فرار مغزها و ناامیدی نیروی کار، از بدترین پیامدهای تعلیق جنگی است | تعلیق و سردرگمی، امکان انتخاب مسیر درست را میگیرد | فرهنگ جوامع جنگدیده تفاوت بنیادین پیدا میکند
یک جامعهشناس، در گفتوگو با فرارو هشدار میدهد که سایه جنگ، جوانان را به آینده بدبین کرده و تصمیم برای ازدواج و فرزندآوری را تحت تاثیر قرار داده است. او میگوید: «چرا با وجود همه تشویقهایی که صورت گرفته، جوانان ازدواج نمیکنند؟ چون میگویند در شرایطی که جنگ وجود دارد، با فرزند خود چه باید بکنیم؟»
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، امتداد جنگ الزاماً همراه با صدای انفجار نیست؛ جامعه پیش از شروع حمله، سایه آن را بر روزمرگی خود حس میکند.
در وضعیت تعلیق، نه شیپور جنگ به صدا درآمده و نه آرامش آنقدر پایدار است که بتوان بر پایه آن برای آینده برنامهریزی کرد. با این وصف، زیست اجتماعی و تابآوری جامعه زیر سایه احتمال مداوم جنگ چگونه تغییر میکند؟
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفتوگو با فرارو تأکید میکند که تخریب واقعی جنگ در فرسایش هنجارها، تعلیق تصمیمهای نسل جوان و فرار نیروهای استراتژیک نهفته است.
جنگ بر جامعه و تاریخ آن اثر میگذارد
قراییمقدم با اشاره به ابعاد مختلف تاثیر جنگ بر جامعه به فرارو میگوید: «اصولا جنگ یکی از بدترین عواملی است که در تمام زمینههای اجتماعی تاثیر میگذارد. اعم از اقتصاد و سیاست گرفته تا فرهنگ و روح و روان جامعه. از دیدگاه روانشناسان اجتماعی نیز جنگ بر جامعه و تاریخ آن تاثیر میگذارد.»
او در توضیح تاثیر جنگ بر نگرش عمومی جامعه ادامه میدهد: «بنابراین، جنگ بهطور کلی جامعه را از یک جهت به تفکر وامیدارد، نوعی بازاندیشی ایجاد میکند و نگرش تازهای به وجود میآورد. جنگ دیدگاه جامعه را نسبت به امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و همچنین آینده جامعه، چشمانداز آن و مسیری که پیش رو دارد، دگرگون میکند.»
فرهنگ جوامع جنگدیده با جوامع جنگندیده متفاوت است
این جامعهشناس با بیان اینکه تجربه جنگ میتواند از برخی جهات به تغییر نگرش جامعه منجر شود، میگوید: «این مسئله از بعضی جهات مفید است؛ زیرا جامعهای که جنگ را تجربه کرده، در مقایسه با جوامعی که جنگ را ندیدهاند و در آرامش بودهاند، دیدگاه متفاوتی دارد.»
با این حال، قراییمقدم تاکید میکند که این تغییر نگرش نباید باعث نادیده گرفتن آثار مخرب جنگ شود. او در اینباره میگوید: «از نظر جامعهشناسی جنگ، آثار منفی جنگ بسیار گسترده است. جنگ اثرات روحی و روانی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر جامعه میگذارد و آن را دچار تشویش میکند.»
او با اشاره به اینکه پیامدهای جنگ تنها به دوره درگیری محدود نمیشود، میافزاید: «مضرات جنگ بسیار زیاد است. به همین دلیل، امروزه جوامع توسعهیافته کوشش میکنند وارد چنین شرایطی نشوند. البته درباره کشورهایی مانند آمریکا و روسیه و دیگر کشورها بحث جداگانهای وجود دارد، اما برای سایر کشورها این نگرش متفاوت است.»
این استاد دانشگاه در ادامه، اقتصاد را یکی از نخستین عرصههای آسیبپذیر در شرایط جنگی میداند و توضیح میدهد: «جنگ اقتصاد جامعه را مشوش میکند، به هم میریزد و دگرگون میسازد. در تمام زمینههای اجتماعی، از جمله ازدواج و طلاق، دیدگاه جوانان و چشماندازشان نسبت به آینده تغییر ایجاد میکند. از نظر فرهنگی نیز عناصر فرهنگی جامعه تحت تاثیر قرار میگیرند و تغییر میکنند. از این روست که فرهنگ جوامع جنگدیده با جنگ نادیده متفاوت است.»
تاثیر جنگهای پیاپی در طول تاریخ
قراییمقدم با اشاره به تجربه تاریخی ایران از جنگهای متعدد میگوید: «متاسفانه کشور ما در طول تاریخ همواره با جنگ روبهرو بوده است. از جنگ با یونان و روم گرفته تا حمله اعراب و مغولها. همه این جنگها جامعه ما را به عقب راندهاند، بر آن تاثیر گذاشتهاند و زیانهای زیادی به جامعه ایران وارد کردهاند.»
او در ادامه، نقش چهرههای فرهنگی و ادبی را در حفظ ارزشها و هنجارهای جامعه مورد توجه قرار میدهد و میگوید: «خوشبختانه افرادی مانند فردوسی باعث شدند کشور ما ارزشها و هنجارهای فرهنگی گذشته خود را حفظ کند.»
ما فردوسی داشتیم و مصر نداشت
او برای توضیح این موضوع به روایتی درباره مقایسه ایران و مصر اشاره میکند: «به نقل از سردبیر روزنامه الاهرام، از او پرسیده بودند چرا شما با فرهنگ و تمدن نههزارساله یا هشتهزارساله خود، تحت تأثیر فرهنگ اعراب قرار گرفتید؟ پاسخ داده بود: ما فردوسی نداشتیم.»
جنگ منجر به گسترش فرهنگ ایران به سایر نقاط جهان شد
قراییمقدم تاکید میکند: «بهطور کلی، جنگ پدیدهای زیانبار است و کشور ما نیز در طول تاریخ متحمل خسارتهای ناشی از آن شده است.»
قراییمقدم در ادامه، به دیدگاههای مطرحشده در حوزه فرهنگشناسی درباره خاستگاههای تمدن بشر اشاره میکند و میگوید: «از نظر فرهنگشناسی، سه منطقه در جهان از مهدهای تمدن و فرهنگ بشر به شمار میروند: مصر، ایران و یونان.»
او در توضیح این دیدگاه میافزاید: «منظور از ایران، محدوده گستردهتری است که بینالنهرین، تا اکد و بابل و مناطقی مانند موصل و کرکوک را نیز در بر میگیرد.»
او ادامه میدهد: «بر اساس دیدگاههای موجود، فرهنگ و تمدن از این مناطق به سایر نقاط جهان گسترش پیدا کرده است، هرچند هند و چین نیز در این بحث مطرح هستند. در آمریکا، فرانتس بوآس در عین پذیرش برخی از این دیدگاهها، بر این نکته تاکید میکند که فرهنگهایی که از این مناطق به سایر نقاط جهان رفتهاند، در طول مسیر با خردهفرهنگها برخورد کرده و در نتیجه تغییر یافتهاند.»
ژاپن پس از جنگ به بازنگری در نگرش فرهنگی خود رسید
قراییمقدم با بازگشت به موضوع جنگ، تاکید میکند: «جنگ فرهنگ جامعه را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. جامعهای که پیش از آن با جنگ آشنا نبوده و در آرامش زندگی کرده است، پس از تجربه جنگ تغییر میکند. برای مثال، جامعه ژاپن پس از بمباران و حوادثی مانند هیروشیما، از نظر نگرش و فرهنگی دچار تغییر شد.»
او میافزاید: «تصور کنید که دیدگاهی همچون هاراگیری پس از 1945 به شکل بنیادین تغییر کرد. در آن دوران عقیده ژاپن بر آن بود که باید ژاپنی بمانیم اما از فرهنگ و تمدن غرب نیز عقب نمانیم.»
قراییمقدم در ادامه گفتوگو، با تاکید بر آثار جنگ بر نسل جوان میگوید: «جنگ بهطور کلی برای جامعه زیانبار است. اکنون جامعه دچار سردرگمی شده است. مسئله ازدواج دچار اختلال شده، مسئله باروری تحت تاثیر قرار گرفته و چشمانداز جوانان نسبت به آینده تغییر کرده است.»
این جامعهشناس با اشاره به مسئله فرار مغزها میگوید: «شما به خبرنگاران، پرستاران، معلمان و افرادی که تخصصهای فنی دارند توجه کنید. یکی از بدترین پیامدهای جنگ این است که فرار مغزها را گسترش میدهد و نیروی کار را مایوس میکند.»
جوانان بیش از سایر اقشار جامعه تحت تاثیر جنگ هستند
قرایی مقدم میافزاید: «اکنون پرستاران، پزشکان، متخصصان و نیروهای راهبردی و استراتژیک که برای جامعه فکر و برنامهریزی میکنند، همگی تحت تاثیر قرار میگیرند. جامعهای که درگیر جنگ است، آرامش ندارد و افراد، بهویژه نسل جوان، تلاش میکنند از آن فاصله بگیرند و راهی برای فرار از این شرایط پیدا کنند.»
این جامعهشناس درمورد احتمال کرختی جوانان در جامعه میگوید: «جوان ذاتا جویای چیزهای تازه و نوآوری است. اما جنگ میتواند ناامیدی را به دنبال بیاورد و موجب سرخوردگی شود.»
او معتقد است: «این سرخوردگی ممکن است باعث شود فرد دچار رخوت شود و ناامیدی بر زندگی او سایه بیندازد.»
قراییمقدم در ادامه میگوید: «چرا با وجود همه تشویقهایی که صورت گرفته، جوانان ازدواج نمیکنند؟ چون میگویند در شرایطی که جنگ وجود دارد، با فرزند خود چه باید بکنیم؟ چه زمانی قرار است جنگ تمام شود و ما به آرامش برسیم؟»
این استاد دانشگاه در پایان، با اشاره بر پیامدهای نبود چشمانداز روشن برای زندگی میگوید: «ناتوانی در برنامهریزی و سردرگمی باعث میشود افراد سرخورده شوند و نتوانند مسیر درست را انتخاب کنند. در نتیجه، ممکن است در زندگی دچار خطا شوند. وقتی فرد، بهویژه یک جوان، برنامهای برای آینده خود ندارد، احتمال آن وجود دارد که با انواع آسیبهای اجتماعی مواجه شود.»