فکری که دیگر اتفاق نیفتاد؛ هزینه پنهان هوش مصنوعی برای ذهن انسان

کد خبر : ۴۶۳۱۵۴
فکری که دیگر اتفاق نیفتاد؛ هزینه پنهان هوش مصنوعی برای ذهن انسان

یک پژوهش جدید از دانشگاه کالیفرنیا درباره تأثیر استفاده از هوش مصنوعی بر حل مسئله، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: وقتی هوش مصنوعی به جای ما بخشی از فرایند فکر کردن را انجام می‌دهد، چه فکری دیگر در ذهن ما شکل نمی‌گیرد؟

به گزارش اینتیتر، یک مقاله پژوهشی جدید از دانشگاه کالیفرنیا اخیراً ذهنم را به خود مشغول کرده است. این مطالعه بررسی می‌کند که بزرگسالان چگونه با کمک هوش مصنوعی و بدون آن، مسائل و معماها را حل می‌کنند.

به گزارش سایکولوژی تودی، در این پژوهش، برخی شرکت‌کنندگان می‌توانستند برای حل مسائل از هوش مصنوعی کمک بگیرند و برای این کمک، هزینه‌های متفاوتی در نظر گرفته شده بود. گروهی دیگر بدون کمک AI کار می‌کردند. پس از آن، دسترسی به هوش مصنوعی از شرکت‌کنندگان گرفته شد و آنها دوباره مورد آزمایش قرار گرفتند.

نتیجه‌گیری نویسندگان این بود که اگرچه کمک هوش مصنوعی می‌تواند در کوتاه‌مدت عملکرد انسان را بهبود دهد، ممکن است در بلندمدت به رشد مهارت‌ها آسیب بزند؛ به‌ویژه زمانی که هوش مصنوعی جایگزین استدلال مستقل انسان شود.

اما جالب‌ترین نتیجه پژوهش برای من صرفاً این نبود که هوش مصنوعی می‌تواند عملکرد افراد را بهتر کند. مسئله مهم‌تر چیزی بود که پس از پایان کمک هوش مصنوعی اتفاق افتاد.

افرادی که زمان بیشتری را صرف فکر کردن مستقل می‌کردند، حتی در شرایطی که امکان استفاده از AI برایشان وجود داشت، رشد بیشتری در توانایی‌های پایه خود نشان دادند. صرفاً تعداد دفعاتی که افراد از هوش مصنوعی کمک می‌گرفتند، به اندازه میزان تفکر مستقل آنها پیش‌بینی‌کننده رشد مهارت نبود.

فکری که دیگر شکل نمی‌گیرد

به نظر می‌رسد ما هوش مصنوعی را عمدتاً بر اساس چیزی که تولید می‌کند ارزیابی می‌کنیم: پاسخ، ایمیل، تحلیل یا هر خروجی دیگری.

این معیار منطقی است. اما تقریباً تمام توجه ما را روی «محصول نهایی» متمرکز می‌کند، در حالی که محصول نهایی لزوماً همان فرایند شناختی نیست.

شاید پرسش دیگری در زیر این خروجی‌ها پنهان شده باشد:

اگر هوش مصنوعی حضور نداشت، چه فکری در ذهن انسان شکل می‌گرفت؟

پاسخ دادن به این سؤال دشوار است، چون چیزی که هرگز اتفاق نیفتاده، اثری از خود باقی نمی‌گذارد.

فکری که شکل نگرفته، پیش‌نویسی ندارد، روی کاغذ خط‌خورده‌ای از آن باقی نمی‌ماند و نمی‌توان آن را بررسی کرد. یک مدل زبانی بزرگ پاسخ را در اختیار ما می‌گذارد و در نتیجه، فضای شناختی‌ای که می‌توانست با «تقلا و تلاش انسانی برای حل مسئله» پر شود، ممکن است اساساً ناپدید شود.

اهمیت پژوهش جدید دقیقاً در همین نقطه است.

این مقاله نشان نمی‌دهد که استفاده از هوش مصنوعی انسان‌ها را کم‌هوش‌تر می‌کند. نویسندگان نیز در این زمینه محتاط هستند. آزمایش‌ها روی یک کار مشخص و در بازه زمانی کوتاهی انجام شده‌اند.

اما یافته‌ها نشان می‌دهند که رشد مهارت ممکن است با میزان استدلال مستقلی که در زمان در دسترس بودن هوش مصنوعی همچنان در ذهن انسان ادامه پیدا می‌کند، ارتباط داشته باشد.

دو کلمه در اینجا اهمیت ویژه‌ای دارند: استقلال و بقا.

چه چیزی در ذهن انسان باقی می‌ماند؟

سال‌هاست فناوری را ابزاری برای حذف اصطکاک می‌دانیم. سریع‌تر، بهتر و با مراحل کمتر، شعار همیشگی فناوری بوده است.

امروز هوش مصنوعی شاید قدرتمندترین نمونه این رویکرد باشد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: AI می‌تواند اصطکاک را از خود فرایند فکر کردن حذف کند.

در حالی که شاید بخشی از این اصطکاک شناختی، کارکرد مهمی داشته باشد.

مکث‌ها، اشتباهات و تلاش‌های ابتدایی ذهن در فرایند شکل‌گیری یک ایده، زمانی که هدف فقط رسیدن به پاسخ باشد، ناکارآمد به نظر می‌رسند. اما همین تلاش‌های ظاهراً ناکارآمد ممکن است بخشی از فرایندی باشند که ذهن از طریق آن تغییر می‌کند و رشد می‌یابد.

پژوهشگران در این مطالعه یکی از معیارهای خود را «سهم کارِ انفرادی» یا Solo Share نامیده‌اند. منظور، به‌طور ساده، میزان زمانی است که افراد پیش از مراجعه به هوش مصنوعی، به‌تنهایی به استدلال و حل مسئله ادامه می‌دهند.

هرچه این سهم بیشتر بود، رشد مهارت نیز بیشتر بود.

بنابراین شاید متغیر تعیین‌کننده این نباشد که چقدر از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم، بلکه این باشد که چه مقدار تفکر انسانی همچنان در فرایند باقی می‌ماند.

این موضوع می‌تواند مسیر بحث درباره هوش مصنوعی را تغییر دهد.

هزینه شناختی AI همیشه دیده نمی‌شود

هزینه شناختی استفاده از هوش مصنوعی ممکن است به‌سختی قابل مشاهده باشد، چون خروجی نهایی می‌تواند بسیار خوب به نظر برسد.

مقاله نوشته شده است. معما حل شده است. کار به پایان رسیده و خروجی نهایی مرتب و کامل است.

تمام چیزهایی که قابل مشاهده‌اند، یعنی همین محصولات نهایی، به ما می‌گویند که فرایند شناختی اتفاق افتاده است.

اما شاید این محل مناسبی برای جست‌وجوی اثر واقعی هوش مصنوعی نباشد.

پرسش جالب‌تر این است که پس از دریافت پاسخ، چه چیزی در ذهن انسان باقی می‌ماند؟

شاید مهم‌ترین اثر هوش مصنوعی نه در چیزی باشد که تولید می‌کند، بلکه در چیزی که دیگر فرصت شکل‌گیری پیدا نمی‌کند.

در فاصله میان پرسش انسان و پاسخ هوش مصنوعی، ممکن است یکی از مهم‌ترین و در عین حال نامرئی‌ترین آثار AI قرار داشته باشد:

فکری که دیگر اتفاق نیفتاد.

نظرات بینندگان