کودک و نوجوان جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک، بخش کودک جشنواره تئاتر خیابانی مریوان، جشنواره ملی کودک رضوی و جشنوارههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، همگی بسترهایی برای انتقال تجربه و تبادل دانش هستند. وجود سالنهای تخصصی، تشکلهایی چون کانون نمایشگران کودک، بنیاد ادبیات نمایشی کودک و نوجوان و انجمنهای تخصصی نیز نشان از پویایی این عرصه دارد.
البته این به معنای بینیازی از رشد نیست؛ ما همچنان باید به سمت ارتقای متون نمایشی، شناخت الگوهای نوین درام و تسلط بر روانشناسی مخاطب امروز حرکت کنیم. اما در مقایسه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه، تئاتر کودک ایران از بنیه اجرایی و ظرفیت هنری کاملاً قابل دفاعی برخوردار است و مشخصاً سالها برنامهریزی و سرمایهگذاری هدفمند برای رشد تئاتر کودک انجام شده است.
در سالهای اخیر، اقتباس از انیمیشن و شخصیتهای شناختهشده هم وارد تئاتر کودک شده است. به نظر شما این مسیر میتواند به جذب مخاطب کودک کمک کند یا خطر آن وجود دارد که تئاتر کودک به نسخه صحنهای محصولات تصویری تبدیل شود و هویت مستقل خودش را از دست بدهد؟
اسدیمرام افزود: اقتباس، چه از کتاب و ادبیات کهن و چه از فیلم و انیمیشن، یک فرصت استثنایی برای تکمیل زنجیره مصرف کالای فرهنگی و عمق بخشیدن به تجربه مخاطب است. در دنیا تجربههای بسیار موفقی از تبدیل انیمیشنها به تئاترهای صحنهای یا اقتباسهای آزاد وجود دارد که هم دایره مخاطبان تئاتر را گسترش داده و هم ارزش افزوده ایجاد کرده است.
با این حال، در ایران با وجود پیشرفتهای چشمگیر در صنعت انیمیشنسازی، در حوزه اقتباس تئاتری از آثار بومی گامهای محدودی برداشتهایم. نمایشی مثل «سورنا در کارخانه اسباببازیها» (اقتباس از انیمیشن «لوپتو») محصول سوره امید، از معدود تجربههای خوب و قابل اعتنا در این زمینه بود.
در مقابل، در اقتباس از انیمیشنهای خارجی با طیف ناهمگونی از تجربهها مواجه بودهایم؛ از تولیدات فاخر و استاندارد در سالنهایی چون تالار وحدت گرفته تا اجراهای شتابزده، ضعیف و فاقد کمترین ارزشهای هنری در برخی سالنهای خصوصی با بلیتهای گرانقیمت.
شاید بخشی از این گرایش به شخصیتهای خارجی، ناشی از مسأله کپیرایت باشد. عدم شمول قانون کپیرایت برای آثار خارجی در داخل کشور، ریسک اقتصادی سرمایهگذار را کاهش میدهد و استفاده از کاراکترهای آماده و جهانی را برای بازگشت سرمایه جذابتر میکند. در حالی که برای انیمیشنهای ایرانی الزامات حقوقی و نظارتی وجود دارد.
از طرفی ما عروسکسازان و طراحان فوقالعاده توانمندی داریم که بارها ثابت کردهاند میتوانند متریال و تنپوشهای باکیفیت و بسیار نزدیکی به کاراکترهای محبوب خلق کنند. اگر سیاستگذاری حمایتی و درستی صورت گیرد، اتصال صنعت انیمیشن بومی به صحنه تئاتر میتواند جهش بزرگی در اقتصاد هنر کودک ایجاد کند.
شما بهعنوان تهیهکننده چطور تشخیص میدهید یک موضوع واقعاً برای کودک جذاب و دراماتیک است و صرفاً به این دلیل انتخاب نشده که از نظر فرهنگی یا سازمانی «موضوع مناسبی» به نظر میرسد؟
این کارگردان و نویسنده تئاتر عنوان کرد: تولید تئاتر یک فرآیند چندوجهی و تیمی است. نمایشنامهنویس، کارگردان، دراماتورژ، طراحان و عوامل اجرایی هرکدام نقشی تعیینکننده دارند و هرچه این ترکیب حرفهایتر و پختهتر باشد، خروجی با استاندارد بیشتری خواهد بود. از سوی دیگر، کیفیت سالن، صندلی مناسب و امکانات نوری و صوتی استاندارد نیز بخشی از زیست و تجربه تئاتری کودک را شکل میدهد.
در مواجهه با سازمانها و سفارشدهندگان، خواه موضوع مصرف بهینه انرژی و آب باشد، خواه آموزشهای شهروندی، دینی و اخلاقی، اغلب نگاهی ابزاری به مدیوم تئاتر وجود دارد. هنر تهیهکننده و تیم تولید این است که اجازه ندهند تئاتر از کارکرد هنری خود تهی شود.
باید این باور را ایجاد کرد که تئاتر یک ظرفیت خلاقانه است؛ اثری میتواند در عین شادابی، جذابیت بصری و کشش داستانی، عمیقترین دغدغههای سازمانی و تربیتی را هم پاسخ دهد.
ضمن اینکه هنرمندان جدی و شناسنامهدار تئاتر کودک خودشان پیشگامان ترویج اخلاق، احترام، سبک زندگی سالم و خلق قهرمانهای مثبت و امیدبخش هستند و اساساً نیازی به رویکردهای غیرهنری ندارند.
از نظر شما اگر کودکان امروز بتوانند صریحاً درباره آثاری که برایشان تولید میکنیم نظر بدهند، فکر میکنید چند درصد از تولیدات فعلی تئاتر کودک را واقعاً انتخاب میکنند؟
اسدیمرام در پایان گفت: اگرچه امروز در سایتهای فروش و فضاهای مجازی بازخوردهای زیادی از نمایشها ثبت میشود، اما این نظرات بیشتر بازتاب نگاه والدین و تجارب حاشیهای بزرگسالان از فضای سالن و اجراست. حتی نظرسنجیها و مصاحبههای ویدیویی پس از اجرا نیز اغلب گزینششده و تبلیغاتی هستند.
کودک واکنش خود را در لحظه و در تعامل با صحنه نشان میدهد؛ با درگیر شدن در قصه، خندهها، سکوتها و شگفتزدگیهایش.
برای ارزیابی اینکه آیا اثری واقعاً منطبق بر نیاز، دنیای ذهنی و سلیقه نسل جدید است یا خیر، بیش از نظرسنجیهای صوری، نیازمند ارزیابی منتقدان تخصصی و پژوهشگرانی هستیم که به موازات جنبههای زیباییشناختی و دراماتیک، بر روانشناسی و مختصات کودک امروز اشراف دارند.
آنها هستند که میتوانند بسنجند آیا اثر توانسته به جهان واقعی کودک نفوذ کند یا صرفاً یک سرگرمی زودگذر بوده است.