چرا نمیتوانیم به آنچه افراد درباره خودشان میگویند اعتماد کنیم؟
همه ما گاهی دروغ میگوییم؛ حتی زمانی که دلیل جدی برای این کار نداریم. این موضوع در علوم رفتاری بهخوبی شناخته شده است و پژوهشهای زیادی نشان دادهاند انسانها در بسیاری از موقعیتها واقعیت را تغییر میدهند، بخشی از آن را پنهان میکنند یا ترجیح میدهند اصلاً حقیقت را بیان نکنند.
به گزارش اینتیتر، همه ما گاهی دروغ میگوییم؛ حتی زمانی که دلیل جدی برای این کار نداریم. این موضوع در علوم رفتاری بهخوبی شناخته شده است و پژوهشهای زیادی نشان دادهاند انسانها در بسیاری از موقعیتها واقعیت را تغییر میدهند، بخشی از آن را پنهان میکنند یا ترجیح میدهند اصلاً حقیقت را بیان نکنند.
به گزارش سایکولوژی تودی، این مسئله زمانی جالبتر میشود که پای اطلاعاتی درباره خودمان در میان باشد.
آخرین باری که برای مراجعه پزشکی فرمی پر کردید را به یاد بیاورید. آیا واقعاً تعداد نوشیدنیهای الکلی هفتگی یا حتی وزن فعلی خود را دقیق و بدون کموزیاد نوشتهاید؟
همین تمایل ساده به تغییر واقعیت میتواند در برخی موقعیتها مشکلساز شود. برای مثال، پزشک ممکن است بر اساس اطلاعاتی که بیمار ارائه میکند تصمیم بگیرد. اما مسئله برای پژوهشگران حوزه روانشناسی جدیتر است؛ زیرا بخش قابل توجهی از تحقیقات آنها بر پرسشنامههایی استوار است که افراد خودشان آنها را تکمیل میکنند.
چرا افراد در آزمونهای روانشناختی هم حقیقت را تغییر میدهند؟
از دهه ۱۹۵۰ میلادی، پژوهشگران برای بررسی میزان تمایل افراد به ارائه تصویری مطلوب از خود، از مقیاسهایی به نام «مطلوبیت اجتماعی» استفاده کردهاند.
در این آزمونها از افراد درباره موقعیتهای مختلف پرسیده میشود؛ برای مثال اینکه آیا همیشه مدارک و سوابق افرادی را که به آنها رأی میدهند بررسی میکنند یا آیا برای به دست آوردن چیزی به صورت رایگان، حاضرند یک دروغ کوچک بگویند.
اما پژوهشی که ناتاچا هنریکز از دانشگاه روتردام و همکارانش در سال ۲۰۲۶ انجام دادهاند، نشان میدهد مسئله ممکن است از این هم فراتر باشد.
آنها به پدیدهای به نام «فراهنجارمندی» یا Supernormality پرداختهاند؛ وضعیتی که فرد تلاش میکند خود را انسانی کاملاً عاری از هرگونه ویژگی یا نشانه مرتبط با مشکلات روانشناختی نشان دهد.
برای شناسایی این وضعیت، پژوهشگران از نسخه بازنگریشده «مقیاس فراهنجارمندی» یا SS-R استفاده کردند. این آزمون تنها مطلوبیت اجتماعی را نمیسنجد، بلکه بررسی میکند آیا فرد حاضر است وجود حتی علائم روانشناختی معمول را نیز در خود بپذیرد یا خیر.
نکته جالب اینجاست که این رفتار الزاماً مختص مجرمان حرفهای یا افرادی با رفتارهای شدیداً ضداجتماعی نیست. طبق یافتههای هنریکز و همکارانش، این مسئله در میان نمونههای دانشجویی نیز نسبتاً رایج است و زمانی که پرسشها درباره رفتارهای تابوشده یا محکومشده اجتماعی باشند، شدت بیشتری پیدا میکند.
بعضی افراد حتی درباره دروغ گفتن خودشان هم دروغ میگویند
اینجا یک تناقض جالب شکل میگیرد.
افرادی که بیشتر دروغ میگویند، ممکن است در پرسشنامهها میزان دروغگویی خود را کمتر از واقعیت گزارش کنند.
البته پژوهشگران میان انگیزههای مختلف دروغ گفتن تفاوت قائل شدهاند. فرد ممکن است برای جلوگیری از خجالت، فرار از یک مشاجره با شریک عاطفی یا حفظ یک رابطه دروغ بگوید. در موارد جدیتر، دروغ میتواند شکل ضداجتماعی پیدا کند، مانند انتشار شایعات آسیبزننده با هدف انتقام.
در عین حال، گروه کوچکی از افراد که در پژوهشهای قبلی حدود ۶ تا ۱۱ درصد جمعیت برآورد شدهاند، به عنوان «دروغگویان پرکار» شناخته میشوند؛ افرادی که در موقعیتهای مختلف به شکل گستردهتری از فریب استفاده میکنند.
با این حال، بیشتر مردم دروغگویی را به شکل انتخابی انجام میدهند و همه چیز را به یک اندازه تحریف نمیکنند.
پژوهشگران چگونه دروغگوها را شناسایی کردند؟
تیم پژوهشی برای بررسی این موضوع از مقیاس SS-R استفاده کرد تا مشخص کند آیا افرادی که فراتر از مطلوبیت اجتماعی معمول رفتار میکنند، بیشتر از دیگران تلاش دارند خود را «خوب» نشان دهند.
در این پژوهش ۷۷۷ فرد بزرگسال با میانگین سنی ۲۴ سال شرکت کردند. پژوهشگران آنها را به دو گروه تقسیم کردند: افرادی که پاسخهایشان معتبر تلقی میشد و گروهی که پاسخهای «فراهنجار» ارائه میکردند.
سپس میزان گزارش دروغگویی در هر دو گروه مقایسه شد.
شرکتکنندگان درباره رفتارهای مختلف پاسخ دادند. یکی از موارد مربوط به ارزیابی کلی دروغگویی بود، مانند اینکه فرد خود را «دروغگوی خوبی» میداند یا خیر. در بخش دیگری نیز درباره دروغهای روزمره سؤال شد، مانند دروغ گفتن برای جلوگیری از مشاجره با دیگران.
شرکتکنندگان همچنین به بخشی از یک آزمون استاندارد علائم روانشناختی پاسخ دادند تا مشخص شود تا چه اندازه تمایل دارند علائمی را که ممکن است اعتبار پاسخهایشان را زیر سؤال ببرد، گزارش کنند.
نتیجه قابل توجه بود.
به طور کلی، افراد میزان نسبتاً کمی از دروغگویی را گزارش کردند، گفتند ترجیح میدهند دروغ نگویند و هنگام دروغ گفتن احساس گناه میکنند. آنها همچنین بیشتر احتمال داشت درباره دروغهایی که در روابط خود گفتهاند صحبت کنند تا دروغهای ضداجتماعی.
اما وقتی دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند، افرادی که پاسخهای معتبرتری ارائه کرده بودند، میزان بسیار بیشتری از دروغگویی خود را گزارش کردند.
به عبارت دیگر، گروه «فراهنجار» نهتنها خود را بهتر از دیگران نشان میداد، بلکه احتمالاً حتی میزان دروغگویی خودش را نیز کمتر از واقعیت گزارش میکرد.
چرا بعضی افراد بیش از حد خودشان را بینقص نشان میدهند؟
پژوهشگران معتقدند ریشه این رفتار را باید در چیزی جستوجو کرد که «مدیریت برداشت» نامیده میشود؛ یعنی تمایل فرد برای اینکه در نگاه دیگران تصویری مثبت از خود ایجاد کند.
گروه فراهنجار که حدود ۲۹ درصد شرکتکنندگان را تشکیل میداد، حتی در یک مطالعه ناشناس و کمخطر نیز تمایل شدیدی به محافظت از تصویر ذهنی خود نشان داد.
این مسئله برای پژوهشهای روانشناختی اهمیت زیادی دارد.
اگر افرادی که بیشتر دروغ میگویند، دروغگویی خود را کمتر گزارش کنند، ممکن است رفتارهای مشکلساز دیگر را نیز کمتر از واقعیت گزارش کنند. در نتیجه، پژوهشگری که صرفاً به پاسخهای پرسشنامه اعتماد میکند، ممکن است با تصویری ناقص یا حتی تحریفشده از واقعیت مواجه شود.
راهحل البته کنار گذاشتن پرسشنامهها و تلاش برای رسیدن به حقیقت نیست. پژوهشگران میتوانند در کنار سنجش مطلوبیت اجتماعی، از ابزارهایی مانند SS-R نیز برای کنترل میزان تحریف پاسخها استفاده کنند.
چگونه فردی را که همیشه خودش را بینقص نشان میدهد بشناسیم؟
این یافتهها فقط برای پژوهشگران اهمیت ندارند. در روابط روزمره نیز ممکن است با افرادی روبهرو شویم که تصویری بیش از حد بینقص از خود ارائه میکنند.
لازم نیست از کسی آزمون روانشناختی بگیرید. گاهی نحوه صحبت کردن فرد درباره خودش میتواند سرنخهایی در اختیار شما قرار دهد.
برای مثال، جملاتی مانند «من کاملاً روی مشکلاتم کنترل دارم» یا «من هیچوقت حوصلهام سر نمیرود» میتوانند نشان دهند فرد تمایل دارد خود را عاری از ضعف و مشکل نشان دهد.
البته نقطه مقابل نیز میتواند نشانهای متفاوت باشد. جملهای مانند «هنوز باید روی خودم کار کنم» لزوماً نشانه ضعف نیست؛ اتفاقاً میتواند بیانگر پذیرش محدودیتهای شخصی باشد.
تفاوت مهم در میزان قطعیت است.
وقتی فرد درباره خودش از عباراتی کاملاً مطلق استفاده میکند و وجود مشکلات یا تجربههای معمول انسانی را به طور کامل انکار میکند، باید کمی محتاطتر بود.
نمیتوان هر ادعایی درباره شخصیت افراد را باور کرد
یافتههای این پژوهش یک نکته مهم را یادآوری میکنند: خودگزارشی همیشه برابر با واقعیت نیست.
انسانها ممکن است برای جلوگیری از خجالت، حفظ یک رابطه، محافظت از خود یا ایجاد تصویری بهتر از شخصیتشان، بخشی از حقیقت را تغییر دهند.
حتی ممکن است فردی که درباره خودش میگوید «من هیچوقت دروغ نمیگویم»، دقیقاً به همین دلیل یکی از دشوارترین افراد برای ارزیابی باشد.
برای پژوهشگران، این موضوع ضرورت استفاده از ابزارهای کنترلی در مطالعات مبتنی بر پرسشنامه را نشان میدهد. برای افراد عادی نیز یک پیام ساده دارد: قابلاعتماد بودن دیگران را نباید فقط بر اساس تصویری که آنها از خودشان ارائه میکنند قضاوت کرد.
گاهی حقیقت درباره یک فرد، نه در چیزی که درباره خودش میگوید، بلکه در الگوهای رفتاری او دیده میشود.