دختر ۲۰ ساله ۳ روز صیغه مرد ۷۰ ساله شد | داستان تلخ محبوبه از ازدواجش

کد خبر : ۴۵۶۷۱۶
دختر ۲۰ ساله ۳ روز صیغه مرد ۷۰ ساله شد | داستان تلخ محبوبه از ازدواجش

ماجرای عجیب صیغه ۳ روزه دختر ۲۰ ساله با مرد ۷۰ ساله را در این مطلب بخوانید.

به گزارش اینتیتر به نقل از رکنا، سمیرا، زن ۲۷ ساله‌ای که همراه خواهرش به دفتر وکالت آمده بود، هنوز روی صندلی ننشسته، شروع به روایت ماجرایی کرد که سال‌ها زندگی خانواده‌شان را تحت تأثیر قرار داده بود.

او گفت در روستای آنها از گذشته این باور وجود داشت که دختر باید پیش از ۱۳ سالگی نامزد شود، در غیر این صورت «بختش بسته می‌شود» و دیگر خواستگار مناسبی پیدا نمی‌کند. مردم روستا نیز خود را به دو گروه «ده بالا» و «ده پایین» تقسیم می‌کردند و بسیاری از خانواده‌های فقیر، این تفاوت را سرنوشت خود می‌دانستند.

خواهرش محبوبه نیز قربانی همین باورها شد. سال‌ها به او گفته بودند که شب تولدش «آل» بختش را بسته و تنها زمانی ازدواج خواهد کرد که مردی همسرش را از دست داده باشد. همین خرافه باعث شد وقتی «حاج نادر»، مردی ثروتمند و همسن پدر محبوبه که همسرش فوت کرده بود، به خواستگاری آمد، خانواده بدون توجه به اختلاف سنی و شرایط ازدواج، پیشنهاد او را بپذیرند.

سمیرا در حالی که اشک‌های محبوبه را می‌دید، ادامه داد: باورهای اشتباه آن‌قدر در خانواده ما ریشه داشت که تنها شرط پذیرش خواستگار، فوت همسر قبلی او بود. امام جماعت روستا صیغه عقد را جاری کرد و قرار شد عقد رسمی و تعیین مهریه بعداً در شهر انجام شود.

محبوبه با امید آغاز زندگی مشترک راهی خانه همسرش شد، اما هنوز سه روز از ازدواج نگذشته بود که صبح زود، کارگر حجره حاج نادر در خانه را زد و گفت: «حاجی گفته یک ساعت دیگر در بازار زرگرها منتظر باشید.»

محبوبه تصور می‌کرد همسرش می‌خواهد برایش طلا بخرد و مراسم ساده عروسی را جبران کند، اما وقتی به محل قرار رسید، به جای حاج نادر، راننده او را دید که یک چمدان و پاکتی به دستش داد.

او نامه را باز کرد و با سواد اندکش فهمید در آن نوشته شده است: «ازدواج ما صیغه موقت سه‌ماهه با مهریه یک سکه بوده است. باقی مدت صیغه را به تو بخشیدم و همان یک سکه هم داخل چمدان گذاشته‌ام.»

محبوبه با چشمانی اشکبار گفت: «به خدا هیچ‌کس نگفت این ازدواج صیغه موقت است. امام جماعت فقط صیغه عقد را خواند و هیچ صحبتی از مدت سه‌ماهه نکرد. خود حاج نادر هم گفته بود بعد از پیدا کردن روزی مناسب، عقد را در شهر رسمی می‌کنیم و مهریه را تعیین خواهیم کرد.»

پس از شنیدن این روایت، وکالت محبوبه را پذیرفتم و با استناد به مواد ۱۰۶۲، ۱۰۸۷ و ۱۰۹۹ قانون مدنی و شهادت حاضران در مسجد، دادخواست اثبات زوجیت دائم و تعیین مهرالمثل را تنظیم کردم. برای استحکام بیشتر پرونده نیز استفتای امام خمینی(ره) را ضمیمه دادخواست کردم که در چنین شرایطی، اصل را بر وقوع عقد دائم می‌داند.

نظرات بینندگان