آیا این «مادرشناسی» است یا اضطراب پس از زایمان؟
همه ما عبارت معروف «مادر همیشه بهتر میداند» را شنیدهایم.
به گزارش اینتیتر، از همان لحظهای که بارداریتان را اعلام میکنید، اطرافیان شروع میکنند به گفتن جملاتی مثل «به حس درونت اعتماد کن» یا «بهزودی یک ابرقدرت به نام مادرشناسی پیدا میکنی». همه به شما اطمینان میدهند که به محض مادر شدن، بهطور غریزی متوجه میشوید چه زمانی چیزی اشتباه است.
به گزارش سایکولوژی تودی، اما برای برخی مادران، این توصیه نهتنها کمککننده نیست، بلکه ترسناک هم میشود. چه میشود اگر «حس درونت» به تو بگوید همه چیز خطرناک است؟ اگر نتوانی بخوابی چون فکر میکنی نوزادت ممکن است نفس کشیدن را متوقف کند؟ یا اگر نزدیک پلهها بروی، احساس کنی ممکن است بچه از دستت بیفتد؟
اگر جزو آن یک نفر از هر پنج مادر تازهای هستید که به اضطراب پس از زایمان (PPA) مبتلا میشوند، اعتماد به حس درونیتان مثل گوش دادن به یک آژیر خراب است؛ همیشه در حال زنگ زدن است و تشخیص دادن هشدار واقعی از هشدار اشتباه بسیار سخت میشود.
در اینجا راهنمایی میکنیم که چطور تفاوت بین مادرشناسی واقعی و اضطراب را تشخیص دهید.
مغز شما در حالت «مادر تازهکار»
احساس نگرانی و اضطراب در دوران مادری کاملاً طبیعی است و ریشه بیولوژیکی دارد. در دوره اطراف زایمان (از بارداری تا یک سال پس از آن)، مغز زن تغییر میکند. بخش آمیگدال (مسئول تشخیص خطر) بزرگتر و حساستر میشود. تصور کنید دتکتور دود شما فقط برای آتش واقعی طراحی شده، اما بعد از به دنیا آمدن بچه، حساسیت آن را خیلی بالا بردهاند. ممکن است فقط به خاطر سوختن یک تکه نان هم به صدا درآید.
مغز شما برای محافظت از نوزاد طراحی شده و این آژیر بخشی از کارکرد طبیعیاش است. اما در برخی مادران، این دتکتور گیر میکند و مدام روشن میماند؛ به شما میگوید خطر همهجا هست و همیشه. ناگهان در حالت وحشت دائمی زندگی میکنید.
پس چطور بفهمید باید به این آژیر گوش دهید یا آن را اضطراب بدانید؟ سه تفاوت کلیدی وجود دارد:
- شدت صدا (حجم) مادرشناسی واقعی معمولاً آرام و آرامبخش است، اما اضطراب مثل آژیر بلند و گوشخراش عمل میکند. مادرشناسی: «کودکم کمی رنگپریده به نظر میرسد. بهتر است دماسنج بگیرم و تبش را چک کنم.» اضطراب: «اگر تب داشته باشد چی؟ اگر عفونت شدید باشد چی؟ اگر من متوجه نشده باشم و حالا دیر شده باشد چی؟» مادرشناسی شما را به اقدام وادار میکند؛ اضطراب باعث وحشت و افکار مسابقهای میشود. اگر صداهای داخل سرتان بلند و پرسرعت هستند، احتمالاً اضطراب است.
- زمانبندی (تمرکز زمانی) مادرشناسی روی لحظه حال متمرکز است، اما اضطراب پر از «اگر»های آینده است. مادرشناسی: «کمربند صندلی ماشین کمی شل به نظر میرسد. بگذار محکمش کنم.» اضطراب: «اگر تصادف کنیم و صندلی کار نکند چی؟ اگر در بزرگراه باشیم و همه چیز خراب شود چی؟» اگر مغزتان در حال ساختن یک فیلم ترسناک از اتفاقاتی است که هنوز رخ ندادهاند، این اضطراب است که سعی دارد آینده را پیشبینی کند.
- نتیجه و تداوم این مهمترین نشانه است: مادرشناسی واقعی بعد از اقدام کردن آرام میشود، اما اضطراب حتی بعد از عمل هم میماند. مثلاً نگران قفل در ورودی هستید:
- مادرشناسی: میروید چک میکنید، میبینید قفل است → احساس آرامش میکنید.
- اضطراب: چک میکنید، میبینید قفل است، اما باز فکر میکنید «واقعاً چک کردم؟ شاید بهتر باشد دوباره بروم ببینم.» اگر نوزادتان را ایمن میبینید اما همچنان ترس دارید، آژیر مغزتان اشتباه فعال شده است.
جستجوی شبانه در گوگل (Doomscrolling)
نمیتوانیم از اضطراب حرف بزنیم و به این موضوع اشاره نکنیم. ممکن است فکر کنید جستجوی مداوم در اینترنت درباره نوزادتان یعنی انجام وظیفه مادرانهتان. اما وقتی این کار تبدیل به چیزی «اجباری» و غیرقابلکنترل میشود، میتواند نشانه اضطراب یا حتی اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) پس از زایمان باشد. هر بار که برای آرام کردن اضطرابتان جستجو میکنید، در واقع آن را تغذیه میکنید.
اگر نیاز به کمک دارید
اگر خودتان را در توصیفهای اضطراب میبینید، بدانید که مادر بدی نیستید و تنها هم نیستید. شما مادری محافظ هستید که سیستم عصبیاش بیش از حد کار میکند.
دفعه بعد که فکر ترسناکی به ذهنتان آمد، مکث کنید، نفس عمیق بکشید و از خودتان بپرسید:
- این فکر به حال مربوط است یا آینده؟
- آرام و مطمئن است یا بلند و وحشتآور؟
- این فکر مفید است یا فقط ترسناک؟
شما متخصص نوزاد خودتان هستید، اما وقتی اضطراب خیلی بلند باشد، نمیتوانید صدای واقعی مادرشناسیتان را بشنوید. اگر آژیرتان قطع نمیشود، ممکن است نشانه اضطراب پس از زایمان باشد. درخواست کمک اشکالی ندارد. اضطراب پس از زایمان به درمان (مثل گفتاردرمانی) خیلی خوب پاسخ میدهد. درمان میتواند آژیرتان را ریست کند تا دوباره خود واقعیتان شوید.