قطبزاده، حدادعادل، بنیصدر؛ کنترل دست که بود؟
مستند «رئیس سازمان» ناگفتههایی را از تاریخچه تحولات درونی سازمان صداوسیما به تصویر کشیده که نظرگاه مخاطب نسبت به مقطع مهم وقوع انقلاب اسلامی را از منظر کنشگریهای رسانهای به چالش میکشد.
به گزارش اینتیتر به نقل از فرارو، تا پیش از این هم میدانستیم که سازمان صداوسیما، فراتر از آنچه در قالب تولیداتش روی آنتن شبکههای مختلف رادیو و تلویزیون رفته است، حکم جعبه سیاهی را دارد که بازگشایی و مهمتر از آن رمزگشایی از هر جزء آن تصویری متفاوت از تاریخ معاصر را پیش رویمان خواهد گذاشت.
مستند «رئیس سازمان» دقیقاً دست روی همین ویژگی گذاشته و در همین سه قسمت ابتدایی ناگفتههایی را از تاریخچه تحولات درونی سازمان صداوسیما به تصویر کشیده که نظرگاه مخاطب نسبت به مقطع مهم وقوع انقلاب اسلامی را از منظر کنشگریهای رسانهای به چالش میکشد.
علی صدرینیا که پیشتر نیز تسلط خود بر مستندسازی بر پایه تصاویر آرشیوی را در مستندهای به نمایش درآمده از دیدارهای رهبر شهید در قاب تلویزیون به تصویر کشیده بود، حالا در یک پروژه مهم دست روی بازخوانی تاریخچه مهمترین رسانه کشور گذاشته و تلاش کرده تا از معبر مرور کارنامه و عملکرد سکانداران اصلی این رسانه، مسیر تحول آن از دیروز تا به امروز را مورد واکاوی قرار دهد.
تراکم بالای تحولات و مهمتر از آن سرعت تغییرات در رأس سازمان، در سالهای ابتدایی انقلاب به حدی بالا بوده که تا پایان قسمت سوم این مستند، هنوز به اولین رئیس رسمی سازمان نرسیدهایم و هر آنچه به تصویر درآمده مربوط به کشمکش میان گروههای مختلف قدرت برای سهمخواهی بیشتر از این رسانه در آن بزنگاه تاریخی بوده است. مقطعی که قطبزاده با حکم سرپرستی نقطه آغاز تحولات آن بود و در ادامه شوراهای پنج نفره و سهنفره تلاش کردند تا بخش دیگری از خواستههای انقلابیون در مقیاس رسانه را اجرایی کنند.
کیفیت تأثیرگذاری بنیصدر بهعنوان اولین رئیس جمهور و جدالهای رسانهای و سخنرانیهای تند و تیز او از تریبونهای مختلف علیه این رسانه نوپا هم از فرازهای تماشایی این قسمتهای ابتدایی به شمار میرود. استفاده درست از آرشیوهای تصویری، تلاش حداکثری برای گفتوگو با ناظران دستاول و بازیگران اصلی و مهمتر از آن رسیدن به ریتم استاندارد و روایت جذاب از ویژگیهای مهم این مستند محسوب میشود. بهخصوص که روایت مستند هم به مسعود فروتن واگذار شده که خود از فعالان مهم تلویزیون در آن سالها بوده و صدایی نوستالژیک و قابلاعتماد در گوش مخاطب دارد.
با همه اینها «رئیس سازمان» فارغ از اینکه تا به اینجا موفق عمل کرده و بریدهها و ناگفتههای جذابی را به تصویر کشیده، در ادامه راه یک چالش جدی دارد و آن اینکه آیا میتواند صراحت فعلی خود در بازخوانی تاریخ براساس اسناد و روایتهای دستاول را در مواجهه با روسای معاصرتر سازمان حفظ کند؟
طبیعتاً هر چه روایت پیش میرود و به زمان فعلی نزدیک میشود، بررسی کارنامه هر یک از روسای سازمان صداوسیما، با چالشهای پررنگتری مواجه خواهد بود و این مستند اگر توان عبور از این مسیر پرچالش را نداشته باشد، در معرض یک ناکامی قرار خواهد گرفت؛ ناکامیای که میتواند روی توفیقات ابتدایی آن هم سایه بیندازد.