روان‌درمانی فقط دردِدل نیست؛ درمان یعنی تغییر، نه عادت هفتگی

کد خبر : ۴۴۸۷۸۶
روان‌درمانی فقط دردِدل نیست؛ درمان یعنی تغییر، نه عادت هفتگی

نخستین نگرانی، مسئله وابستگی است. در همه شاخه‌های درمانی، در آیین‌نامه‌های اخلاق حرفه‌ای به درمانگران هشدار داده می‌شود که مراقب ایجاد وابستگی باشند—یعنی رابطه‌ای مثبت شکل بگیرد، اما پیشرفت واقعی رخ ندهد.

به گزارش اینتیتر، سم و کیت نخستین جلسه زوج‌درمانی‌شان را آغاز کرده‌اند. درمانگر می‌پرسد: «درمان فردی هم می‌روید؟»

به گزارش سایکولوژی تودی، هر دو پاسخ می‌دهند: «بله.»

«تازه شروع کرده‌اید یا مدتی است ادامه دارد؟»

«سال‌هاست.»

«و در جلسات‌تان روی چه موضوعی کار می‌کنید؟»

«خب، مدیریت استرس‌های روزمره، چیزهایی که در طول هفته پیش می‌آید.»

من زوج‌های دیگری مثل سم و کیت را هم دیده‌ام که سال‌هاست به درمان می‌روند و از آن برای کاهش استرس و مدیریت بهتر زندگی روزمره استفاده می‌کنند. آیا برایشان مفید است؟ قطعاً. همیشه وقتی از جلسه بیرون می‌آیند حال‌شان بهتر از زمانی است که وارد شده بودند. اما راستش را بخواهید، شنیدن این موضوع باعث می‌شود کمی نگران شوم—به دو دلیل.

نخستین نگرانی، مسئله وابستگی است. در همه شاخه‌های درمانی، در آیین‌نامه‌های اخلاق حرفه‌ای به درمانگران هشدار داده می‌شود که مراقب ایجاد وابستگی باشند—یعنی رابطه‌ای مثبت شکل بگیرد، اما پیشرفت واقعی رخ ندهد. شما هر سه‌شنبه ساعت دو به جلسه می‌روید، فقط چون سه‌شنبه ساعت دو «جلسه دارید». شاید سم و کیت بگویند با جلسات هفتگی حال بهتری دارند تا زمانی که نمی‌رفتند، اما آیا واقعاً در حال پیشرفت‌اند؟ شاید… شاید هم نه؛ منطقه‌ای خاکستری است.

نگرانی دوم من این است که آن‌ها از تمام ظرفیت روان‌شناختی جلسات‌شان بهره نمی‌برند. اعتراف می‌کنم که در این‌باره دیدگاه خاص خودم را دارم. رویکرد من در درمان این است که به مراجعان کمک کنم مهارت یاد بگیرند، رفتارهای تازه را امتحان کنند و با چالش‌هایشان روبه‌رو شوند تا زندگی‌شان را بهتر مدیریت کنند.

حتی اگر درمان شما رفتاری نباشد—مثلاً رویکردی پویشی داشته باشد و بر بازنگری گذشته تمرکز کند—هدف همچنان یکی است: به‌کارگیری این بینش‌ها برای پاسخ دادن به شیوه‌ای تازه. به باور من، درمان باید درباره ایجاد تغییر باشد، نه صرفاً تخلیه هیجانی. باید درباره حرکت رو به جلو باشد، نه فقط آسان‌تر دست‌وپا زدن درجا.

اگر بخشی از این حرف‌ها برایتان آشناست، این چند پیشنهاد می‌تواند کمک کند مصرف‌کننده بهتری باشید و بیشترین بهره را از درمان ببرید:

هدف‌های روشن داشته باشید
درمان وسیله است، نه خودِ هدف. تصور کنید آن مقصد نهایی چه می‌تواند باشد: گرفتن یک تصمیم مهم، تبدیل شدن به والد یا شریک عاطفی بهتر، یا مدیریت مؤثرتر احساسات. چه مهارت‌هایی باید پرورش دهید؟ حتی اگر دقیق نمی‌دانید «بهتر» دقیقاً چه شکلی است، این وظیفه درمانگر است که به شما کمک کند آن را روشن و مشخص کنید.

بفهمید رویکرد درمانگر چگونه به شما کمک می‌کند
فقط به این دلیل که دوست‌تان از درمانگرش راضی است یا در ردیت نظرهای خوبی درباره‌اش نوشته‌اند، سراغ کسی نروید. بپرسید چگونه می‌تواند به مشکلات خاص شما کمک کند. منفعل نباشید؛ مثل مسافری که فقط سوار قطار شده و هرچه پیش آید می‌پذیرد. مصرف‌کننده خوب بودن یعنی نقش فعال داشتن، مطالبه کردن و به کمتر از نیازتان رضایت ندادن.

برای جلسات برنامه داشته باشید
وقتی درمان شروع شد، آماده به جلسه بیایید. اگر درمانگر پرسید «هفته‌ات چطور بود؟»، ذهناً شروع به مرور کارهای هفت روز گذشته نکنید. روی چیزی تمرکز کنید که می‌خواهید به آن بپردازید: «شنبه با سم دعوایمان شد و هنوز از دستش عصبانی‌ام و نمی‌دانم چطور با او حرف بزنم.» یا «یک موج افسردگی ناگهانی سراغم آمد و می‌خواهم بفهمم چه چیزی آن را فعال کرد.»

پیشرفت‌تان را دوره‌ای مرور کنید
درمانگر خوب معمولاً خودش این گفت‌وگو را آغاز می‌کند و می‌پرسد آیا تمرکز جلسات همان چیزی است که شما نیاز دارید یا نه. اما شما هم می‌توانید عقب بایستید، فکر کنید و بازخورد بدهید. موضوعی هست که هنوز درباره‌اش صحبت نکرده‌اید؟ آیا لازم است درمانگر روشش را کمی تغییر دهد—مثلاً پیشنهادهای عملی‌تری بدهد، بازخورد مثبت بیشتری ارائه کند یا هدف پرسش‌هایش را توضیح دهد؟ بیشتر درمانگران از بازخورد شما استقبال می‌کنند. در نهایت، مهم این است که به کمتر از آنچه نیاز دارید رضایت ندهید.

مراقب وابستگی باشید
اگر احساس کردید شما و درمانگرتان روی «خلبان خودکار» افتاده‌اید، یا درمان را به راهی برای دریافت چیزهایی تبدیل کرده‌اید که در جای دیگری از زندگی کم دارید—مثل تأیید، حمایت، همدلی یا حتی چالش—شاید وقت آن رسیده باشد که راه‌های دیگری برای یافتن این نیازها خارج از اتاق درمان جست‌وجو کنید.

از تعمیرگاه بیرون بیایید
یکی از مراجعانم می‌گفت دوستانی دارد که درمان برایشان فرآیندی مادام‌العمر به نظر می‌رسد. اما خودش ترجیح می‌دهد درمان را شبیه بردن ماشین به تعمیرگاه بداند: می‌خواهی مشکلش برطرف شود، نه اینکه برای همیشه در تعمیرگاه بمانی. در نهایت می‌خواهی ماشینت را پس بگیری و دوباره در جاده باز برانی.

من کاملاً با او موافقم.

نظرات بینندگان