۵ فیلم برتر درباره خودشیفتگی؛ آثاری که شخصیتهای نارسیست را واقعگرایانه به تصویر میکشند
خودشیفتگی یکی از پیچیدهترین ویژگیهای شخصیتی است که سالهاست الهامبخش فیلمسازان بوده است. از «همشهری کین» تا «شبکه اجتماعی»، برخی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما توانستهاند شخصیتهای خودشیفته را با دقت و واقعگرایی به تصویر بکشند و نشان دهند چگونه غرور، احساس برتری و نبود همدلی میتواند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش اینتیتر، شخصیتهای خودشیفته (نارسیست) از جذابترین و در عین حال پیچیدهترین کاراکترهای تاریخ سینما هستند. بسیاری از شخصیتهای ماندگار فیلمها ویژگیهایی مانند احساس برتری، خودمحوری و عطش قدرت دارند؛ ویژگیهایی که باعث میشود مخاطب هم مجذوب آنها شود و هم پیامدهای رفتارشان را از فاصلهای امن تماشا کند.
به گزارش سایکولوژی تودی، یکی از دلایل جذابیت این شخصیتها آن است که اغلب خودشان عامل اصلی سقوط خود هستند. آنها اعتمادبهنفس افراطی را با خودبزرگبینی اشتباه میگیرند و همین مسئله سرانجام آنها را به بحران میکشاند.
از سوی دیگر، بسیاری از شخصیتهای خودشیفته با وجود رفتارهای غیراخلاقی، کاریزماتیک و دوستداشتنی هستند و مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه میکنند.
خودشیفتگی چیست؟
خودشیفتگی با ویژگیهایی مانند احساس استحقاق، خودبزرگبینی، تمایل به سوءاستفاده از دیگران و بیتوجهی به احساسات اطرافیان شناخته میشود.
افراد دارای ویژگیهای خودشیفتگی معمولاً فاقد همدلی هستند، خود را مهمتر از دیگران میدانند، نسبت به انتقاد حساسیت زیادی دارند و در مواجهه با انتقاد ممکن است واکنشهای شدید، خشم یا پرخاشگری نشان دهند.
روانشناسان معمولاً خودشیفتگی را در سه دسته کلی تقسیمبندی میکنند:
- خودشیفتگی برونگرا؛
- خودشیفتگی خصمانه؛
- خودشیفتگی آسیبپذیر یا نوروتیک.
در ادامه با پنج فیلمی آشنا میشویم که این ویژگی شخصیتی را به شکلی دقیق و باورپذیر به تصویر کشیدهاند.
۱. همشهری کین (Citizen Kane – 1941)
چارلز فاستر کین با بازی اورسن ولز یکی از مشهورترین شخصیتهای خودشیفته تاریخ سینما به شمار میرود.
فیلم با استفاده از روایتهای مختلف و فلشبکها، شخصیت پیچیده کین را بهتدریج برای مخاطب آشکار میکند.
او دائماً در تلاش است با دستیابی به قدرت، ثروت و موفقیت، خلأ درونی خود را پر کند، اما هرگز نمیتواند به آرامش و معصومیت دوران کودکی بازگردد.
بسیاری از منتقدان این فیلم را یکی از بهترین آثار تاریخ سینما میدانند و علاوه بر ارزش هنری، آن را نمونهای برجسته برای شناخت شخصیتهای خودشیفته معرفی میکنند.
۲. آمادئوس (Amadeus – 1984)
اگرچه ولفگانگ آمادئوس موتسارت با بازی تام هالس مرکز توجه فیلم است، اما شخصیتی که نمونه بارز خودشیفتگی محسوب میشود، آنتونیو سالیری است.
سالیری وقتی برای نخستین بار موسیقی موتسارت را میشنود، آن را «صدای خدا» توصیف میکند؛ اما همین تحسین خیلی زود به حسادتی ویرانگر تبدیل میشود.
او نمیتواند برتری هنری موتسارت را بپذیرد و احساس میکند خداوند به او خیانت کرده است.
همین حسادت، غرور و ناامنی درونی، سالیری را به سمت جنون و نابودی سوق میدهد.
۳. والاستریت (Wall Street – 1987)
پیش از آنکه فیلم سینمایی «گرگ والاستریت» ساخته شود، «والاستریت» الیور استون تصویری ماندگار از خودشیفتگی در دنیای اقتصاد ارائه کرده بود.
مایکل داگلاس در نقش گوردون گکو، یک دلال بورس ثروتمند، جذاب و بسیار جاهطلب ظاهر میشود.
او به شاگرد جوانش، باد فاکس، میآموزد که:
«طمع... چیز خوبی است.»
اما همین حرص و طمع بیپایان، سرانجام او را راهی زندان میکند و میلیونها دلار ثروتش را از بین میبرد.
۴. استاد (The Master – 2012)
فیلم «استاد» ساخته پل توماس اندرسون، نمونهای دقیق از خودشیفتگی برونگرا را به نمایش میگذارد.
فیلیپ سیمور هافمن در نقش لنکستر داد، رهبر یک جنبش معنوی، شخصیتی را بازی میکند که برای حفظ احساس برتری خود، دائماً به تحسین و ستایش دیگران نیاز دارد.
او با استفاده از فریب و دستکاری روانی، پیروانش را تحت سلطه خود نگه میدارد و به همین دلیل عنوان «استاد» برای او انتخاب شده است.
۵. شبکه اجتماعی (The Social Network – 2010)
گاهی نبوغ با خودشیفتگی اشتباه گرفته میشود؛ بهویژه زمانی که فرد به موفقیت مالی عظیمی دست پیدا کند.
فیلم «شبکه اجتماعی» این موضوع را از طریق شخصیت جوان مارک زاکربرگ با بازی جسی آیزنبرگ به تصویر میکشد.
در این فیلم، احساس استحقاق، فاصله عاطفی با دیگران و خیانت به روابط انسانی، در قالب نبوغ و موفقیت نمایش داده میشود.
زاکربرگ برای رسیدن به ثروت و موفقیت، یکی پس از دیگری روابط شخصی خود را قربانی میکند.
در پایان این مطلب همچنین اشاره شده است که اگر از این فیلم لذت بردهاید، دنباله آن با عنوان «The Social Reckoning» به نویسندگی آرون سورکین قرار است اواخر امسال منتشر شود.
چرا تماشای این فیلمها مفید است؟
این پنج فیلم تنها آثار سرگرمکننده نیستند؛ بلکه میتوانند به مخاطب کمک کنند تا ویژگیهای شخصیتهای خودشیفته را بهتر بشناسد.
تماشای رفتار، تصمیمها و سرنوشت این شخصیتها نشان میدهد که خودبزرگبینی، احساس استحقاق، نبود همدلی و نیاز دائمی به تحسین، چگونه میتواند به موفقیتهای کوتاهمدت منجر شود، اما در نهایت زمینه سقوط و شکست افراد را نیز فراهم کند.