در پنل «بازتعریف خالق: سینمای نوین در عصر هوش مصنوعی» مطرح شد؛ هوش مصنوعی در حال بازتعریف مفهوم «خالق» در سینما است
در پنل «بازتعریف خالق: سینمای نوین در عصر هوش مصنوعی» در روز سوم نمایشگاه الکامپ ۱۴۰۵، با مدیریت سید فرهنگ تقوی، فعالان سینما و حوزه محتوا درباره تاثیر هوش مصنوعی بر مفهوم خالق، نقش کارگردان و نویسنده، تغییر مزیتهای فنی در سینما و آینده تولید آثار هنری صحبت کردند.
به گزارش اینتیتر، علی نوری اسکویی، کارگردان و تهیهکننده بینالمللی سینما، محمد داوودی، فیلمنامهنویس و کارگردان و امیرحسین تمنایی، مدیر ارشد محتوای ویستا مدیا و همبنیانگذار پلتفرم میکرودرام سریو، در این پنل تاکید کردند که با کاهش اهمیت توانایی صرفِ تولید، نقش انتخاب، نگاه، معنا و جهانبینی خالق در حال پررنگتر شدن است.
وقتی توانایی ساختن دیگر مزیت خالق نیست
علی نوری اسکویی، کارگردان و تهیهکننده بینالمللی سینما، در ابتدای صحبتهای خود توضیح داد: ورود فناوریهای جدید به سینما را نباید صرفاً به معنای جایگزینشدن یک ابزار با ابزار دیگر دانست. به گفته او، در دورههای مختلف فناوری باعث شده شکل تماشای آثار و حتی نحوه روایتکردن تغییر کند و اینترنت نیز نمونهای از همین تحول بوده است؛ تحولی که امکانهای تازهای برای دیدن، روایت و توزیع محتوا ایجاد کرد.
او با اشاره به مفهوم «مولف» در سینما، تاکید کرد: تعریف این مفهوم در حال تغییر است. از نگاه نوری اسکویی، کارگردانان در گذشته برای ایجاد ارزش در یک اثر، از دو بال اصلی بهره میبردند: نخست، نگاه و ایدهای که به فیلم میدادند و دوم، تواناییهای تکنیکی و دانش فنی برای تبدیل آن نگاه به اثر سینمایی.
او توضیح داد: در دورهای، بخشی از ارزش یک کارگردان به این بود که بتواند از تکنیک یا فناوری جدیدی استفاده کند؛ برای مثال شیوهای متفاوت در فیلمبرداری، نورپردازی یا استفاده از امکانات فنی ارائه دهد. اما با پیشرفت فناوری، بخش زیادی از این تواناییهای فنی دیگر به مزیت انحصاری یک فرد تبدیل نمیشود.
به گفته نوری اسکویی، امروز دیگر لزوماً مخاطب درباره یک اثر نمیپرسد کارگردان چگونه آن را ساخته است، بلکه پرسش مهمتر این است که چرا چنین انتخابی داشته و از چه زاویهای به موضوع نگاه کرده است. او تاکید کرد مولف کسی است که بهترین انتخاب را انجام میدهد.
نوری اسکویی در توضیح این تغییر گفت: ارزش کارگردان بهتدریج از «توانستن» به «انتخاب کردن» منتقل شده است. به اعتقاد او، اگر یک فیلمساز درباره موضوعی مانند زنان یا مرگ فیلم میسازد، اهمیت اصلی دیگر صرفاً در این نیست که چگونه از نظر تکنیکی فیلم را ساخته، بلکه در نوع انتخاب او برای روایت آن موضوع و زاویه نگاهش به آن است.
او افزود: کارگردان برای اثبات توانایی خود دیگر لزوماً نیاز ندارد کاری انجام دهد که مخاطب برای اولینبار با یک تکنیک عجیب یا پیچیده مواجه شود. در عوض، کیفیت نگاه، انتخاب و نحوه روایت میتواند عامل اصلی ارزشآفرینی باشد.
محمد داوودی، فیلمنامهنویس و کارگردان، نیز با تمرکز بر نقش نویسنده در این فرآیند توضیح داد: هوش مصنوعی میتواند پیشنهادها و امکانات جذابی در اختیار نویسندگان قرار دهد، اما مسئله اصلی این است که نویسنده و کارگردان بتوانند جهان متن و اثر را به شکلی بسازند که قابلیت گسترش داشته باشد.
او تاکید کرد: دسترسی به دادهها و قواعد مختلف دیگر مسئله اصلی نیست؛ چراکه بخش بزرگی از این اطلاعات در اختیار ابزارهای هوش مصنوعی قرار گرفته است. آنچه تفاوت ایجاد میکند، رویکرد خالق به این دادهها و نحوه استفاده از آنها برای ساخت یک جهان منسجم است.
داوودی تاکید کرد: هوش مصنوعی را نباید صرفاً یک دستگاه تولید متن در نظر گرفت و در مقابل، نویسنده نیز فقط تولیدکننده متن نیست. به گفته او، نویسنده در فرآیند خلق اثر، معمار جهانبینی، تصمیمها، انتخابها و تجربههای اثر است و این عناصر در کنار یکدیگر جهان داستان را شکل میدهند.
او همچنین ورود هوش مصنوعی را در امتداد تحولاتی دانست که پیش از این در صنعت سینما تجربه شدهاند. داوودی با اشاره به گذار از دوربینهای نگاتیو به دوربینهای دیجیتال گفت: این تغییر نیز برای بخشی از فعالان صنعت هزینه داشت و کسانی که خود را با فناوری جدید بهروزرسانی نکردند، با تبعات سنگینی مواجه شدند.
به گفته او، همانطور که دیجیتالیشدن دوربینها حوزه تولید را تغییر داد، هوش مصنوعی نیز در حوزه تخیل، تولید و حتی مصرف و توزیع محتوا تغییرات مهمی ایجاد خواهد کرد. او این تحول را اتفاقی غیرخطی دانست که همزمان با جذابیت و هیجان استفاده از ابزارهای جدید، میتواند پیامدهای متفاوتی برای صنعت داشته باشد.
هوش مصنوعی ابزار منفعل نیست؛ مسئله فقط جایگزینی هنرمند نیست
امیرحسین تمنایی، مدیر ارشد محتوای ویستا مدیا و همبنیانگذار پلتفرم میکرودرام سریو، تاکید کرد: نگرانی درباره ورود فناوری جدید به صنعت سینما موضوع تازهای نیست. به گفته او، در طول تاریخ رسانه و فناوری، هر فناوری جدیدی ابتدا نظمهای موجود را تغییر داده و همزمان با ایجاد فرصتهای تازه، هراسهایی نیز به وجود آورده است.
تمنایی به ورود چاپ، عکاسی، سینما، اینترنت و گوشی هوشمند اشاره کرد و توضیح داد: تقریباً در تمام این دورهها، همزمان با شکلگیری هیجان درباره فرصتهای جدید، پیشبینیها و نگرانیهایی درباره از بین رفتن ساختارهای قبلی نیز مطرح شده است.
او معتقد بود اتفاقی که امروز در حوزه هوش مصنوعی و بهویژه در فرهنگ، هنر و سینما رخ داده، از همین منظر قابل بررسی است؛ با این تفاوت که سرعت تغییرات بسیار بالاتر است و انحصارزدایی ایجادشده توسط AI اضطراب بیشتری برای فعالان این حوزه ایجاد کرده است.
تمنایی توضیح داد: پیش از این، تولید یک فیلم سینمایی و اجرای یک پروژه بزرگ نیازمند نیروی انسانی و یک ساختار تولید گسترده بود، اما امروز فردی میتواند با چند ابزار و حساب کاربری ساده وارد فرآیند تولید انیمیشن و محتوای تصویری شود. به اعتقاد او، این مسئله در واقع به معنای بازتعریف خالق و همچنین بازتعریف مزیت رقابتی گروهها و اصناف مختلف است.
او برای توضیح این تغییر به نمونهای خارج از سینما اشاره کرد و گفت: همانطور که برخی ابزارهای هوش مصنوعی در حوزه پزشکی میتوانند تعداد زیادی از تداخلهای دارویی را شناسایی کنند، نمیتوان صرفاً بر مبنای اینکه یک فناوری بخشی از توانایی یک متخصص را انجام میدهد، نتیجه گرفت که کل نقش آن متخصص از بین رفته است.
تمنایی تاکید کرد: مفهوم خالق نیز نباید صرفاً به اسم یک فرد محدود شود. از نگاه او، مسئله شامل معنای اثر، انتظارات، محدودیتها و حتی جهان هنریای است که اثر در آن شکل میگیرد. او همچنین این تصور که یک اثر هنری حاصل کار یک نابغه منفرد و منزوی است را نادرست دانست و گفت: آثار هنری اساساً در یک شبکه پیچیده از افراد، تجربهها و عوامل مختلف ساخته میشوند.
او در ادامه به یک نکته مهم درباره اثر هوش مصنوعی بر خلاقیت اشاره کرد و توضیح داد: در یک آزمایش، از مدلهای هوش مصنوعی خواسته شده بود داستان کوتاه تولید کنند و نتیجه نشان داده است افرادی که خلاقیت کمتری داشتند، با کمک AI توانستند داستانهای خلاقانهتری تولید کنند. با این حال، آثار تولیدشده شباهت بیشتری به یکدیگر داشتند.
به گفته تمنایی، این مسئله نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند خلاقیت فردی را افزایش دهد، اما همزمان ممکن است تنوع خلاقیت را کاهش دهد؛ یعنی افراد بیشتری بتوانند آثار قابلقبولی تولید کنند، اما این آثار بهتدریج شبیه الگوهای یکدیگر شوند.
او در ادامه تاکید کرد: پیش از این یکی از مولفههای اصلی هنرمند یا خالق، توانایی «ساختن» بود؛ اما هوش مصنوعی توانایی اجرا و تولید محصول را تا حد زیادی در دسترس عموم قرار داده است. امروز فردی که الزاماً تصویرگر، آهنگساز یا انیماتور حرفهای نیست، میتواند تصویر، موسیقی یا انیمیشن تولید کند.
تمنایی در نتیجه این تحول، علاوه بر «انتخاب» که پیشتر در پنل مطرح شده بود، دو مفهوم دیگر را مهم دانست: نیت و مسئولیت معنا. به اعتقاد او، وقتی ساختن آسانتر میشود، اهمیت اینکه چرا چیزی را میسازیم، چه معنایی به آن میدهیم و چه مسئولیتی در قبال آن داریم، بیشتر میشود.
او در عین حال تفاوت مهم هوش مصنوعی با ابزارهای تکنولوژیک قبلی را مورد توجه قرار داد و گفت: هوش مصنوعی یک ابزار منفعل مانند فتوشاپ یا دوربین عکاسی نیست. در عین حال، از نگاه او، هوش مصنوعی نیز هنوز مولف نیست و کنترل همچنان در اختیار انسان قرار دارد؛ هرچند میزان و شکل این کنترل در محیطهای مختلف میتواند متفاوت باشد.
تمنایی سپس درباره تضعیف فرهنگ انسانی هشدار و توضیح داد: مدلهای هوش مصنوعی مولد برای یادگیری به پیکرهای از فرهنگ و تولیدات انسانی موجود متکی هستند، اما همزمان با افزایش شدید حجم تولید محتوای ماشینی، اقتصاد تولید محتوا نیز در حال تغییر است.
به گفته او، در شرکتهای تولیدکننده محتوا همچنان بازگشت سرمایه اهمیت دارد و اگر هزینه نهایی تولید محتوا بهشدت کاهش پیدا کند، ممکن است اقتصاد تولید دچار تغییر جدی شود. در بلندمدت نیز این وضعیت میتواند به تضعیف نهادهای تولیدکننده فرهنگ انسانی و کاهش حجم تولیدات انسانی منجر شود.
تمنایی در نهایت پرسش مهمتری را مطرح کرد: در این شرایط، تکلیف فرهنگ ایرانی چه خواهد شد؟ او هشدار داد که اگر از یک مدل هوش مصنوعی بخواهیم یک انسان ایرانی یا یک خانواده ایرانی را ترسیم کند، این مدل احتمالاً به الگوهای فرهنگی غالبی رجوع میکند که از آنها آموزش دیده است.
او تاکید کرد: بنابراین پیش از آنکه فقط نگران این باشیم که آیا هوش مصنوعی جای هنرمند را میگیرد یا نه، باید درباره جایگاه فرهنگ انسانی در زیستبوم هوش مصنوعی فکر کنیم. از نگاه تمنایی، این مسئله به حکمرانی داده نیز مربوط میشود؛ اینکه چه دادههایی تولید و در اختیار مدلها قرار میگیرد و چه فرهنگی قرار است در آینده به این مدلها آموزش داده شود.
این نسخه را عمداً طوری بستم که بحث اصلی پنل فقط «هوش مصنوعی جای سینماگر را میگیرد یا نه» نباشد و تغییر تعریف خالق، اهمیت انتخاب و معنا، و نگرانی درباره آینده فرهنگ ایرانی بهعنوان محورهای اصلی خبر دیده شوند.