در پنل «راویان رازهای اتاق بسته» مطرح شد؛ مشاور خوب فقط راهکار نمیدهد، باید در اجرای تصمیمها کنار کسبوکار بماند
در پنل «راویان رازهای اتاق بسته» در روز آخر نمایشگاه الکامپ ۱۴۰۵، فعالان حوزه مشاوره، برند و نوآوری درباره تجربههای واقعی خود از همکاری با مشاوران، تفاوت مشاور حرفهای با مشاوران فاقد تجربه، اهمیت انتخاب درست مشاور و چالشهای اجرای توصیههای مشاورهای صحبت کردند.
به گزارش اینتیتر، حاضران در این پنل تاکید داشتند که بخش مهمی از شکست پروژههای مشاورهای نه به نبود راهکار، بلکه به انتخاب اشتباه مشاور، نبود همراهی مدیران و فاصله میان توصیه و اجرا برمیگردد.
صادق عطارزاده، مدیر مجموعه بایلبز، مدیریت این پنل را برعهده داشت و علیجاه شهربانویی، مشاور بازاریابی و برندینگ، نیما اشرفزاده، مشاور و فعال اکوسیستم استارتاپی، فرید شاهمرداری، مدیر نوآوری هلدینگ و بانک و هیئتمدیره انجمن پارکها و سازمانهای نوآوری ایران و راوین خسروی، مشاور برند، درباره تجربههای خود صحبت کردند.
تبلیغات خوب نمیتواند استراتژی اشتباه را نجات دهد
علیجاه شهربانویی در ابتدای بحث به تجربههای ناموفق کسبوکارها از فضای مشاوره اشاره کرد و توضیح داد: برخی شرکتها از این تجربهها درس گرفته و وارد یک استاندارد حرفهای شدهاند، اما برخی دیگر ممکن است همان اشتباهها را با مشاوران جدید تکرار کنند.
او با مرور یکی از تجربههای قدیمی خود در حوزه تبلیغات، تشریح کرد: در مقطعی بهعنوان مشاور و مجری تبلیغات با یک برند تولیدکننده محصولات غذایی همکاری داشته است. به گفته شهربانویی، تبلیغات این برند آنقدر دیده شد که حتی خود او نیز در آن زمان تصور میکرد با یک کمپین بسیار موفق روبهرو است، اما بعدتر مشخص شد مشکل اصلی در بخش دیگری از کسبوکار، یعنی سیستم توزیع، وجود داشته است.
شهربانویی تاکید کرد: همین تجربه برای او تبدیل به نمونهای شد از اینکه تبلیغات خوب لزوماً به معنای موفقیت یک برند نیست. او توضیح داد: استراتژی و تاکتیک دو عامل متفاوت هستند و اگر استراتژی اشتباه باشد، اجرای تاکتیکی خوب فقط باعث میشود کسبوکار با سرعت بیشتری در مسیر اشتباه حرکت کند.
او با اشاره به یکی دیگر از تجربههای همان برند، به همزمانی اکران تبلیغات با ایام محرم اشاره کرد و گفت: انتخاب رنگ قرمز برای برند و نحوه اجرای تبلیغات در آن مقطع، باعث شد کمپین از نظر تناسب با فضای فرهنگی جامعه یکی از تجربههای ناموفق برای برند باشد.
این مشاور بازاریابی و برندینگ همچنین به تجربه همکاری با برخی مشاوران اشاره کرد و هشدار داد: گاهی مشاوران وارد پروژه میشوند، هزینه دریافت میکنند اما خروجی مورد انتظار را ارائه نمیدهند. او توضیح داد: خودش بیشتر در نقش «مشاور اجرایی» فعالیت میکند؛ یعنی به جای ارائه توصیههای کلی، در صورت نیاز وارد فرایند اجرا میشود.
شهربانویی تاکید کرد: مسئله مشاوره فقط ارائه حرفهای درست نیست و مشاور باید بتواند در کنار کسبوکار، مسئولیت اجرای تصمیمها و پیامدهای آن را نیز بپذیرد.
نیما اشرفزاده، مشاور و فعال اکوسیستم استارتاپی، نیز بر تفاوت میان مشاور حرفهای و افرادی که بدون تجربه کافی خود را مشاور معرفی میکنند تاکید کرد توضیح داد: یکی از مشکلات فضای مشاوره، حضور افرادی است که صرفاً یک دوره آموزشی گذراندهاند و بلافاصله عنوان «مشاور» را برای خود انتخاب کردهاند.
اشرفزاده درباره تجربه خود از انتخاب مشاور توضیح داد: در مقطعی برای پیدا کردن افراد مناسب، به سراغ مدیران ارشد و افراد باتجربه در صنعت رفتند و حتی برای استفاده بهتر از تجربه آنها، برنامهای برای آشنایی نزدیکتر با فضای کسبوکار ایران ترتیب دادند.
او با اشاره به تجربه فعالیت در حوزه پلتفرمها گفت: در سالهای ابتدایی فعالیت، برای حل مسائل مختلف سراغ متخصصانی در حوزه سرمایهگذاری و کارآفرینی رفتند و در نهایت گروهی از افراد باتجربه را برای مشاوره انتخاب کردند. به گفته او، یکی از این مشاوران در طول یک سال تاثیر قابلتوجهی بر فرایندهای مختلف کسبوکار، از جذب و آموزش نیرو گرفته تا راهبری و توسعه آن داشت.
اشرفزاده معتقد است تاثیر مشاور تنها به تصمیمگیری محدود نمیشود و اگر رابطه درستی میان مشاور، مدیرعامل و هیئتمدیره شکل بگیرد، مشاور میتواند حتی در فرایندهای اجرایی نیز نقش موثری داشته باشد.
انتخاب مشاور کافی نیست؛ مدیر باید پای تصمیم بایستد
اشرفزاده تاکید کرد: انتخاب مشاور باید با وسواس انجام شود، چرا که یک انتخاب اشتباه میتواند هزینه شکست و تجربه بد قبلی را دوباره به کسبوکار تحمیل کند. در عین حال، پس از انتخاب مشاور نیز مدیران باید همراهی لازم را با او داشته باشند.
او توضیح داد: اگر کسبوکاری تصمیم میگیرد از مشاور استفاده کند، مرحله اول انتخاب فرد مناسب است، اما پس از آن باید اعتماد و همراهی لازم وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت حتی مشاور توانمند نیز نمیتواند نتیجه مطلوبی ایجاد کند.
فرید شاهمرداری، مدیر نوآوری هلدینگ و بانک و عضو هیئتمدیره انجمن پارکها و سازمانهای نوآوری ایران، نیز از زاویه دیگری به اهمیت نقش مشاور پرداخت و تجربه ورود نوآوری و فناوری به ساختار بانکی را تشریح کرد.
او با اشاره به تجربه راهاندازی یک پلتفرم صرافی در سیستم بانکی توضیح داد: در این پروژه، تیم نوآوری تلاش کرد میان منطق سنتی نظام بانکی و مفاهیم جدیدی مانند بلاکچین و ارزشگذاری داراییهای جدید ارتباط برقرار کند.
شاهمرداری تاکید کرد: در سیستم بانکی، مفاهیمی مانند وثیقه، سند و ضمانت بخش مهمی از ادبیات تصمیمگیری هستند، در حالی که فناوریهایی مانند بلاکچین میتوانند منطق متفاوتی برای ارزشگذاری و تعریف ارزشهای آتی ایجاد کنند. به گفته او، تیم در این پروژه تلاش کرد با گفتوگو و ایجاد تعادل میان میزان اشتیاق برای نوآوری و میزان ریسکپذیری، مسیر اجرای ایده را پیش ببرد.
با این حال، او توضیح داد: در ادامه تصمیمهایی درباره تغییر قواعد و آییننامههای صرافیها گرفته شد و همین تغییر مقررات، مسیر پروژه را تحت تاثیر قرار داد. شاهمرداری این تجربه را نمونهای از چالشهایی دانست که کسبوکارهای نوآور در زمان ورود به ساختارهای سنتی با آن مواجه میشوند؛ جایی که حتی اگر تیم بتواند ریسک و اشتیاق برای نوآوری را متعادل کند، تغییر قواعد بیرونی میتواند تمام معادلات را برهم بزند.
او همچنین اشاره کرد: چنین اتفاقهایی برای کسبوکارهایی که به دنبال جذب سرمایه هستند نیز اهمیت دارد، زیرا بیثباتی قواعد و بسته شدن مسیرهای پیشبینینشده میتواند مستقیماً بر تصمیمهای سرمایهگذاری و آینده یک پروژه اثر بگذارد.
در بخش پایانی پنل نیز راوین خسروی، مشاور برند، بر فاصله میان توصیه مشاور و اجرای آن در سازمان تاکید کرد. او با اشاره به تجربه همکاری مشاوران با شرکتهای مختلف، مسئله اصلی را تنها کیفیت ایده یا پیشنهاد مشاور ندانست و بر اهمیت نظارت و اجرای درست توصیهها تاکید کرد.
خسروی توضیح داد: بسیاری از اتفاقات تعیینکننده در پروژههای مشاورهای در مرحله اجرا رخ میدهند و اگر نظارت و اجرای مناسبی وجود نداشته باشد، حتی یک پیشنهاد درست نیز ممکن است در عمل به نتیجه مطلوب نرسد.
در مجموع، حاضران در پنل «راویان رازهای اتاق بسته» تاکید کردند که مشاوره موفق صرفاً به معنای دریافت چند پیشنهاد یا راهکار از یک فرد متخصص نیست؛ انتخاب فردی با تجربه واقعی، ایجاد اعتماد میان مشاور و مدیران، همراهی سازمان و مهمتر از همه تبدیل توصیهها به اقدام، عواملی هستند که میتوانند تفاوت میان یک مشاوره موثر و یک هزینه اضافی برای کسبوکار را رقم بزنند.