چرا بیشفعالی در زنان دیرتر تشخیص داده میشود؟ تفاوتهای پنهان ADHD در زنان و مردان
اختلال کمتوجهی ـ بیشفعالی (ADHD) در زنان اغلب نادیده گرفته میشود. بسیاری از مردم و حتی برخی روانپزشکان این تشخیص را از دست میدهند، زیرا تظاهر این اختلال در زنان با مردان متفاوت است.
به گزارش اینتیتر، اختلال کمتوجهی ـ بیشفعالی (ADHD) در زنان اغلب نادیده گرفته میشود. بسیاری از مردم و حتی برخی روانپزشکان این تشخیص را از دست میدهند، زیرا تظاهر این اختلال در زنان با مردان متفاوت است.
به گزارش سایکولوژی تودی، سالها کلیشه رایج از ADHD، پسربچههای شلوغ و برهمزننده نظم کلاس بود. در این میان، بسیاری از دخترانی که ساکت و بهظاهر متمرکز بودند، در واقع تلاش بیشتری میکردند، ضعفهای خود را جبران میکردند و مشکلاتشان را درونی میساختند. امروز بسیاری از زنان بزرگسال تازه از خود میپرسند: «ممکن است اینها از اول ADHD بوده باشد؟»
در تجربه بالینی من، افراد زیادی برای رسیدن به شفافیت مراجعه میکنند. آنها ظاهراً موفقاند و زندگیشان مرتب به نظر میرسد، اما در درون احساس میکنند همیشه از برنامه عقباند. الگویی که بارها دیدهام، بسیار مشترک است.
نشانههای ظریف ADHD در زنان
علائم ADHD در زنان اغلب به صورت آشفتگی ذهنی بروز میکند. به جای بیشفعالی بدنی، نوعی شلوغی و بینظمی ذهنی وجود دارد. از آنجا که در فرهنگ ما زنان تشویق میشوند همکاری کنند، «مهربان» باشند و مسئولیتپذیر عمل کنند، اغلب کارهایی بیش از توان واقعی خود میپذیرند.
بسیاری از زنان از دشواری در شروع کارها صحبت میکنند، حتی کارهایی که برایشان مهم است؛ چه در حوزه شغلی و چه شخصی. تعلل میکنند. اما وقتی ضربالاجل قطعی نزدیک میشود و احساس فوریت ایجاد میگردد، تمرکزشان فعال میشود و کمتر کارها را به تعویق میاندازند.
فراموشکاری رایج است؛ از دست دادن حس زمان نیز همینطور. حساسیت هیجانی میتواند پررنگ باشد؛ ناکامیهای کوچک بزرگ به نظر میرسند و انتقادها مدتها در ذهن باقی میمانند.
نکته مهم این است که بسیاری از این زنان در ظاهر موفقاند. اما این موفقیت هزینه دارد. زنان مبتلا به ADHD اغلب بیشتر از حد لازم کار میکنند. شبها تا دیروقت بیدار میمانند تا کارهایی را تمام کنند که نتوانستهاند زودتر شروع کنند. زنان بهظاهر «کارآمد» با ADHD تشخیصدادهنشده معمولاً با فرسودگی شغلی، افسردگی و اضطراب مراجعه میکنند. شیوههای مقابلهای آنها دیگر پایدار نیست.
چرا بسیاری از زنان دیر تشخیص داده میشوند؟
تشخیص دیرهنگام ADHD در زنان شایع است. در کودکی، علائم بیتوجهی اغلب نادیده گرفته میشد.
علاوه بر این، بسیاری از دختران از سنین پایین یاد گرفتند علائم خود را «پنهان» کنند. این پنهانسازی چگونه است؟ معمولاً زنانی را میبینم که برای جبران، بیش از حد آماده میشوند، چندین بار همه چیز را بررسی میکنند و به سمت کمالگرایی افراطی میروند. در ظاهر منظماند، اما از نظر عاطفی دائماً در حال جبران هستند.
با پیچیدهتر شدن زندگی، این سیستمهای جبرانی تحت فشار قرار میگیرند. پیشرفت شغلی، فرزندپروری، نقشهای مدیریتی و تغییرات هورمونی، همگی بار عملکرد اجرایی را افزایش میدهند.
هزینههای درماننشدن ADHD
ADHD درماننشده در زنان بهتدریج اعتمادبهنفس را فرسایش میدهد. جملهای که بارها میشنوم این است: «میدانم تواناییاش را دارم، اما نمیتوانم بهطور مداوم اجرا کنم.»
این ناپایداری تکرارشونده به خودتردیدی، اضطراب و احساس «سندروم ایمپاستر» منجر میشود. بسیاری حتی دچار افسردگی میشوند. همپوشانی ADHD و افسردگی در زنان بیش از آن چیزی است که تصور میشود.
نقش هورمونها
هورمون استروژن بر دوپامین اثر میگذارد؛ مادهای که در توجه و انگیزه نقش کلیدی دارد. بسیاری از زنان گزارش میکنند که در فاز لوتئال چرخه قاعدگی علائم ADHD آنها تشدید میشود. برخی دیگر در دوره پس از زایمان یا حوالی یائسگی (پریمنوپاز) تغییراتی را تجربه میکنند.
با کاهش استروژن، مهآلودگی ذهنی و حواسپرتی میتواند شدت یابد. بنابراین درمان ADHD در زنان باید زمینه هورمونی را نیز در نظر بگیرد. اگر این بُعد در ارزیابی لحاظ نشود، ممکن است اشتباه تشخیصی رخ دهد؛ برای مثال، ممکن است فردی با پریمنوپاز به اشتباه مبتلا به ADHD تشخیص داده شود، یا بالعکس، علائم ADHD به سندرم پیشقاعدگی یا مشکلاتی مانند فیبروم نسبت داده شود.
نمونهای از یک الگوی رایج
«نیکی»*، مدیر حساب ۴۲ ساله در یک شرکت املاک و مادر دو نوجوان، پس از سالها تلاش برای رسیدن به استانداردهای بالا، برای مشاوره مراجعه کرد. روی کاغذ موفق بود. اما در خلوت، میگفت نیمهشبها بیدار میماند تا کارهایی را انجام دهد که نتوانسته بود زودتر شروع کند. با وجود ارزیابیهای شغلی مثبت، همیشه احساس عقبماندگی داشت.
ارزیابی جامع او شامل گفتوگو با درمانگر و همسرش، تکمیل پرسشنامههای گسترده، بررسی سوابق تحصیلی دوران ابتدایی، مرور ارزیابیهای عملکرد ۱۵ سال گذشته و انجام آزمونهای عصبروانشناختی با نرمافزارهای تخصصی بود.
نتیجه نشان داد که او در تمام عمر با ADHD شدید دستوپنجه نرم کرده است. با برنامه دارویی دقیق، درمان شناختی ـ رفتاری ساختاریافته، تسهیلات شغلی و مربیگری عملکرد اجرایی، عملکرد، روابط و کیفیت زندگی او بهطور چشمگیری بهبود یافت.
نیکی حضور ذهن بیشتری در کنار همسر و فرزندانش پیدا کرد. توانست عصرها و آخر هفتهها آرامتر باشد. بیخوابی و اضطراب مزمنش کاهش یافت. مهمتر از همه، نگاهش به خودش تغییر کرد. دیگر خود را بیانضباط نمیدانست، بلکه زیستشناسی مغزش را بهتر درک میکرد.
درمان مؤثر چگونه است؟
ADHD در زنان نیازمند رویکردی دقیق، جامع و چندبُعدی است. تشخیص نباید سطحی باشد. تاریخچه رشدی، اختلال عملکرد فعلی و شرایط همزمان باید بررسی شود.
دارو در صورت لزوم میتواند عملکرد اجرایی را بهطور چشمگیری بهبود دهد، اما بهتنهایی کافی نیست. تغییر پایدار به مهارتآموزی نیاز دارد.
درمان شناختی ـ رفتاری به ایجاد ساختار کمک میکند: شروع کارها، اولویتبندی، برنامهریزی و زمانبندی واقعبینانه. بهجای افزودن ابزارهای بیشتر، سیستمهایی طراحی میشود که با نحوه کارکرد مغز هماهنگ باشد.
همچنین باورهای دیرینهای که بسیاری از زنان موفق اما مبتلا به ADHD با خود حمل میکنند ـ مثل «من بهاندازه کافی منضبط نیستم» ـ مورد بازبینی قرار میگیرد.
مسیری روشن پیش رو
ADHD در زنان اغلب ظریف و پشت نقاب شایستگی پنهان است. با افزایش آگاهی، زنان بیشتری خود را در این توصیفها بازمییابند.
با تشخیص دقیق و درمان ساختاریافته، نتایج میتواند بسیار مطلوب باشد: عملکرد اجرایی بهبود مییابد، ثبات هیجانی افزایش پیدا میکند و اعتمادبهنفس بازمیگردد.
برای زنانی که گمان میکنند ADHD بخشی از داستان زندگیشان است، رسیدن به شفافیت ممکن است. و با شفافیت، برنامهای هدفمند برای حرکت به جلو شکل میگیرد.
*توضیح: نمونه بالینی فوق ترکیبی و با تغییر جزئیات هویتی برای حفظ محرمانگی ارائه شده است.