استرس شخصیت واقعی ما را نشان نمیدهد؛ آن را موقتاً تغییر میدهد
بسیاری از ما تصور میکنیم فشار و بحران، شخصیت واقعی انسانها را آشکار میکند؛ انگار کافی است کسی را در یک موقعیت پراسترس ببینیم تا بفهمیم «واقعاً چه جور آدمی است».
به گزارش اینتیتر، اما پژوهشهای جدید روانشناسی نشان میدهند این تصور چندان دقیق نیست. استرس میتواند نحوه بروز ویژگیهای شخصیتی را تغییر دهد و تصویری متفاوت از فرد ایجاد کند؛ تصویری که لزوماً نمایانگر شخصیت همیشگی او نیست.
به گزارش سایکولوژی تودی، پژوهشی در سال ۲۰۲۶ که توسط سامانتا گریسون، گابریلا هاراری و ساندرا ماتز انجام شده، بررسی کرده است که آیا استرس میتواند «حالتهای شخصیتی» را تغییر دهد یا نه؛ یعنی همان نحوه بروز لحظهبهلحظه ویژگیهای شخصیتی که معمولاً با مدل پنج عامل بزرگ شخصیت یا Big Five سنجیده میشوند.
این پنج ویژگی عبارتاند از برونگرایی، گشودگی به تجربه، وظیفهشناسی، توافقپذیری و روانرنجوری.
استرس با پنج ویژگی اصلی شخصیت چه میکند؟
برونگرایی به اجتماعیبودن، انرژی، گرمی در روابط و تمایل به دریافت تحریک از محیط بیرونی مربوط است. افراد برونگرا معمولاً از مهمانی، گفتوگوهای گروهی و آشنایی با افراد جدید انرژی میگیرند.
گشودگی به تجربه با کنجکاوی، تخیل و پذیرش ایدهها و تجربههای تازه ارتباط دارد. فردی که در این ویژگی امتیاز بالایی دارد، ممکن است از امتحانکردن غذاهای جدید، سفر به مکانهای ناشناخته یا شنیدن دیدگاههای متفاوت لذت ببرد.
وظیفهشناسی نیز به نظم، خودکنترلی و قابلاعتمادبودن مربوط است. افراد وظیفهشناس معمولاً برنامهریزی میکنند، کارها را بهموقع انجام میدهند و حتی زمانی که انجام تعهدات دشوار است، به آنها پایبند میمانند.
توافقپذیری شامل همدلی، همکاری، اعتماد، فروتنی و توجه به احساسات دیگران است.
در مقابل، روانرنجوری بیشتر به واکنشپذیری هیجانی و آمادگی برای تجربه نگرانی، تنش، تحریکپذیری و احساسات منفی مربوط میشود.
پژوهشگران در نخستین مطالعه، نزدیک به ۸۰۰ بزرگسال را بهطور تصادفی در دو گروه قرار دادند. گروه نخست در یک موقعیت پراسترس قرار گرفت که شامل حل پرسشهای دشوار با محدودیت زمانی، نظارت بر عملکرد و دریافت بازخورد منفی درباره عملکردشان بود. گروه دوم در شرایطی غیرپراسترس قرار گرفت.
شرکتکنندگان پیش و پس از این مداخله، ویژگیهای شخصیتی خود را ارزیابی کردند.
نتایج دو مطالعه نشان داد استرس بهطور قابلاعتمادی با تغییر در حالتهای شخصیتی ارتباط دارد. افراد در شرایط استرسزا کمتر برونگرا، توافقپذیر، وظیفهشناس و گشوده به تجربه شدند و در مقابل، میزان روانرنجوری آنها افزایش پیدا کرد.
به بیان سادهتر، استرس میتواند باعث شود فردی که معمولاً اجتماعی، منظم، قابلاعتماد و آرام است، برای مدتی ساکتتر، کمحوصلهتر، بینظمتر و از نظر هیجانی واکنشپذیرتر رفتار کند.
بیشترین تغییر نیز در جهت افزایش روانرنجوری مشاهده شد؛ یعنی افراد در شرایط استرس ممکن است احساسات منفی را شدیدتر تجربه کنند، واکنشهای هیجانی بیشتری نشان دهند و برای بازگشت به وضعیت عادی به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.
آیا این اتفاق فقط در آزمایشگاه رخ میدهد؟
پژوهشگران برای بررسی اینکه آیا این الگو در زندگی روزمره نیز دیده میشود، مطالعه دیگری انجام دادند.
در این بخش، ۷۱۳ دانشجو به مدت دو هفته، روزانه چهار بار پرسشهای کوتاهی را پاسخ دادند. در مجموع ۱۷ هزار و ۸۵۳ گزارش از لحظات مختلف زندگی آنها ثبت شد.
نتایج نشان داد دانشجویان در لحظاتی که استرس بیشتری داشتند، نسبت به زمانهای آرامتر، ساکتتر، کمملاحظهتر و مضطربتر بودند و زودتر از کوره درمیرفتند.
با این حال، یک ویژگی برخلاف این الگو عمل کرد: گشودگی و کنجکاوی در زندگی روزمره با افزایش استرس بیشتر شد، نه کمتر.
پژوهشگران برای این نتیجه توضیحی ارائه کردند. شرکتکنندگان دانشجو بودند و بسیاری از پراسترسترین ساعات روز آنها احتمالاً هنگام درسخواندن سپری میشد؛ زمانی که کنجکاوی و درگیری ذهنی نیز میتواند افزایش پیدا کند.
به همین دلیل، نوع استرس اهمیت دارد. استرس هنگام حضور در جلسه امتحان الزاماً همان تأثیری را ندارد که استرس ناشی از یک ارزیابی شغلی یا یک تعارض خانوادگی ایجاد میکند.
در واقع، اینکه استرس کدام بخش از شخصیت ما را تغییر میدهد، تا حدی به این بستگی دارد که چه چیزی عامل ایجاد آن استرس بوده است.
چرا استرس شخصیت ما را تغییر میدهد؟
وقتی بدن و مغز با یک موقعیت فوری و پراهمیت مواجه میشوند، منابع خود را برای پاسخ به آن وضعیت بسیج میکنند. توجه محدودتر میشود و انرژی بیشتری برای واکنش سریع و تشخیص تهدید اختصاص پیدا میکند.
این تغییر لزوماً به معنای «بدتر شدن» عملکرد مغز نیست. بدن در واقع تلاش میکند منابع خود را متناسب با شرایط جدید تنظیم کند.
به همین دلیل، بخشی از تغییرات موقت در رفتار و شخصیت را میتوان نتیجه همین جابهجایی منابع دانست. در شرایط فشار، مغز ممکن است انرژی کمتری برای تعامل اجتماعی، صبوری، برنامهریزی یا کنترل هیجان در اختیار داشته باشد و منابع بیشتری را صرف مقابله با تهدید کند.
وقتی دیگران نسخه پراسترس ما را میبینند
تصور کنید فردی معمولاً مهربان، کنجکاو، منظم و قابلاعتماد است. حالا او را تصور کنید که پس از ۴۰ دقیقه گرفتارشدن در ترافیک و یک تماس تلفنی ناخوشایند، وارد یک مصاحبه شغلی میشود.
مصاحبهکننده احتمالاً شخصیت کامل او را نمیبیند؛ بلکه با نسخهای از او روبهرو میشود که تحت تأثیر نیمساعت گذشته قرار گرفته است.
با این حال، انسانها معمولاً چنین برخوردهایی را به شخصیت پایدار افراد نسبت میدهند. یک رفتار سرد ممکن است به این نتیجه منجر شود که «این آدم سرد است»؛ یک پاسخ عصبی میتواند بهسرعت بهعنوان نشانه «آدم عصبی بودن» تفسیر شود.
این موضوع فقط به مصاحبه شغلی محدود نمیشود. نخستین شام با خانواده شریک عاطفی، اولین جلسه با یک مشتری جدید یا گفتوگویی با فرزند نوجوان، همگی میتوانند در زمانی اتفاق بیفتند که فرد به دلایل کاملاً دیگری تحت فشار است.
در چنین شرایطی، ممکن است دیگران درباره شخصیت دائمی یک فرد بر اساس رفتاری قضاوت کنند که در واقع حاصل یک وضعیت موقتی بوده است.
چگونه با رفتار خودمان و دیگران برخورد کنیم؟
یکی از پیامهای مهم این پژوهش این است که اگر امکان ایجاد فاصلهای کوتاه میان یک عامل استرسزا و یک موقعیت مهم را داریم، بهتر است از آن استفاده کنیم.
برای مثال، پس از یک اتفاق پراسترس و پیش از حضور در یک مصاحبه مهم، چند دقیقه پیادهروی یا زمانی برای آرامشدن میتواند کمک کند تا فرد با وضعیت متعادلتری وارد گفتوگو شود.
از طرف دیگر، هنگام مواجهه با رفتار نامناسب دیگران نیز بهتر است یک روز بد را با کل شخصیت یک فرد اشتباه نگیریم.
وقتی کسی با ما تند صحبت میکند، در واقع فقط یکی از نقاط دامنه رفتاری او را میبینیم، نه لزوماً مرکز شخصیتش را. شاید پرسش مفیدتر از اینکه «این آدم چه جور شخصیتی دارد؟» این باشد که «الان چه اتفاقی برای این فرد افتاده است؟»
یک رفتار نامعمول نباید بهتنهایی باعث شود یک رابطه، دوستی یا فرصت ارزشمند را از دست بدهیم.
درباره تصمیمهایی که در شرایط استرس گرفتهایم، کمی منصفتر باشیم
این یافتهها درباره خودمان نیز اهمیت دارند. وقتی به تصمیم یا رفتاری در گذشته فکر میکنیم که از آن راضی نیستیم، بهتر است شرایطی را که در آن قرار داشتیم نیز در نظر بگیریم.
آیا خسته بودیم؟ تحت فشار قرار داشتیم؟ درگیر یک بحران بودیم؟ آیا اتفاق دیگری تمام ظرفیت ذهنی ما را اشغال کرده بود؟
این پرسشها به معنای توجیه تمام رفتارهای نادرست نیستند، اما میتوانند تصویر دقیقتری از چرایی آن رفتار ارائه کنند.
البته پژوهشگران یک نکته مهم را نیز مطرح کردهاند: این مطالعات بیشتر «لحظهها» را بررسی کردهاند، نه تمام طول زندگی افراد. هنوز مشخص نیست که آیا قرارگرفتن مکرر در وضعیتهای استرسزا میتواند در نهایت این تغییرات موقتی را به ویژگیهای شخصیتی پایدار تبدیل کند یا خیر.
با این حال، پیام فوری پژوهش روشن است: فشار روانی الزاماً شخصیت واقعی انسان را آشکار نمیکند. گاهی فقط تصویری موقت از او ارائه میدهد؛ تصویری که تحت تأثیر شرایط گرفته شده است.
به بیان دیگر، فشار روانی شخصیت انسان را به ما تحویل نمیدهد؛ فقط یک عکس فوری از آن میگیرد، آن هم در بدترین نور ممکن.