آیا اتحاد چین و روسیه نظم جهانی را تغییر میدهد؟
همکاری فزاینده چین و روسیه، از حمایت پکن از جنگ اوکراین تا گسترش همکاریهای نظامی و فناوری، چالشی راهبردی برای واشنگتن ایجاد کرده است. بااینحال، وابستگی نامتوازن روسیه به چین و اختلافات دو کشور در آسیای مرکزی، قطب شمال و فناوری، فرصتهایی برای آمریکا فراهم میکند.
به گزارش اینتیتر به نقل از نشریه فارن پالیسی، دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در کاخ سفید، در سپتامبر ۲۰۲۶، فرصتی بود تا یکی از مهمترین چالشهای راهبردی آمریکا یعنی همکاری فزاینده چین و روسیه در مرکز گفتوگوها قرار گیرد؛ اما این موضوع عملاً نادیده گرفته شد. این در حالی است که پکن از جنگ روسیه با اوکراین حمایت میکند و هر دو کشور حامی ایران نیز هستند. چین و روسیه با هدف محدودکردن برتری آمریکا و شکلدادن به نظمی فراتر از سلطه غرب، همکاری خود را گسترش دادهاند؛ مشارکتی که قدرت چانهزنی آنها در برابر واشنگتن را افزایش میدهد.
دولت ترامپ در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود امیدوار بود با نزدیکشدن به مسکو، شکافی میان روسیه و چین ایجاد کند؛ راهبردی که به الگوی تاریخی نیکسون شباهت داشت. بااینحال، این تلاش نتیجهای نداشت و سیاستهایی مانند تعرفهها، تحریمها و جنگ علیه ایران، بهجای دورکردن دو قدرت از یکدیگر، به تقویت روابط آنها کمک کرد.
اتحاد نزدیک، اما نه بدون اختلاف
روابط پکن و مسکو در حوزههای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فناوری گسترش یافته است. دو کشور در چارچوبهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای برای تقویت نفوذ خود و محدودکردن نقش غرب تلاش میکنند. همچنین، بخش عمده تجارت دوجانبه آنها با یوآن انجام میشود و هر دو بهدنبال کاهش وابستگی نظام مالی جهانی به دلار هستند.
چین مهمترین پشتیبان اقتصادی و فناوری روسیه در جنگ اوکراین محسوب میشود. بنا بر دادههای مطرحشده، بیش از ۹۰ درصد واردات فناوری تحریمشده مورد نیاز اقتصاد جنگی روسیه از چین تأمین میشود. در مقابل، روسیه حدود ۳۰ درصد صادرات و ۵۷ درصد واردات خود را با چین انجام میدهد. انرژی ارزان روسیه نیز برای پکن اهمیت دارد؛ بهطوریکه نفت روسیه ۱۷ درصد واردات نفت خام و گاز این کشور ۳۰ درصد واردات گاز طبیعی چین را تشکیل میدهد.
بااینحال، این همکاری بیش از آنکه بر ارزشهای مشترک استوار باشد، نتیجه منافع همپوشان و مخالفت با برتری آمریکاست. رابطه دو کشور نیز نامتوازن است و وابستگی روسیه به چین افزایش یافته است. پکن از انرژی ارزان روسیه بهره میبرد، اما در سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای انرژی و اقتصاد این کشور محتاط است. مخالفت چین با نهاییکردن خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» و اصرار بر قیمتهای پایینتر، نمونهای از اهرم فشار پکن بر مسکو است.
شکافهای ژئوپلیتیکی از آسیای مرکزی تا قطب شمال
اختلافات دو کشور تنها اقتصادی نیست. چین نگران رفتارهای پرخطر ولادیمیر پوتین از جمله تهدیدهای هستهای و نقض مرزهای بینالمللی است؛ اقداماتی که با مواضع اعلامی پکن درباره تمامیت ارضی کشورها تعارض دارد. چین الحاق کریمه و چهار منطقه اوکراین به روسیه را به رسمیت نشناخته و استقلال مناطق جداییطلب آبخازیا و اوستیای جنوبی را نیز تأیید نکرده است.
پکن از پایان جنگ اوکراین به شکلی حمایت میکند که موقعیت پوتین حفظ شود، اما درعینحال از پیروزی قاطع روسیه نیز نگران است؛ زیرا چنین نتیجهای ممکن است مسکو را به اقدامات تهاجمیتر ترغیب کند. افزایش عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و مداخله انتخاباتی روسیه علیه کشورهای عضو ناتو نیز میتواند چین را میان حمایت از مسکو و حفظ روابط باثبات با اروپا و آسیای مرکزی قرار دهد.
در سوی مقابل، روسیه از برتری فزاینده چین ناخشنود است. مقامهای روسی نگران عقبماندن کشورشان در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و امنیت سایبری و ازدستدادن مزیتهای تاریخی در فناوریهای پیشرفته نظامی هستند. گزارشی منتسب به سرویس امنیت فدرال روسیه نیز نگرانیهایی درباره اهداف بلندمدت چین و فعالیتهای جاسوسی این کشور مطرح کرده است.
رقابت دو قدرت در آسیای مرکزی، آفریقا و قطب شمال نیز ادامه دارد. روسیه از گسترش نفوذ اقتصادی چین در خاور دور خود نگران است و تلاشهای پکن برای توسعه مسیرهای تجاری جایگزین روسیه را با حساسیت دنبال میکند. در آفریقا نیز فعالیتهای بیثباتکننده روسیه و حمایت کرملین از برخی کودتاهای نظامی با تلاش چین برای ایجاد روابط اقتصادی باثبات در تعارض قرار گرفته است. بااینحال، این اختلافات هنوز آنقدر عمیق نشدهاند که اتحاد دو کشور را به دشمنی متقابل تبدیل کنند.
راهبرد آمریکا؛ افزایش هزینه همکاری و تقویت متحدان
واشنگتن میتواند در گام نخست، هزینه حمایت چین از جنگ روسیه علیه اوکراین را افزایش دهد. قانونی که در سپتامبر ۲۰۲۶ تصویب شد، به دولت آمریکا اختیار میدهد علیه کشورهایی که مقادیر زیادی نفت و گاز روسیه خریداری میکنند یا به دورزدن تحریمها کمک میرسانند، تعرفههایی تا سقف ۱۰۰ درصد اعمال کند. این ابزار میتواند برای کاهش واردات انرژی روسیه از سوی چین به کار گرفته شود.
همزمان، آمریکا و متحدانش میتوانند نگرانیهای متقابل پکن و مسکو را برجسته کنند. برای چین، رفتارهای پرخطر روسیه، تهدیدهای هستهای و فروش تسلیحات پیشرفته به رقبای پکن از جمله هند، موضوعاتی حساساند. برای روسیه نیز وابستگی اقتصادی و فناوری به چین، کاهش نفوذ در آسیای مرکزی، رقابت در قطب شمال و نگرانی از سرقت فناوریهای نظامی میتواند به ابزار فشار تبدیل شود.
چین و روسیه دیگر به یک منطقه محدود نیستند. پکن با حمایت از جنگ روسیه در اروپا، همزمان تجربههای نظامی آن را دنبال میکند و برای سناریوهای احتمالی علیه تایوان آماده میشود.
در نهایت، اتحاد چین و روسیه چالشی جدی است، اما به معنای برتری اجتنابناپذیر این دو قدرت نیست.