پس از سیل نپال؛ رنج انسانی در مناطقی که ابعاد فاجعه در آنها باورنکردنی است

کد خبر : ۴۶۲۹۰۸
پس از سیل نپال؛ رنج انسانی در مناطقی که ابعاد فاجعه در آنها باورنکردنی است

دیل بهادر شِرِستا در میان گل‌ولای به دنبال جسد همسرش می‌گردد و با اندوه می‌گوید حتی یک بیل هم برایش باقی نمانده است. او فعلاً با دستان خالی مشغول جست‌وجو میان ویرانه‌های خانه‌اش است تا شاید پیکر همسرش را پیدا کند.

به گزارش اینتیتر، صبح چهارشنبه هفته گذشته، «جامونا شِرِستا»، همسر ۵۰ ساله دیل بهادر، در خانه‌شان در منطقه بتراواتی، در کنار رودخانه تریشولی نپال، مشغول غذا دادن به مرغ‌ها و بزهایی بود که به آنها علاقه زیادی داشت.

به گزارش گاردین، همزمان با اینکه سیلاب مرگبار با سرعت در دره رودخانه به راه افتاد، آخرین بار جامونا زمانی دیده شد که دوباره به خانه برگشت تا مرغ‌هایش را به محل امنی برساند. دیگران به سمت ارتفاعات فرار کرده بودند.

اکنون خانه آنها مانند لاشه‌ای پوشیده از گل باقی مانده است؛ هرچه درون آن بود یا نابود شده یا در اثر شدت آب و آوار از بین رفته است. سیلابی که بیش از یک هزار و ۲۰۰ نفر را در نپال و تبت کشته است.

«همه‌چیز در دو دقیقه نابود شد»

دیل بهادر شِرِستا، ۷۰ ساله، هنگام وقوع سیل در آن سوی رودخانه مشغول رسیدگی به زمین‌های برنج و غذا دادن به گاوهایش بود که ناگهان لرزش زمین را احساس کرد.

سپس موجی سیاه‌رنگ را دید که صدها متر ارتفاع داشت و با سرعت در امتداد دره پایین می‌آمد.

او به سمت جنگل فرار کرد تا جان خود را نجات دهد، اما پیش از آن شاهد بود که دو پل در برابر قدرت سیلاب از جا کنده شدند.

او گفت: «وقتی سیل رسید، همه‌چیز ظرف دو دقیقه نابود شد.»

دیل بهادر در دل خود می‌داند که همسرش دیگر زنده نیست، اما مانند هزاران نفر دیگر که گرفتار این فاجعه شده‌اند، هنوز جسد او پیدا نشده و نامش در فهرست مفقودشدگان قرار دارد.

بر اساس گزارش‌ها، بیش از پنج هزار نفر در نپال مفقود شده‌اند و ۵۴۶ نفر دیگر نیز در منطقه تبت چین همچنان مفقود هستند.

نیروهای امداد و نجات هنوز به خانه دیل بهادر نرسیده‌اند. به همین دلیل او خودش به محل بازگشته تا شاید بتواند جسد همسرش را پیدا کند.

او در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: «شاید فکر کرده بود سیل وارد خانه نمی‌شود.»

خانه‌ای که یک بار دیگر از نو ساخته شده بود

این زوج پیش از این نیز خانه خود را پس از زلزله سال ۲۰۱۵ دوباره ساخته بودند؛ زلزله‌ای که حدود ۹ هزار نفر را در نپال به کام مرگ فرستاد.

دیل بهادر هنگام صحبت کردن، در حالی که به ویرانه‌های زندگی‌اش نگاه می‌کرد، روی زمین خشک و پوشیده از گل فرو ریخت؛ همان جایی که پیش از این خانه همسایه‌اش قرار داشت.

او گفت: «حتی حالا هم نمی‌توانم باور کنم که او دیگر نیست. نمی‌توانم فراموشش کنم. برای همین مدام اینجا راه می‌روم و دنبالش می‌گردم. هنوز احساس می‌کنم شاید جایی همین اطراف باشد. مدام این حس را دارم که شاید هنوز اینجاست و از مرغ‌ها و بزها مراقبت می‌کند.»

شهری که در چند دقیقه زیر گل مدفون شد

ابعاد فاجعه در بتراواتی باورنکردنی است.

ساعت ۸:۳۷ صبح، یک یخچال طبیعی در ارتفاعات هیمالیا، در مرز نپال و تبت، ذوب و فرو ریخت و به دره پایین دست سرازیر شد. این حادثه سیلاب‌های ناگهانی و مرگباری را در مسیر رودخانه‌های بوتکوشی و تریشولی در نپال ایجاد کرد.

تنها ۱۳ دقیقه بعد، یعنی ساعت ۸:۵۰ صبح، شهر بتراواتی با وجود هشدار چند دقیقه‌ای، در میان سیلاب گرفتار شد.

این شهر که زمانی یک مرکز تجاری پررونق بود، اکنون زیر لایه‌ای ضخیم از گل مدفون شده است؛ به‌طوری که تنها دو طبقه بالایی یک ساختمان شش‌طبقه از میان گل‌ها بیرون مانده است.

بیشتر خانه‌ها به‌طور کامل شسته شده‌اند یا بر اثر قدرت سیلاب روی پهلو افتاده‌اند. اتوبوس‌های مدرسه واژگون شده‌اند. یک فروشگاه مواد غذایی حدود ۲۰۰ متر از محل اصلی خود جابه‌جا شده و اکنون تنها ویرانه‌ای از آن باقی مانده است.

حتی مسیر رودخانه نیز تغییر کرده و اکنون از مسیری جدید عبور می‌کند؛ مسیری که پیش از این جاده اصلی در آن قرار داشت.

تکه‌های زندگی مردم در میان ویرانه‌ها

در میان آوار، تکه‌هایی از زندگی هزاران نفری که در این منطقه زندگی می‌کردند پراکنده شده است: کتری، عروسک خرسی، دفتر ثبت اطلاعات، قابلمه، بسته‌های دارو و یک جفت عینک.

دست‌کم ۲۵۰ نفر در این منطقه مفقود شده‌اند؛ برادر و همسر برادر دیل بهادر نیز در میان آنها هستند.

در حالی که دیل بهادر به ویرانه‌های زندگی خود خیره شده بود، تیم‌های جست‌وجو و نجات در آن سوی رودخانه مشغول پیدا کردن اجساد بودند.

تا پایان همان روز، امدادگران ۲۴ جسد را تنها از یک خانه بیرون کشیده بودند.

بالگردی از بالای سر آنها عبور کرد و کیسه‌های سفید حمل اجساد از زیر آن آویزان بود.

دیل بهادر گفت: «فکر می‌کنم هنوز ممکن است صدها جسد اینجا باشد. افراد زیادی یکباره توسط آب خروشان با خود برده شدند.»

صدایش شکست و ادامه داد: «حالا من تنها هستم. کاملاً تنها هستم.»

پنج عضو یک خانواده ناپدید شدند

چند متر آن‌طرف‌تر، سانتامایا لاوات، ۵۷ ساله، ایستاده بود و گل‌های خشک‌شده را از لباس‌ها و پتوهای اندکی که توانسته بود از خانه برادرش بیرون بیاورد، می‌تکاند.

خانه برادرش نیز نیمه‌ویران شده و حفره بزرگی در یکی از دیوارهای آن ایجاد شده بود.

خانه خود سانتامایا که تنها ۱۰ ماه پیش و با تمام پس‌انداز زندگی‌اش ساخته شده بود، هنوز آن‌قدر از گل پر است که او نتوانسته وارد آن شود.

پنج عضو خانواده او نیز ناپدید شده‌اند.

او گفت: «وقتی برگشتم، قلبم شکست. قرار بود این خانه جایی باشد که تا پایان عمر در آن زندگی کنم، اما همه‌چیز از بین رفته است. اینجا مثل بهشت بود و حالا به جهنم تبدیل شده است.»

در منطقه راسووا، ابعاد تخریب گسترده‌تر است

در بخش‌های بالادست رودخانه و در منطقه راسووا، در نزدیکی مرز تبت، ابعاد ویرانی حتی گسترده‌تر شده است.

بسیاری از روستاهای این منطقه به‌طور کامل در سیلاب از بین رفته‌اند و تنها از طریق بالگردهای ارتش می‌توان به آنها دسترسی پیدا کرد.

برخی مناطق همچنان به‌قدری از دسترس خارج هستند و شرایط زمین در آنها آن‌قدر خطرناک است که سرنوشت صدها نفر هنوز مشخص نیست.

روز سه‌شنبه، نیروهای پلیس و تیم‌های جست‌وجو و نجات اعلام کردند سرانجام توانسته‌اند عملیات زمینی را در روستای مرزی تیموره آغاز کنند.

آنها تاکنون ۹۰ جسد را از این منطقه بیرون کشیده‌اند.

فاجعه نپال تنها مجموعه‌ای از اعداد مربوط به کشته‌شدگان و مفقودشدگان نیست. در میان گل‌ولای باقی‌مانده از این سیلاب، خانه‌ها، خاطرات، خانواده‌ها و زندگی هزاران انسان مدفون شده است؛ مردمی که بسیاری از آنها حتی فرصت پیدا نکردند برای نجات جان خود از خانه‌هایشان خارج شوند.

نظرات بینندگان